از فروپاشی تا پایداری؛ درس‌هایی از خروج
بدون آموزش و آگاهی مردم، پروسه‌های بلندپروازانه و ترقی‌خواهانه، چه داخلی و چه به کمک خارجی، به شکست منجر می‌شوند 
تاریخ انتشار:   ۱۸:۵۷    ۱۴۰۵/۷/۱۲ کد خبر: 201019 منبع: پرینت

امریکا از عراق خارج شد؛ با خروج امریکا، نظام عراق نه‌تنها مانند افغانستان از هم نپاشید، بلکه عراق فصل تازه‌ای از اقتدار دولت مرکزی را گشوده و ارتقای اعتبار بین‌المللی، بازسازی در همه ابعاد و مبارزه با فساد را در صدر برنامه‌های خود قرار داده است.
هر دو کشور عراق و افغانستان گرفتار اختلافات و چنددستگی‌های طایفه‌ای و فرقه‌ای هستند و در هر دو کشور امریکا حضور طولانی‌مدت داشت؛ اما نتایج خروج امریکا برای دو کشور متفاوت بوده است. درس‌هایی که می‌توان از خروج امریکا از افغانستان و عراق گرفت، در چند محور خلاصه می‌شود:

۱. تقریبا می‌توان گفت، در جنگ‌ها، برد و پیروزی امریکا در جنگ روانی، ضربات کوبنده و خیره‌کنندهٔ اولیه است. اگر جنگ طولانی شود، امریکا نتیجهٔ لازم را به دست نمی‌آورد و احتمال این‌که جنگ به شکست امریکا منجر شود، تقریباً به یک امر حتمی تبدیل می‌شود.

۲. امریکا شریک قابل اعتماد نیست. یک حقیقت محض است. نباید هم باشد. هیچ کشوری قابل اعتماد نیست. مگر چین و روسیه قابل اعتماد‌اند؟ اصل سود و زیان و منافع در سیاست خارجی حرف نخست را می‌زند و اعتماد که امر اخلاقی ـ حقوقی است، در مرتبهٔ بعدی قرار دارد. امریکا در راستای منافع خود دخالت می‌کند، استقرار می‌یابد و اگر شرایط اقتضا کرد خارج می‌شود. این‌که دیگران چه اندازه امید می‌بندند و در مورد اعتماد به آمریکا چه محاسباتی را انجام می‌دهند، برایش مهم نیست.

۳. مردم عراق نسبت به مردم افغانستان از ظرفیت اجتماعی و هم‌گرایی ملی بالاتری برخوردارند. فرهنگ شهرنشینی، هم‌پذیری، تحمل اختلافات و پذیرش کثرت‌گرایی در میان عراقی‌ها بیش‌تر از افغان‌هاست.

۴. سیاست‌مداران عراق با منافع ملی آشناتر، دوراندیش‌تر و مسئولیت‌پذیرتر از سیاست‌مداران افغانستان هستند. به این دلیل است که سیاست‌مداران ارشد عراق در هرم قدرت، مثل نخست‌وزیر به راحتی جابجا می‌شوند؛ اما جابجایی سیاست‌مداران در افغانستان همواره با بحران همراه بوده است.
برای سیاست‌مداران افغانستان، منافع ملی، مصالح مردم، دوراندیشی و مسئولیت‌پذیری معنا ندارد. آنچه پس از نظام کمونیستی به یک اصل مسلم تبدیل شده و تقریباً همه سیاست‌مداران آن را رعایت می‌کنند، چپاول و فساد لجام‌گسیخته است.

۵. در نهایت باید گفت، دخالت خارجی‌ها در یک کشور و عملکرد رهبران سیاسی آن در سیر تحولات مؤثر است؛ اما آنچه از اهمیت اساسی برخوردار است این‌که ثبات، پیش‌رفت، دولت‌سازی و ملت‌سازی، در گرو آموزش، آگاهی و وابسته به سطح فرهنگ مردم است.
بدون آموزش و آگاهی مردم، پروسه‌های بلندپروازانه و ترقی‌خواهانه، چه داخلی و چه به کمک خارجی، به شکست منجر می‌شوند. به زور یا با کمک نیروهای خارجی نمی‌توان به یک جامعه قبولاند که برابری، عدالت، هم‌دیگرپذیری و دموکراسی ضامن پیش‌رفت است. به همان ترتیب که نزاع‌های فرقه‌ای، نفرت‌های قومی، تبعیض‌های سیستماتیک و دولت‌های قبیله‌ای مانع هم‌گرایی ملی، پیش‌رفت و توسعه است. پذیرش این اصول در گرو آموزش و تغییر ذهن است. عراقی‌ها در این زمینه از افغانی‌ها جلو‌تر‌اند.
بنابراین، هرقدر ذهن در چنبرهٔ باورهای قبیله‌ای باشد و لایه‌های تعصب و ناآگاهی ضخیم‌تر باشد، به همان اندازه مقاومت در برابر پیش‌رفت، بیش‌تر است. این‌که نزدیک به یک قرن است افغانستان مدام به عقب برمی‌گردد، نظام‌ها ناپایدار و فروپاشی‌ها سریال‌وار است، ریشه در ذهن پس‌رونده و فقدان آموزش و نبود آگاهی جامعه دارد.

سید جواد سجادی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
دخالت خارجی‌ها
افغانستان عراق
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است