| افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، لبنان، یمن، غزه و تقابل با ایران، هرکدام بخشی از منطقهایاند که طی این بیستوپنج سال عمیقاً دگرگون شده است | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۰:۵۵ ۱۴۰۵/۶/۲۰ | کد خبر: 200876 | منبع: |
پرینت
|
|
بیستوپنج سال جنگ، تغییر نقشهٔ خاورمیانه و میراثی که هنوز ادامه دارد.
درست دو و نیم دهه از حادثهٔ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ میگذرد؛ اما پسلرزههای سیاسی آن هنوز پایان نیافته است. برجهای نیویورک در چند ساعت فرو ریختند، ولی نظمی که از زیر آوار آنها بیرون آمد، جنگها و مناسبات قدرت در جهان، بهویژه خاورمیانه، را برای یک ربع قرن دگرگون ساخت.
پرسش تنها این نیست که در صبح ۱۱ سپتامبر چه اتفاق افتاد؛ پرسش مهمتر این است که پیش از آن چه برنامههای راهبردی در مورد این حادثه وجود داشت و چه نیروهایی از پیامدهای آن سود بردند؟
پیش از حادثه چه میگذشت؟
در ۲۷ آگست ۲۰۰۱، تنها دو هفته پیش از حملات، هیاتی از کنگرهٔ آمریکا به رهبری سناتور باب گراهام و پورتر گاس در پاکستان با پرویز مشرف و مقامهای امنیتی آن کشور دربارهٔ افغانستان و اسامه بنلادن گفتگو کرد. عبدالسلام ضعیف، سفیر وقت طالبان در پاکستان، نیز با این هیات ملاقات کرد و طبق گزارشهای همان زمان گفته بود طالبان اجازه نخواهد داد بنلادن از افغانستان برای حمله به آمریکا استفاده کند.
اما حلقهٔ قابل تأمل این سلسلهٔ ملاقاتها در خود روز ۱۱ سپتامبر شکل گرفت. سپهبد محمود احمد، رییس وقت سازمان اطلاعات نظامی پاکستان (ISI)، در همان صبح در واشنگتن حضور داشت و هنگام وقوع حملات، در کنگرهٔ آمریکا با سناتور باب گراهام و پورتر گاس، رؤسای کمیتههای اطلاعاتی سنا و مجلس نمایندگان، در جلسه بود.
بر اساس روایت و یادداشتهای باب گراهام، این نشست صبحگاهی حدود ساعت هشت آغاز شده بود و در آن افغانستان، طالبان، اسامه بنلادن و مسالهٔ کشت خشخاش و مواد مخدر مورد بحث قرار گرفت. اندکی بعد، در حالی که همین مقام ارشد اطلاعاتی پاکستان در واشنگتن حضور داشت، نخستین هواپیما به برج تجارت جهانی اصابت کرد و جهان وارد مرحلهای کاملاً متفاوت شد.
موضوع خشخاش در این میان قابل تأمل است. پس از ممنوعیت کشت آن توسط طالبان، تولید تریاک افغانستان در سال ۲۰۰۱ به حدود ۱۸۵ تُن سقوط کرده بود. اما پس از آغاز جنگ و حضور آمریکا و ناتو، مسیر بهسرعت معکوس شد و در آخرین سالهای اشغال به ۹۰۰۰ تُن رسید و افغانستان در دوران جنگ بار دیگر به بزرگترین تولیدکنندهٔ تریاک جهان تبدیل شد؛ همزمان معادن اورانیوم و لیتیم... تاراج گردیدند.
در واشنگتن نیز پیش از ۱۱ سپتامبر، سیاست در برابر القاعده و طالبان در حال بازنگری بود و افغانستان از قبل روی میز امنیتی آمریکا قرار داشت.
تنها چند ساعت پس از حملات، بنلادن و القاعده متهم شدند؛ همان شب «کابینهٔ جنگ» شکل گرفت؛ روز بعد ناتو مادهٔ پنجم را فعال کرد و تنها چهار هفته بعد، در ۷ اکتبر، افغانستان زیر بمباران قرار گرفت.
ملاقات بوش پدر با برادر بنلادن؛
در همان روزها، جورج هربرت واکر بوش، رییسجمهور پیشین آمریکا و پدر رییسجمهور وقت، در نشست Carlyle Group حضور داشت که شفیق بنلادن، برادر اسامه بنلادن، نیز از شرکتکنندگان آن بود.
این ملاقات در حالی صورت میگرفت که ساعاتی بعد، اسامه بنلادن به دشمن شمارهٔ یک آمریکا تبدیل شد.
از سوی دیگر، در روایت رسمی، ۱۹ هواپیماربا مسوول حملات معرفی شدند که ۱۵ تن آنان شهروند عربستان سعودی بودند؛ اما نخستین جنگ علیه عربستان آغاز نشد. افغانستان هدف قرار گرفت و سپس عراق؛ کشوری که ارتباط عملیاتی آن با حملات ۱۱ سپتامبر اثبات نشد.
افغانستان؛ از حضور مستقیم تا تغییر راهبرد؛
جنگ و اشغال افغانستان را نمیتوان صرفاً به بهانهٔ مبارزه با تروریسم و القاعده مطالعه کرد؛ بلکه موقعیت افغانستان در قلب آسیای مرکزی و جنوبی، همجواری با ایران و چین، نزدیکی به روسیه و جمهوریهای آسیای میانه و قرارگرفتن در مسیر رقابتهای بزرگ منطقهای، به این کشور اهمیت ژیوپولیتیکی ویژهای میبخشید.
از این منظر، حضور درازمدت آمریکا در افغانستان را میتوان بخشی از یک برنامهٔ راهبردی برای حفظ جای پای ژیوپولیتیکی در منطقه بررسی کرد.
اما با گذشت دو دهه، افزایش هزینههای جنگ، مقاومت داخلی، ظهور چین، بازگشت روسیه و تغییر موازنهٔ قدرت منطقهای، ادامهٔ همان الگوی حضور مستقیم آمریکا دشوارتر شد. توافق و تبانی دوحه در مورد تسلیمدهی قدرت به طالبان در افغانستان و خروج نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱ نشانهٔ یک تغییر مهم در راهبرد واشنگتن بود.
بنابراین باید چنین پنداشت که آمریکا بهجای حضور مستقیم نظامی، به سوی مدیریت غیرمستقیم موازنهٔ منطقهای حرکت کرد و بازگشت طالبان بخشی از چنین تغییر راهبردی بود.
آگاهان سیاسی، طالبان را نیرویی میدانند که واشنگتن میتواند از آنها به حیث نیروی نیابتی در معادلات منطقهای و منافع ژیوپولیتیکیاش بهرهبرداری کند. آمریکا که تحت عنوان «جنگ با تروریسم» به افغانستان لشکرکشی نمود، برعکس، تحت چتر ناتو و آیساف، ورود تروریسم منطقهای و بینالمللی، از جمله داعش، در آن کشور صورت گرفت و افغانستان به پناهگاه و لانهٔ تروریسم مبدل گردید. بر اساس گزارشها، اکنون بیش از ۲۰ گروه تروریستی، از جمله داعش، تحت سایهٔ طالبان به فعالیت میپردازند.
چه کسی سود برد؟
فیلیپ جیرالدی و لَعلا بچتوله پرسش قدیمی سیاست را مطرح میکنند: چه کسی سود برد؟
آنان اسراییل را یکی از مهمترین بهرهبرداران راهبردی تحولات پس از ۱۱ سپتامبر میدانند.
پیش از حادثه نیز در محافل نیوکان آمریکایی از سرنگونی صدام حسین، تضعیف سوریه و مهار ایران سخن گفته میشد. پس از ۱۱ سپتامبر، بخش بزرگی از همان منطقه وارد جنگ شد.
صدام حسین و قذافی از قدرت حذف شدند؛ سوریه ویران شد و حکومت بشار اسد سرانجام سقوط کرد؛ حزبالله ضربات سنگینی متحمل شد؛ غزه به میدان جنگی ویرانگر تبدیل گردید و بیش از هفتاد هزار نفر تلفات داشت و ایران همچنان زیر فشار قرار دارد.
نقشهٔ قدرت در خاورمیانهای که پیش از ۱۱ سپتامبر وجود داشت، دیگر وجود ندارد.
رییسجمهوران رفتند؛ جنگ باقی ماند.
از جورج بوش تا اوباما، ترامپ، بایدن و بازگشت دوبارهٔ ترامپ، رییسجمهوران تغییر کردند؛ اما میراث ۱۱ سپتامبر پایان نیافت.
افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، لبنان، یمن، غزه و تقابل با ایران، هرکدام بخشی از منطقهایاند که طی این بیستوپنج سال عمیقاً دگرگون شده است.
برآوردهای پروژهٔ Costs of War دانشگاه براون نشان میدهد که جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر بیش از ۸ تریلیون دالر هزینه برجا گذاشته، حدود ۹۰۰ هزار انسان مستقیماً در خشونتهای جنگی کشته شدهاند و با احتساب مرگهای غیرمستقیم، شمار قربانیان به حدود ۴.۵ تا ۴.۷ میلیون نفر میرسد. همچنین حدود ۳۸ میلیون انسان در اثر این جنگها آواره یا بیجا شدهاند.
و شاید تمام این بیستوپنج سال را بتوان در دو جمله خلاصه کرد:
۱۱ سپتامبر یک تراژدی بود؛ اما آنچه به نام ۱۱ سپتامبر انجام شد، انتخاب بود.
حادثه در یک روز اتفاق افتاد؛
اما زلزلهای که در سیاست جهان ایجاد کرد، هنوز پایان نیافته است.
برگرفته و تدوینشده بر پایهٔ مقالات فیلیپ جیرالدی، پروفسور میشل چوسودوفسکی، لَعلا بچتوله و مطالب منتشرشده به مناسبت بیستوپنجمین سالگرد ۱۱ سپتامبر در گلوبال ریسرچ.
منبع: گلوبال ریسرچ– سپتامبر ۲۰۲۶
با احترام
محمد عارف عرفان
لندن، سپتامبر ۲۰۲۶