| تاریخ انتشار: ۲۰:۱۱ ۱۴۰۵/۵/۲۱ | کد خبر: 200702 | منبع: |
پرینت
|
|
به هر دلیلی بود از صد سال قبل بعد از تشکیل کشور افغانستان، مردم این سرزمین پذیرفتند که دولت واحد تشکیل بدهند و تمام اقوام باهم با حقوق مساوی زندگی کنند. اگرچه بحث حقوق مساوی هیچ وقت در عمل تحقق نیافت اما مردم تاحدودی قانع بودند و کوشش میکردند به قرارداد کشور واحد پابند بمانند.
پشتونها که محور اصلی تشکیل افغانستان بودند و افغانستان برای آنها تشکیل شده بود، تا حدودی در ظاهر به دیگران هم حق قایل بودند که در حکومت و تصمیمگیری و توزیع قدرت و ثروت شریک باشند. اما امروزه کار بجایی رسیده که دیگران را به عنوان آدم برابر قبول ندارند و در صورتی اقوام دیگر را میپذیرند که آنان به شکل نوکر و خدمتگار و بلیگوی و سیاهی لشکر مثل لطیف نظری و فصیح الدین و حمیدخراسانی و فیسبوک چلونکیهای دیگر، مثل ربات خدمت کنند و هیچ ادعای حق و حقوق هم نداشته باشند.
در چنین وضعیتی طبعا اقوام دیگر به اتحاد افغانستان نمیتوانند پابند بمانند. لذا خودمختاری بدخشان و یا تاسیس دولت جداگانه در شمال شرق گام اول است. کم کم مناطق دیگر شمال و مرکز و غرب نیز از اتحاد افغانستان خارج میشوند و این سرزمین به قبل از عبدالرحمان خان بر خواهد گشت.
فقط به یک حالت اتحاد افغانستان میتواند دوام کند که پشتونها به دیگران نیز حق و حقوق مساوی قایل شوند. در غیر آن بعید است بعد از این کسی به نقش نوکر و خدمتگار و عسکر ادامه بدهد.
فعلا توپ در زمین پشتونها افتاده. یا به حقوق برابر مردم تن میدهند، یا افغانستان را تجزیه و پارچه پارچه میکنند.
بدخشان تا ۱۵۰ سال قبل شاهان و حکومت مستقل خود را داشت. بلخ و میمنه نیز مستقل بود. هزارهجات نیز شامل افغانستان نبود و هرات و حوزه غرب نیز ساختار قبایلی و اداری خودش را داشت.
نبی ساقی