| هزارگی چه زبان مستقل باشد و یا گویش نمی تواند به زبان قدرتمند فارسی آسیب بزند، ولی می تواند بحیث کارت بازی بدست دشمنان داخلی و خارجی تبدیل شود که شاید هزاره ها اولین قربانیان آن باشند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۸:۰۶ ۱۴۰۵/۴/۲۰ | کد خبر: 200526 | منبع: |
پرینت
|
|
تجارب تاریخی نشان داده است که یک گویش زبانی ده ها سال نیاز دارد که از زبان مادری و یا اصلی خود جدا شده در یک بستر سیاسی،اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی با کار و پیکار خستگی ناپذیر به زبان مستقل تبدیل شود. زبان فارسی در زیر ستم و تبعیض زبان عربی به آسانی به زبان مستقل و قدرت مند تبدیل نشد، بلکه محصول قربانی ها و مبارزات طولانی چندین نسل و دولت های ملی در خراسان است.
به هر دلیلی که است چه سیاسی، فرهنگی و یا هویتی برخی نخبگان هزاره در تلاش هستند که با استفاده از فضای آزاد کشور های غربی در دیار غربت از طریق زبان و یا بنام «روز فرهنگ هزاره» هویت مستقل هزارگی بسازند و با کشور های میزبان بحیث بازیگران مستقل وارد تعامل شوند. اما پرسش اساسی اینست که چگونه با جدایی و نفی زبان فارسی برای خود هویت مستقل می توان ساخت؟
باید چند واقعیت را در نظر گرفت:
۱) زبان فارسی یکی از عناصر اساسی هویت هزاره ها است و هزاره ها یکی از وارثان و تولید کنندگان آثار غنی این زبان اند. گویش هزارگی یکی از گویش های غنی و شرین این زبان است. وقتی یک هزاره خود داوطلبانه دست از این زبان پر بار می کشد و علیه زبان مادر خود دست به ساختن یک زبان تصنعی و آنهم نه در بستر اجتماعی، فرهنگی و زبانی هزاره ها در افغانستان، بلکه در دیار غربت می زنند، به عقلانیت این بازی شک باید کرد.
انگیزه این ها ممکنست دلایل ذیل باشد: یک، انگیزه سیاسی؛ فارسی ستیزی طالبان، حملات جهانی از جمله اسراییل، امریکا و کشور های عربی و اروپایی و پان ترکیزم علیه ایران و فارسی زبانها. دوم، انگیزه هویتی یعنی هر چیز باید هزاره گرایی شود. سوم، ممکنست در پشت این توطیه استخبارات خارجی باشد. بگونه مثال مفکوره فارسی ستیزی و سنگ هزارگی را بیشتر افرادی مشکوک از کویته پاکستان به سینه شان می زنند . این آقایان نه به زبان فارسی خوب بلدند و نه چندان به فرهنگ و گویش های هزارگی در افغانستان آشنایی دارند. می ترسم ای اس ای پاکستان که در تفرقه اندازی قومی نقش برجسته در افغانستان دارند در پشت این پروژه قرار نداشته باشد.
۲) ما در عصر هوش مصنوعی و جهانی شدن زندگی می کنیم، زبان های مهاجران هر قدر که قدرتمند در کشور شان باشند به مشکل می توانند در برابر زبان و فرهنگ کشور های میزبان تاب بیاورند. کودکان هزاره قبل از اینکه منتظر به ثمر رسیدن گویش هزارگی بمانند تا زبان مستقل شود در زبان و فرهنگ کشور میزبان هضم خواهند شد.
۳) کارت بازی بنام« زبان هزارگی»:
تمامیت خواهان افغانستان از کارت های مختلف تفرقه افگنی و تقسیم اقوام ، فرهنگ ها و زبانها در مقابل هم در یک سده اخیر خیلی سود برده اند. پروژه« زبان هزارگی» تازه ترین کارت بازی بدست آنها و استخبارات خارجی خواهد بود.
۴) شاید برخی نخبگان عزیز هزاره تصور کنند که بازی با کارت« زبان هزارگی» در راستای هویت سازی قوم شریف هزاره و یا در پرونده های مهاجرتی هزاره ها کمک خواهد کرد.
اما به باور این قلم نه در زمینه مهاجرت و نه در هویت به هزاره ها نه تنها کمک نخواهد کرد، بلکه بلای خواهد شد بدست استخبارات خارجی و هزاره ستیزان داخلی.
شاید هیچ عاقلی در جهان پیدا نشود که علیه زبان فارسی، زبان مادری خود که قرنها توسط آن هویت و عزت یافته است و نقش در شکوفایی آن داشته است توطیه کند. این در حالی است هزاره ها با تمام گویش های رایج زبان فارسی بحیث زبان محلی مثل هراتی، بدخشی، پروانی، کابلی، وردکی، ارزگانی، غزنی چی، لوگری، قندهاری وغیره حرف می زنند. حتمی نیست که هر هزاره باید به گویش غلیظ مغلی مناطق دور افتاده هزاره جات حرف بزنند.
۵) زبان فارسی یک زبان غنی، نیرومند و میلیون ها گوینده از تبار های مختلف از افغانستان تا ایران، آسیای میانه و در سراسر جهان دارد و در بسیاری دانشگاه های معتبر جهان و خدمات ترجمه حضور فعال دارد.
هزارگی چه زبان مستقل باشد و یا گویش نمی تواند به زبان قدرتمند فارسی آسیب بزند، ولی می تواند بحیث کارت بازی بدست دشمنان داخلی و خارجی تبدیل شود که شاید هزاره ها اولین قربانیان آن باشند.
هارون امیرزاده