تجارت جدید طالبان تحت نام بادام باغ
طالبان از سازمانهای بین المللی برای جمع آوری هر گدا مبلغ ۲۵۰۰ دالر آمریکایی می گیرند 
تاریخ انتشار:   ۲۰:۳۶    ۱۴۰۵/۴/۸ کد خبر: 200445 منبع: پرینت

حکومت طالبان همواره و با روشهای گوناگون از مردم مظلوم و ستم دیده افغانستان؛ پیسه زور اخذ نموده است اما به تازه گی و با روشی جدید بروی قشر فقیر و زحمت کش وطن تجارت میلیون دالری را آغاز نموده است بعد از سقوط جمهوریت؛ طالبان با جمع آوری گدایان در سرتاسر افغانستان بخصوص شهر کابل دست بکار شدند؛ گدایانی که خود در دوره جمهوریت از عوامل نفوذی این گروه به شمار می آمد اما بعد از ایجاد قانونی برای جمع آوری گدایان و با همکاری موسسات بین المللی {سازمان ملل} مرکز بادام باغ که در گذشته زندانی برای زنان متخلف و اطفال زیر سن بود؛ به دستور سراج الدين حقاني وزير داخله طالبان یک مرکز تربیوی و جمع آوری گداها را نیز در آنجا ایجاد کرده اند.

البته ناگفته نماند که این مرکز به اصلاح تربیوی و جمع آوری گداها با قوانین شخصی و خودسرانه رییس کمیته جمع آوری که یک تن از افراد نزدیک به سراج الدین حقانی میباشد، کنترل می گردد.
این شخص با همکاری حقانی توانسته این مرکز را به یک منبع عاید دالری برای خود مبدل سازد، در تاریخ ۵ سرطان ۱۴۰۳ چند تن از باشندگان شهر کابل که به کارهای روزمره و شخصی خود مصروف بوده اند را از شهر کابل و از منطقه باغ بالا، سرک سیلو و کوته سنگی با تحقیر و لت كوب سوار به موتر نوع کاستر میکنند و آنها را به مدت یک شبانه روز در بادام باغ زندانی می کنند و روز بعد آنان را بایمتریک میکنند و دوباره رها میسازند و به آنان اخطار میدهند که اگر بار دیگر از سوی کمیته جمع اوری گداها دستگیر شوند به مدت شش ماه زندانی خواهند شد.

حسین و باقر که در جمع اشخاص دستگیر شده بودند؛ میگویند باقر و من یک کراچی سوپ دارم که هر روز راس ساعت ۱۰ صبح آن را تا نزدیک مکتب ابتداییه در باغ بالا انتقال میدهم و هر روز آنجا تا شب سوپ فروشی میکنم و تمام دکان داران و کراجی وانها من را میشناسند و خدای شکر از راه حلال پول بدست می آورم اما آن روز مرا از پیش نانوایی که نزدیک کراچی سوپ ام بود به زور و لت و کوب سوار کردند و با خود بردند و یک شبانه روز زندانی ساختند و فقط حق یک تماس با اعضا خانواده برای اطلاع رسانی داشتیم ناصر باشنده دیگر نیز میگوید که از طرف کوته سنگی بطرف سیلو پای پیاده روان بودم و قرار بود بروم خانه یکی از دوستان برای سنگ کاری خانه شان که تازه ساخته بودند،

اما به یکبارگی یک موتر سفید کاستر پیش رویم ایستاد شد و دو طالب با اسلحه پایین شدن و مرا لت و کوب کرده سوار کردند و هر چه التماس کردم که من کارگر هستم و بیایید بروید محل کار مرا ببنید؛ کسی گوش نمی کرد و به تعداد شاید ۳۰ نفر ده موتر بودیم بشمول اطفال دختر و پسر، همه را گرفته بودند درست. شاید تعدادی از آنها گدایگر بودند اما اکثریت را که من با چشم سر دیدم بی گناه بودند و اصلا گدایگر نبودند

ناصر و باقر میگویند بعد از رسیدن به بادام باغ طالبان جوانان و اطفال را از ما جدا کردند و از آنها همان لحظه عکس دسته جمعی گرفتند و بعد آنان را تسلیم کسی بنام قاری ذبیح نمودند و نمی دانی او چی وظیفه ای در آنجا داشت بعد ما را بردند به بخش کمیته جمع آوری گداها و در آنجا ابتدا در بازوهای مان تاپه سرخ زدند و گفتند حق ندارید تاپه را پاک کنید بعد همه ما را بردند در یک اطاق کلان که در آنجا انسانهای بی گناه دیگری هم بود، انسانهایی که با چهره و لباس منظم آورده بودند.
تا شب آنجا بودیم و به نوبت صدا میکردند و میگفتند که به خانواده هایتان زنگ بزنید که تسکره تان را گرفته صبا ساعت ۹ بیایند همه به نوبت زنگ زدیم و بعد ما را به شکل زندانی هایی که قاتل باشند با چند طالب و اسلحه تشناب بردند و گفتند وضو کنید که نماز می خوانیم همه را به زور در یک صف ایستاده کردند و یک مولوی آمد و نماز را خواندیم بعد ما را دوباره به همان اطاق تنگ و بدبو بردند
و یک ساعت بعد برای هر دو نفر یک نان سیلو؛ به اصطلاح قورمه لوبیا آوردند و گفتند. نان بخورید و خواب شوید من و چند تن دیگر که تازه آمده بودیم به دلیل بوی خیلی بد اطاق در پیش دروازه خواب شدیم و کمپلهایی که آورده بودند اصلا نمیشد. استفاده کرد.

خلاصه نمی دانیم چگونه اما خواب رفته بودیم و چند ساعت بعد دوباره یک طالب آمد و با یک لحن زشت گفت گداها بیدار شوید که نماز میخوانیم و دوباره رفتیم وضو کردیم و نماز خواندیم و بعد از نماز دوباره برای هر دو نفر یک نان سیلو و یک گیلاس چای نسبتا شیرین دادند و از شدت گرسنگی و به زور خوردیم از ساعت ۵ الی ۹ صبح همه ما زیر آفتاب سوزان بودیم و ساعت ۹ رییس كميته جمع آوری با دیگر کارمندان تخنیک با شکم های چرب آمدند و با هزار بی احترامی دوباره یک قطار درست کردند و به نوبت عکس میگرفتند
و بعد بایمتریک می کردند و کسانی که فامیل هایشان آمده بودند را صدا میزدند و یک فورم ضمانت که جبری خانه پری میشد را پر میکردند و با کاپی تذکره ضمیمه می ساختند اما کسانی بودند که تلفن نداشتند یا نمبر فامیل خود را نمی دانستند؛ چندین شب و روز آنجا زندانی بودند به نقل ناصر و باقر که یکی از اعضا زندان بادام باغ شنیده بودند؛

طالبان از سازمانهای بین المللی برای جمع آوری هر گدا مبلغ ۲۵۰۰ دالر آمریکایی می گیرند. در چهار سال پسین حکومت طالبان به نحوه های گوناگون مردم افغانستان اعم از مردان و زنان دختران و پسران را آزار و اذیت روحی و جسمی نموده اند و این نمونه ای کوچک و رویدادی بود که از دو باشنده شهر کابل به شکل گزارش؛ مستند شده است و هزاران هموطن دیگر هستند که متاسفانه یا صدای شان شنیده نشده و یا اینکه از ترس جان و مالشان سکوت کرده اند.

نویسنده: شاه پور "نایب زاده"
از صفحه خبرنگار آزاد


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
بادام باغ
طالبان
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است