| تاریخ انتشار: ۲۳:۵۱ ۱۴۰۵/۷/۱۵ | کد خبر: 201037 | منبع: |
پرینت
|
|
گلبدین حکمتیار به طرز عجیبی دموکرات شده است. او به تجربه دریافت که دموکراسی تنها بستر توسعه سیاسی است و انسان و جامعه و نهادهای سیاسی فقط و فقط در چارچوب دموکراسی امکان رشد و بقا دارند. او سالها علیه نظامها جنگید اما این دموکراسی بود که به او امکان داد تا در کابل با امن و عزت و برخودار از امکانات رفاهی و زمینه آزاد فعالیت سیاسی زندگی کند.
پیشینه فعالیت سیاسی و نظامی گلبدین حکمتیار قابل دفاع و توجیه نیست اما به نظر میرسد که در این اواخر او به درک عمیقی از عوامل بحران سیاسی در کشور رسیده است.
اظهارات او در نقد اصول و مبادی فکری و عقیدتی و روش های حاکمیتی طالبان، حمایت از از دگردیسی عمیق دارد. نقد او بر عقیده و عمل طالبان از این جهت حایز اهمیت است که او به لحاظ فکری و قومی همسنخی زیادی با طالبان دارد.
برخیها میگویند که آقای حکمتیار در همسویی با برنامههای جدید پاکستان حرکت میکند و زنگ خطری که او برای طالبان مینوازد از اسلامآباد سرچشمه میگیرد اما هرچه باشد، اهمیت گفتمان سیاسی جدیدی که وی به کار میگیرد، قابل توجه است.
البته باید گفت که پاکستانیها هم در نگاه شان به افغانستان دچار دگرگونی عمیق شدهاند. آنان نیز دریافتهاند که یک اداره غیرپاسخگو و یک جانبهگرا برای پاکستان نیز درد سر است و عوامل خطرساز را در افغانستان و منطقه بیشتر تشدید میکند. به عبارت دیگر ادبیات پاکستانیها نیز دموکراتیک شده و این جالب و مهم است.
دموکراسی(مشارکت قومی، همدیگرپذیری، مدارای فرهنگی و هویتی و کارگیری از خرد جمعی) برای افغانستان یک ناچاری است. ما چارهای نداریم مگر اینکه روی یک ساختار دموکراتیک توافق کنیم. هر گروه سیاسی این را زودتر درک کند، نشان میدهد که عقلش بر احساسش غلبه کرده است.
نورالله ولیزاده