| تاریخ انتشار: ۲۰:۴۴ ۱۴۰۵/۷/۱۷ | کد خبر: 201048 | منبع: |
پرینت
|
|
اصل مطلب این که اصطلاح خوشرقصی را خیلی از ما شنیدهایم اما ماجرایی دارد. «عبدالله مستوفی» نویسنده کتاب «زندگانی من» یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قارجاریه، ذیل اصطلاح خوشرقصی نوشته است که در روزگار قدیم، دو قوم و طایفه باهم درگیر بودند. سرانجام یکی از این طایفهها از طایفه دیگر شکست خورد. رییس طایفه پیروز برای رییس طایفه مقهور و شکستخورده شرط گذاشت که برای پایان دایمی نزاع، باید دخترت در مقابل سران دو طایفه برقصد. محل آماده میشود و دختر رییس شکستخورده، به رقصیدن شروع میکند و با جان و دل میرقصد و در این کار از هیچ ناز و عشوهای کم نمیگذارد.
پس از پایان مراسم، رییس طایفه شکستخورده، سیلی محکمی به صورت دختر خود میزند که موجب تعجب دختر و حاضران میشود. دختر با اعتراض میگوید که من اینکار را برای مصلحت قوم و آبروی شما کردم و توقع تشویق دارم نه برخورد. پدرش با عصبانیت میگوید که شرط ما فقط رقصیدن بود اما آنچه تو انجام دادی، رقص با حرکات اضافی و کرشمه بود که به آن خوشرقصی میگویند.
در شرایط فعلی افغانستان این داستان درباره بسیاریها از جمله شیخ حسن فاضلزاده صدق میکند. بلی جناب شیخ میپذیریم که شرایط افغانستان اقتضا میکند تا با طالبان تعامل کنیم و از سرناچاری به ساز آنها برقصیم اما آنچه شما برای طالبان به هدف رقابت با رقیبها و حفظ داراییهای شخصی خود انجام میدهید، رقص مجبوری نیست بلکه خوشرقصی است.
محمد مرادی