عقل مزدور در خدمت ایدیولوژی
جامعه‌ای که می‌خواهد از فاشیسم، بنیادگرایی، تعصب قومی و هر شکل دیگری از تمامیت‌خواهی رهایی یابد، به عقل مستقل، نقدپذیر و اخلاق‌مدار نیاز دارد 
تاریخ انتشار:   ۲۰:۰۷    ۱۴۰۵/۶/۱ کد خبر: 200762 منبع: پرینت

عقل مزدور و اجاره ای وقتیکه در خدمت ایدیولوژی قرار می‌گیرد.
دیوید هیوم، فیلسوف بزرگ اسکاتلندی، درباره انسان نکته‌ای تکان‌دهنده دارد: عقل همیشه فرمانروای رفتار انسان نیستاحساسات، امیال و تمایلات می‌توانند عقل را به خدمت خود بگیرند. معنای این سخن آن نیست که انسان عقل ندارد، بلکه این است که عقل می‌تواند استقلال خود را از دست بدهد و به خدمتکار خواسته‌ها و باورهای انسان تبدیل شود.

تاریخ بشر نمونه‌های هولناکی از همین وضعیت را نشان می‌دهد. هیتلر بدون عقل جنایت نمی‌کرد او برنامه‌ریزی می‌کرد، سازمان می‌داد و از دانشمندان، مهندسان و متخصصان استفاده می‌کرد. موسولینی و استالین نیز فاقد توانایی محاسبه و سازمان‌دهی نبودند. در نظام‌های آنان دانش، تکنولوژی و مدیریت حضور داشت. مساله نبودِ عقل نبود مساله این بود که عقل استقلال اخلاقی و داوری انتقادی خود را از دست داده و در خدمت ایدیولوژی قرار گرفته بود.

اینجا باید میان هوش و عقل تمایز گذاشت. هوش می‌تواند راه رسیدن به یک هدف را پیدا کند اما عقل باید بتواند درباره خودِ هدف نیز پرسش کند: آیا این هدف درست است؟ آیا انسان حق دارد برای رسیدن به آن، انسان دیگری را قربانی کند؟ مهندس می‌تواند بهترین وسیله را برای ساختن یک ماشین طراحی کند اما اگر هدف، ساختن ماشین کشتار باشد، مهارت او به‌تنهایی آن هدف را اخلاقی نمی‌کند.

از همین‌جا تفاوت عقل ابزاری و عقل انتقادی روشن می‌شود. عقل ابزاری می‌پرسد: «چگونه به هدف برسیم؟» اما عقل انتقادی می‌پرسد: «چرا این هدف را انتخاب کرده‌ایم و آیا اساساً حق داریم آن را دنبال کنیم؟» هنگامی که ایدیولوژی و عقیده پاسخ همه این پرسش‌ها را از پیش تعیین کند، عقل از مقام داور سقوط می‌کند و به کارگزار ایدیولوژی تبدیل می‌شود و حتی وجودش انکار می شود.

خطر ایدیولوژی دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود. وقتی عقیده به حقیقت مطلق تبدیل شد، عقل دیگر حق ندارد خودِ عقیده را بررسی کند وظیفه‌اش این می‌شود که برای آن دلیل بسازد، مخالفان را طبقه‌بندی کند و راه‌های تحقق هدف را پیدا کند. آن‌گاه انسان به‌خاطر انسان بودن ارزش ندارد ارزش او از تعلقش به عقیده، قوم، نژاد، مذهب تبدیل می‌شود.

فاشیسم انسان را بر اساس نژاد ارزش‌گذاری کرد نظام‌های تمامیت‌خواه سیاسی انسان را بر اساس وفاداری به ایدیولوژی سنجیدند و قرائت‌های افراطی مذهبی نیز گاه انسان را ابتدا بر اساس تعلق ایمانی تعریف کرده و سپس درباره حقوق او داوری کرده‌اند. شکل‌ها متفاوت‌اند، اما منطق یکی است: عقیده بر انسان مقدم می‌شود.
در چنین وضعیتی حتی جنایت نیز می‌تواند با زبان عقلانی توجیه شود. برای کشتار، استدلال ساخته می‌شود برای تبعیض، نظریه تولید می‌شود برای حذف مخالف، ضرورت تاریخی یا دینی ساخته می‌شود. عقل دیگر نمی‌پرسد «آیا این کار اخلاقی است؟» بلکه می‌پرسد «چگونه آن را مؤثرتر انجام دهیم؟» این شاید یکی از خطرناک‌ترین لحظات تاریخ باشد: وقتی عقل، به جای جلوگیری از جنایت، کارآمدی جنایت را افزایش می‌دهد.

از این رو، حضور دانشمندان، مهندسان و حتی متفکران برجسته در کنار نظام‌های استبدادی نباید ما را شگفت‌زده کند. نبوغ علمی یا فلسفی به‌خودی‌خود تضمین‌کننده اخلاق نیست. انسان می‌تواند در یک حوزه نابغه باشد و در برابر یک ایدیولوژی، استقلال داوری خود را از دست بدهد. آنچه اهمیت دارد فقط «عقل داشتن» نیست مستقل بودن عقل است.

اینجا است که سخن هیوم معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند. اگر احساسات، ترس‌ها، نفرت‌ها، هویت‌ها و تمایلات، هدف را تعیین کنند و عقل فقط برای آن هدف استدلال بسازد، انسان ابتدا تصمیم می‌گیرد و سپس عقل را مأمور توجیه تصمیم خود می‌کند.
اما عقل اصیل باید بتواند حتی باور محبوب خود را نیز به پرسش بگیرد. عقل مستقل حقیقت را می‌سنجد عقل مزدور برای حقیقتِ از پیش تعیین‌شده دلیل می‌سازد.
به همین دلیل، خطرناک‌ترین انسان الزاماً انسان بی‌عقل نیست گاهی خطرناک‌ترین انسان، انسان باهوشی است که عقل خود را به عقیده‌ای مطلق، اجاره داده است. بی‌عقلی ممکن است خطا کند اما عقل مزدور می‌تواند خطا را سازمان‌دهی، توجیه و به یک نظام تبدیل کند.

جامعه‌ای که می‌خواهد از فاشیسم، بنیادگرایی، نژادپرستی، تعصب قومی و هر شکل دیگری از تمامیت‌خواهی رهایی یابد، به عقل خاموش نیاز ندارد به عقل مستقل، نقدپذیر و اخلاق‌مدار نیاز دارد عقلی که بتواند حتی از قدرت، ایدیولوژی و باور مقدس بپرسد: آیا این کار با کرامت انسان سازگار است؟
زیرا خطرناک‌ترین حکومت، حکومتی نیست که عقل ندارد حکومتی است که عقل مزدور و اجاره ای دارد، که عقل را از استقلال می‌اندازد و آن را به خدمت ایدیولوژی می‌گیرد. آنجا که انسان فدای عقیده شود، عقل دیگر ابزار رهایی نیست ابزار اجرای ایدیولوژی است.

محمد ناطقی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
عقل مزدور
ایدیولوژی
نظرات بینندگان:

>>>   سلام آقای محمد ناطقی این نبشته را میتوانی به خود تو هم تعلق دارد یا میخواهی با افکار ملت که 80 درصد سواد این را نمیداند که شما چی نویشته کردی اگر برای این ملت دربدر چیز بنویسید که درک ش کند یا بهفامه یا برای متحد کردن این ملت بنویسی حال جنگ سالار ها بیرون از افغانستان است پس شما میتوانید حرفت بزنی به عنوان یک سیاست مدار اگر نظر تو حامون نظر که مخالف اسلام یا عنانات و فرهنگ این ملت را به فرهنگ غربی پسند ترغیب میکنی سخت در اشتباه هستی چون ملت افغانستان گفتم 80 درصد مردم این ملت بیسواد است 1 هیچ وقت امنیت کامل نه دیده هیچ وقت رفاه و اسیایش را نه داده است برق 24 ساعته نه دیده هیچ وقت آب لوله کشی بهداشتی نه دیده هیچ وقت لوله کشی گازی در خانه های خود نه دیده هیچ وقت کارخانه های بزرگ نه دیده هیچ وقت کشاورزی مدرن نه دیده هیچ وقت بهداشت نه دیده هیچ وقت جاده های چهار بانده نه دیده هیچ وقت اطاق خاب تنها نداشتن آیا به نظر تو این تور جامعه میتواند حرف های تو و امثال شما را درک کند شما چرا همه تان سیاسی شودین در نخبه های افغانستان چرا فقط سیاسی میخواند مگر افغانستان به انجینر پرفسور داکتر های متخصص وفوق تخصص اختراگر به دامداری یعنی مواشی مدرن کشاورزی مودرن نیاز دارد خجالت بکشید حیا کنید برای ابادی این وطن کار کنید برای رفاه این ملت کار کنید شما حرف های فلان کس از غرب این حرف زده است
سیل بین جمهوریت و امارت اسلامی افغانستان

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است