سه کانون بحران و نبرد بر سر نظم آینده جهان
وضعیت در افغانستان، اوکراین و ایران، به عنوان سه کانون بحران، سه خط تقابل و سه جبهه رقابت میان شرق و غرب، همچنان ملتهب و تعیین کننده باقی مانده است 
تاریخ انتشار:   ۰۰:۱۴    ۱۴۰۵/۳/۲۲ کد خبر: 200333 منبع: پرینت

وضعیت در افغانستان، اوکراین و ایران، به عنوان سه کانون بحران، سه خط تقابل و سه جبهه رقابت میان شرق و غرب، همچنان ملتهب و تعیین کننده باقی مانده است.
در اوکراین، جنگ بهسوی یک نبرد فرسایشی در حرکت است؛ توازن نسبی در میدان برقرار مانده و چشم انداز پایان آن همچنان مبهم و نامشخص است.
در ایران، همزمان احتمال جنگ، صلح و یا تداوم وضعیت موجود که محصول چانه زنی قدرت های بزرگ و موازنه های منطقه ای است، قابل مشاهده میباشد.

در افغانستان نیز، در کنار نگرانی های فزاینده نسبت به شکنندگی وضعیت موجود، حضور تدریجی و خزنده بازیگران دولتی و غیر دولتی، این جغرافیا را همچنان به نقطه ای مستعد برای تصادم منافع شرق و غرب نزدیک می سازد.
در نتیجه این روند، کانون های بحران که به صورت بالقوه و همزمان در تشدید رقابت ها، تصادم ها و چانه زنی های راهبردی قدرت های بزرگ نقش محوری ایفا میکنند، فعال نگهداشته شده اند.

به بیان دیگر، آنچه امروز در افغانستان، ایران و اوکراین جریان دارد، بخشی از یک پازل بزرگتر در صفحه بازی قدرت های جهانی است؛ پازلی که بر سر شکل دهی نظم آینده جهان و تعیین مختصات نظام بین الملل جدید در حال تکمیل شدن است. در این نظم نوظهور، نه تنها ابعاد سخت افزاری قدرت و تقابل های نظامی نقش خواهند داشت، بلکه ترکیبی از مؤلفه های اقتصادی، رسانه ای، فناوری های پیشرفته، امنیت سایبری، جنگ شناختی و رقابت بر سر کنترل ادراک عمومی، جهان را از ساختار کنونی به سوی یک نظم جدید و پیچیده پساقطبی سوق خواهد داد.

در چنین فضایی، بازیگرانی موفق تر خواهند بود که علاوه بر برخورداری از قدرت سخت، توانایی ایتلاف سازی منطقه ای، مدیریت افکار عمومی، حفظ تاب آوری اقتصادی و ایجاد ظرفیت های چند لایه امنیتی را نیز در اختیار داشته باشند. این بازیگران قادر خواهند بود معادلات آینده را شکل دهند و صفحات تاریخ جهان آینده را به سود خود بنویسند.
نکته قابل تأمل درباره این سه کانون بحران آن است که هر سه در امتداد کمربند ژیوپولیتیکی اوراسیا قرار گرفته اند؛ موضوعی که بار دیگر نظریه های کالسیک رقابت ژیوپولیتیکی مبتنی بر هارتلند و ریملند را، البته نه در قالب سنتی آن، بلکه متناسب با الزامات نوین امنیتی، اقتصادی و ژیوپولیتیکی، احیا میکند.

نظریه کانونهای بحران نشان میدهد که بی ثباتی در این مناطق، ظرفیت بالایی برای سرایت ناامنی به محیط پیرامونی و حتی کل نظام بین الملل دارد و میتواند نقش انکارناپذیری در تعیین ماهیت نظم آینده جهانی ایفا کند. در عمل، این کانونهای بحران بازتاب دهنده منطق یک رقابت سرد، خاموش و کم هزینه میان قدرت های بزرگ هستند؛ رقابتی که اگرچه فاقد رویارویی مستقیم گسترده است، اما در ماهیت خود شباهت های بسیاری با نسخه ای جدید از جنگ سرد دارد و در امتداد مسیر تأمین منافع راهبردی قدرت های بزرگ شکل گرفته است.

فراتر از این سه کانون فعال، مناطق بحران خیز نیمه فعال و دارای ظرفیت تأثیرگذاری نیز در آینده اهمیت بیشتری خواهند یافت. تایوان، آمریکای لاتین، آفریقا و حتی شرق دور، به عنوان میدان های جدید رقابت میان قدرت های جهانی، به تدریج فعال خواهند شد. در کنار این مناطق، قطب شمال، مساله گرینلند، کانال پاناما و تنگه هرمز نیز در امتداد ژیوپولیتیک گذرگاه ها، از پیش وارد میز چانه زنی قدرت های بزرگ شده اند و متناسب با تحولات محیطی، به صورت خودکار فعال یا غیرفعال میشوند.

در درون این کانون های بحران، مناطق خاصی وجود دارند که بر اساس نظریه مجموعه های امنیتی منطقه ای، در یک بستر رقابتی پیچیده ایفای نقش میکنند. بر مبنای این منطق، امنیت اروپا، خاورمیانه، آسیای مرکزی و شرق دور دیگر پدیده هایی جدا از یکدیگر نیستند، بلکه در چارچوب یک قاعده کلی بازی میان قدرت های بزرگ، به شدت به هم وابسته و دارای خاصیت سرایت پذیری هستند.

همزمان با گسترش تهدیدهای نوین امنیتی در این مناطق، وابستگی متقابل امنیتی، اتکای فزاینده به ایتلاف های منطقه ای و ضرورت مقابله جمعی با تهدیدها، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در چنین شرایطی، مدیریت بحران ها و تهدیدها بدون همکاری های گسترده منطقه ای و فرامنطقه ای، با دشواری های جدی مواجه خواهد بود. نظامی میان شرق و غرب به یک رقابت ژیوپولیتیکی، تمدنی و هویتی اوکراین در مسیر گذار از یک تقابل صرفًا محصول فشارهای نظامی حرکت میکند. از همین رو، بن بست کنونی در میدان های نبرد، بیش از آنکه صرفًا باشد، ناشی از احتیاط بازیگران اصلی در یک بازی بزرگتر ژیوپولیتیکی و تمدنی است؛ بازی های که کوچکترین اشتباه در آن میتواند مسیر تحوالت آینده جهان را به سوی وضعیت های غیرقابل پیشبینی سوق دهد.

ایران نیز با وجود تجربه جنگ شش هفته ای و پیامدهای ناشی از آن، به یکی از فعالترین کانون های بحران در یک تقابل تمدنی باشد، صفحه رقابت های جهانی تبدیل شده است. رقابت در خاورمیانه بیش از آنکه صرفًا عرصه ای برای رقابت بر سر امنیت انرژی، ایجاد بازدارندگی منطقه ای، کنترل مسیرهای راهبردی و ترسیم خطوط آینده توازن میان شرق و غرب محسوب میشود. در همین حال، افغانستان پس از خروج ایاالت متحده، به فضای رقابت خاموش اطلاعاتی، امنیتی و ژیوپولیتیکی میان محورهای مختلف قدرت تبدیل شده است. این کشور، با وجود ثبات شکننده، نبود مشروعیت سیاسی فراگیر و عدم شکلگیری یک نظم قابل اتکا برای هر دو سوی رقابت جهانی، همچنان مستعد بازی های اطلاعاتی، رقابت های پنهان امنیتی، هدایت نیروها در قالب گروه های نیابتی، انتقال بحران به مناطق پیرامونی و ایفای نقش به عنوان حلقه اتصال میان کمربندهای امنیتی، هویت های ژیوپولیتیکی متفاوت و خطوط تمدنی متعارض در امتداد گسل های راهبردی است.

از این منظر، تداوم بحران در اوکراین، پویایی وضعیت در افغانستان و تلاش همزمان برای مدیریت صلح و جنگ در ایران، بیانگر منطق ایجاد عمق امنیتی اوراسیایی در برابر فشارهای ژیوپولیتیکی غرب است. در مقابل، غرب نیز با تکیه بر راهبرد بی ثبات سازی کنترل شده، جذب متحدان جدید منطقه ای و بهره گیری از ظرفیت بازیگران فرصت طلب یا آسیب پذیر، تلاش دارد مدیریت رقابت را از راه دور حفظ کند. شرِق دوپاره، در قالب نوعی همگرایی نانوشته میان ایران، روسیه و چین، و غرِب چندلایه، در چارچوب تفاهم های سنتی میان آمریکا، بریتانیا، اروپا، کشورهای عربی و ترکیه، هر یک در تلاش اند معادلات قدرت را به سود خود تغییر دهند. در این میان، مهار ظرفیت های ژیوپولیتیکی و راهبردی بلوک شرق از طریق ایجاد و تداوم بحران های امنیتی در نقاط حساس، به یکی از اهداف اصلی بازیگران غربی تبدیل شده است.

مجموعه ای از بحران های مستقل و در نهایت، آنچه امروز در اوکراین، ایران و افغانستان جریان دارد، صرفًا جداگانه نیست، بلکه بخشی از یک رقابت گسترده تر برای شکل دهی نظم آینده جهان به شمار می رود. جهان در پرتنش و پیچیده است؛ نظمی که در آن جنگ ها دیگرِی حال عبور از ساختار تک قطبی به سمت یک نظام چندقطب در میدان های نظامی تعریف نمی شوند، بلکه اقتصاد، رسانه، فناوری، امنیت سایبری، عملیات شناختی و صرفًا رقابت بر سر کنترل روایت ها نیز به اندازه قدرت نظامی اهمیت یافته اند. در چنین شرایطی، بازیگرانی قادر خواهند بود در این رقابت بزرگ موفق شوند که افزون بر برخورداری از قدرت سخت، توانایی مدیریت ادراک، ایتلاف سازی مؤثر، افزایش تاب آوری اقتصادی و امنیتی و سازگاری با تحولات شتابان محیط بین المللی را نیز در اختیار داشته باشند.

عبدالناصر نورزاد


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
وضعیت افغانستان
اوکراین ایران
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است