| صلح پایدار زمانی معنا پیدا میکند که همه گروههای سیاسی و اجتماعی، زنان، اقوام و جریانهای مختلف فکری، در شکلگیری آینده سیاسی کشور سهم داشته باشند | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۰:۵۳ ۱۴۰۵/۷/۱۳ | کد خبر: 201022 | منبع: |
پرینت
|
|
آیا فورمت مسکو یک ابتکار دیپلوماتیک است یا یک پلتفرم حمایت از طالبان؟
«فورمت مسکو» که روند آن از سال ۲۰۱۶ با هدف ایجاد یک چارچوب منطقهای برای گفتگو درباره صلح، امنیت و آینده سیاسی افغانستان آغاز شد، در ابتدا قرار بود بستری برای یافتن یک راهحل سیاسی برای بحران افغانستان، تقویت گفتگوی منطقهای، مبارزه با تروریسم و کمک به ایجاد ثبات پایدار در افغانستان و منطقه باشد.
اما عملکرد این روند در سالهای گذشته پرسشهای جدی درباره میزان تحقق اهداف اولیه آن ایجاد کرده است.
یکی از مهمترین انتقادها این است که فورمت مسکو، بهجای آنکه به یک بستر مؤثر برای گفتگوی فراگیر میان همه جریانهای سیاسی و اجتماعی افغانستان تبدیل شود، بهتدریج به بستری برای تعامل مستقیم و تقویت جایگاه سیاسی طالبان تبدیل شده است. نقش فعال روسیه در ایجاد و حفظ کانالهای ارتباطی با طالبان و مواضع ضمیر کابلوف، نماینده ویژه روسیه در امور افغانستان، در شکلگیری این برداشت اهمیت زیاد دارد.
مساله اساسی اینجاست که اگر هدف فورمت مسکو واقعاً ایجاد یک راهحل سیاسی برای افغانستان است، این راهحل نمیتواند صرفاً از مسیر تعامل با حاکمان بالفعل قندهار تعریف شود. صلح پایدار زمانی معنا پیدا میکند که همه گروههای سیاسی و اجتماعی افغانستان، زنان، اقوام و جریانهای مختلف فکری و سیاسی، در شکلگیری آینده سیاسی کشور سهم داشته باشند.
بنابراین، پرسش اصلی این نیست که آیا فورمت مسکو هنوز درباره افغانستان گفتگو میکند یا خیر؛ پرسش اساسی این است که این گفتگوها تا چه اندازه توانستهاند به اهداف اعلامشده خود، یعنی صلح پایدار، نظام سیاسی فراگیر، مبارزه مؤثر با تروریسم و ثبات منطقهای، نزدیک شوند؟
از این منظر، میتوان استدلال کرد که شکاف قابل توجهی میان اهداف اعلامشده فورمت مسکو و عملکرد سیاسی آن به وجود آمده است. من باورمندم که این فرمت بیش از آنکه طالبان را به پذیرش یک نظم سیاسی فراگیر و پاسخگویی در برابر تعهدات بینالمللی وادار کند، به عادیسازی روابط منطقهای با طالبان و افزایش مشروعیت سیاسی آن کمک کرده است.
به همین دلیل، امروز این پرسش جدی مطرح است که این روند هنوز یک چارچوب منطقهای برای حل مساله افغانستان است، یا در عمل به یکی از مهمترین کانالهای دیپلماتیک برای تثبیت جایگاه طالبان در معادلات منطقهای تبدیل شده است؟
دکتر ملک ستیز