| جنجال و تعصب و سیاست قومی و شیوه مدیریت غنی، دولت را از درون چنان فروپاشانده بود که دیگر توان ایستادن نداشت | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۹:۳۷ ۱۴۰۵/۷/۱۱ | کد خبر: 201012 | منبع: |
پرینت
|
|
چرا بعد از خروج آمریکا، افغانستان شکست خورد و عراق شکست نخورد؟
جواب، یک کلمه است که در ذهن بسیاری شما میآید. حالا از آن کلمه بگذریم و طور دیگری تحلیل کنیم.
به نظر من فروپاشی دولت افغانستان از دورن بود. جنجال و تعصب و سیاست قومی و شیوه مدیریت غنی، دولت را از درون چنان فروپاشانده بود که دیگر توان ایستادن نداشت. جنرال دوستم یا اسماعیل خان مثلا به حیث نیروی مردمی، وقتی میخواست جنگ کند، خطر برای آنها بیش از آنکه از جانب طالب باشد، از طرف دولت بود.
غنی با ایجاد نهادهای موازی در هر وزارت یک معین آورده بود که اختیار وزیر را سلب کرده بود. شرکت انکشاف ملی، چندین وزارت مثل فواید عامه و انکشاف دهات و امثالهم را بیکاره کرده بود. محب و فضلی چندین وزارت امنیتی و حکومتی را بیصلاحیت کرده بودند و از کار انداخته بودند. لذا بسمالله خان که وزیر دفاع بود، به اندازه سر موی در جنگ و صلح و دفاع و قومانده اختیار و صلاحیت و آگاهی نداشت و نمیدانست چه کار کند. سایر وزارتها هم همین طور بود.
حکومت داکتر نجیبالله چرا بعد از خروج روسها چهار سال دوام کرد؟ چون از درون منسجم و متحد بود و همو هم وقتی فروپاشید که از درون به اثر اختلافات و گرایشهای قومی، متلاشی شد.
یک مثال برای مخاطبان غوری از محله و ولسوالی خودمان بدهم. زمانی که در سال ۱۳۷۳ مردم تیمنی دولتیار و رییس دهقانپور با دولت استاد ربانی و اسماعیل خان در غور در افتادند، خط جنگ در گری چشتی و گنداب بود، اما مردم از یمهگگ و نرمته چندین کیلومتر دورتر از خط اول، شکست خوردند. دلیل شکست آن این بود که در آن زمان که مردم تیمنی تازه با هم صلح کرده بودند و اعتماد ضعیف بود، شایعه شد که سرحدی به دلیل رابطه با مجاهدین از پشت سر، خط میاندازند و با حزب جمعیت و فروتن و دیگران رابطه گرفته است و راه عقب نشینی را مسدود میکند. مردم به شمول سرحدی شکست خوردند و تا مزار شریف آواره شدند.
اما بعد از یک سال مرحوم سناتور احمدخان دوباره به دولتیار آمد و در دره کشرو با هفتاد نفر سنگر گرفت. تمام دولت مجاهدین در غور و تمام طرفداران مردمی جمعیت به شمول کمک هوایی و زمینی اسماعیل خان از هرات سه ماه تمام جنگ کردند اما یک متر پیشروی نتوانستند. دلیلش این بود که از درون محکم بودند و قومانده واحد وجود داشت.
تاریخ نشان میدهد که اکثریت قریب به اتفاق شکستها ریشه در فروپاشی و بیاعتمادی و اختلافات درونی دارد. جمهوریت از درون شکست خورد، نه از بیرون.
نبی ساقی