| تاریخ انتشار: ۲۲:۵۹ ۱۴۰۵/۷/۱۵ | کد خبر: 201035 | منبع: |
پرینت
|
|
سالها پیش، فیلم زیاد میدیدم. هنوز بعضی از دیالوگهای ماندگار آن فیلمها را به یاد دارم. در یکی از فیلمهای هندی، متهمی در محکمه و در حضور قاضی تلاش میکرد اعمال خلاف خود را توجیه کند. قاضی خطاب به او گقت چرا این کار کردی؟ متهم پاسخ داد که «همه این کار را میکنند». قاضی در خطاب دیگر به او گفت: "تو نمیتوانی جرم خودت را به دلیل ارتکاب همان جرم توسط دیگران، توجیه کنی؛ جرم، جرم است."
این جمله را میتوان امروز به مساله دیگری در جامعه ما تعمیم داد. این روزها بسیاری به گونه جنونآمیز و بلاهتوار، دست به نفرتپراکنی میزنند. باید گفت این عمل باعث نمیشود که ما نیز دست به نفرتپراکنی بزنیم؛ یعنی نفرتپراکنی دیگران هرگز نمیتواند مجوزی برای نفرتپراکنی ما باشد.
نفرتپراکنی، چه کنش مستقل و از سر عقده باشد و چه واکنش هیجانی به رفتار دیگران باشد، عملی غیراخلاقی و رذیلانه است. نمیتوان گفت چون دیگری توهین کرد، من نیز حق دارم توهین کنم؛ چون دیگری نفرتپراکنی کرد، نفرتپراکنی من قابل توجیه است؛ یا چون دیگری انسانها را بر اساس قومیت، مذهب یا هر ویژگی دیگری تحقیر میکند، من از کسی کم ندارم و متقابلا همین کار را میکنم.
اگر قرار باشد اخلاق را با رفتار دیگران تنظیم کنیم، در نهایت چیزی از اخلاق باقی نمیماند. تقریبا تمام گزارههای اخلاقی مطلق و ثابت است. اخلاق دقیقاً در جایی معنا پیدا میکند که ما، حتی در برابر رفتار نادرست دیگران، از انجام همان کار خودداری کنیم.
سید جواد سجادی