افغانستان در گذار از نظم تک‌ قطبی
افغانستان باید از موضوع رقابت قدرتها به شریک تفاهم منطقه‌ای و از چهارراه بحرانها به محور اتصال در قلب اسیا تبدیل شود 
تاریخ انتشار:   ۱۵:۴۲    ۱۴۰۵/۸/۱۴ کد خبر: 201233 منبع: پرینت

افغانستان در گذار از نظم تک‌ قطبی به چندقطبی، بحران فقدان دکترین ملی و ضرورت تفاهم منطقه‌ای:
هموطنان گرامی !
تحولات جهانی از جنگ اوکراین و بحران خاورمیانه تا گسترش همکاریهای بریکس و سازمان همکاری شانگهای، نشان میدهد که جهان بتدریج از نظم تک‌ قطبی فاصله گرفته و بسوی ساختاری چندقطبی حرکت میکند.
تحولات انتخاباتی امریکا نیز بخشی از این واقعیت را بازتاب میدهد.
نارضایتی از مشکلات اقتصادی، هزینه‌ های زندگی و سیاستهای جنگی، نشان داده استکه جامعه امریکا نیز دیگر پذیرای نامحدود هزینه‌های رهبری جهانی و مداخلات خارجی نیست.
این وضعیت، اگرچه به معنای پایان قدرت امریکا نیست، اما محدودیتهای تداوم نظم تک‌ قطبی را اشکار میسازد.
موضوع قابل توجه این است که:
در چنین شرایطی، تکیه محوری اپوزیسیون طالبان بر الگوها و حمایتهای سیاسی نظم گذشته، بدون درک واقعیتهای جدید جهانی و منطقه‌ای یک خطای راهبردی است.

افغانستان پس از بن، میراث نظم تک‌قطبی؛
نظم سیاسی: افغانستان پس از سال ۲۰۰۱ در چارچوب مداخله نظامی امریکا و نظم بین‌المللی تحت رهبری غرب شکل گرفت. هرچند روند بن با حمایت سازمان ملل و مشارکت نیروهای افغان اغاز شد، اما ساختار دولت، امنیت، اقتصاد و روابط خارجی کشور به‌شدت به حمایت غرب وابسته ماند.
بخش بزرگی از طبقه سیاسی افغانستان، چه در قدرت و چه در اپوزیسیون، هنوز مسایل کشور را با همان منطق گذشته تحلیل میکند ، در حالی‌که معادلات جهانی و منطقه‌ای تغییر کرده و راه‌حل بحران را نمیتوان صرفا در احیای الگوهای پیشین جستجو کرد.

اپوزیسیون طالبان، ضرورت بازنگری در راهبرد:
بخشهایی از جریانهای مخالف طالبان از جمله در طرح موزاییک و روند ویانا، با وجود تفاوت در ساختار و اهداف، همچنان در برخی مبانی و سازوکارهای خود به الگوهای سیاسی دوره نظم تک‌قطبی و حمایت بیرونی تکیه دارند.
دموکراسی، حقوق شهروندی و مشارکت سیاسی ارزشهای قابل دفاع‌اند ، اما مشکل انجاستکه این ارزشها بدون یک راهبرد عملی متناسب با واقعیتهای جدید منطقه‌ای و جهانی، به نسخه‌ای ناکافی برای حل بحران تبدیل میشوند.
اپوزیسیون باید از انتظار برای بازگشت حمایت یک‌جانبه قدرتهای غربی عبور کند و به تدوین یک دکترین ملی مستقل، مبتنی بر اراده مردم افغانستان و تفاهم منطقه‌ای روی اورد.

طالبان، تعامل منطقه‌ای بدون مشروعیت داخلی:
طالبان توانسته است روابط خود را با چین، روسیه، ایران و کشورهای اسیای مرکزی گسترش دهد. این رویکرد نشاندهنده سازگاری نسبی سیاست خارجی آن با نظم منطقه‌ محور است.
اما در داخل، انحصار قدرت، نبود مشارکت سیاسی فراگیر، محدودیت حقوق زنان و فقدان ساختارهای پاسخگو همچنان پابرجاست.
کشورهای منطقه به امنیت و ثبات افغانستان و توسعه مسیرهای اقتصادی و ترانزیتی علاقه‌مندند. اما همکاری و سرمایگذاری پایدار، بدون مشروعیت سیاسی، اطمینان حقوقی و ثبات نهادی با موانع جدی روبرو خواهد بود.
بنابراین، تعامل خارجی طالبان نمیتواند جایگزین مشروعیت ملی و حکومتداری فراگیر شود.

ضرورت تفاهم منطقه‌ای و دکترین ملی:
افغانستان امروز تنها موضوع رقابت قدرتهای بزرگ نیست، بلکه امنیت، اقتصاد و اتصال منطقه‌ای کشورهای همسایه نیز با اینده ان پیوند خورده است.
مبارزه با داعش خراسان و تروریسم، امنیت مرزها، تجارت، انرژی و کریدورهای ترانزیتی، منافع مشترکی را ایجاد کرده که بدون ثبات سیاسی افغانستان تحقق نخواهد یافت.

راه‌حل بحران باید بر سه محور استوار باشد:
۱ - مشروعیت ملی: مشارکت واقعی مردم، جریانهای سیاسی، شخصیتهای مستقل، زنان، جوانان و نخبگان در شکلدهی نظام سیاسی فراگیر و پاسخ‌گو.
۲- تفاهم منطقه‌ای: همکاری با کشورهای همسایه در تامین امنیت، مبارزه با تروریسم و جلوگیری از تبدیل افغانستان به میدان رقابت‌های نیابتی.
۳- استقلال راهبردی و اتصال اقتصادی: استفاده متوازن از فرصتهای نظم چندقطبی، توسعه کریدورها، تجارت، انرژی و سرمایگذاری، بدون وابستگی انحصاری به یک قدرت جهانی.
در این چارچوب، تعامل و فشار دیپلماتیک منطقه باید طالبان را به پذیرش ساختار سیاسی فراگیر و قانونی تشویق کند، هم‌زمان، اپوزیسیون نیز باید از سیاست انتظار حمایت بیرونی عبور کرده و به نیرویی برخوردار از برنامه ملی و درک واقع‌ بینانه از تحولات منطقه‌ای تبدیل شود.

هموطنان عزیز!
بحران افغانستان نه با بازگشت به نظم سیاسی گذشته حل میشود و نه با تداوم انحصار کنونی.
طالبان بدون مشروعیت داخلی و مشارکت ملی نمیتواند ثبات پایدار ایجاد کند. اپوزیسیون نیز با تکیه بر الگوهای نظم تک‌قطبی و حمایت یک‌جانبه غرب، نمیتواند پاسخگوی واقعیتهای جدید باشد.
راه نجات افغانستان در تدوین یک دکترین ملی مستقل، مبتنی بر اراده مردم، تفاهم منطقه‌ای و بهره‌گیری متوازن از فرصتهای نظم چندقطبی قرار دارد.
افغانستان باید از موضوع رقابت قدرتها به شریک تفاهم منطقه‌ای و از چهارراه بحرانها به محور اتصال ژیوپولیتیک، ژیواکونومیک و ژیوتمدنی در قلب اسیا تبدیل شود.

سید باقرشاه (احمدی)


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
افغانستان
قلب آسیا
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است