| اداره امر به معروف طالبان بیش از آنکه یک نهاد دینی باشد، یک اداره استخباراتی است که در مسیر تطبیق پروژه های امنیتی طالبان گام برمیدارد | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۱:۰۸ ۱۴۰۵/۳/۱۹ | کد خبر: 200322 | منبع: |
پرینت
|
|
اداره امر به معروف طالبان بیش از آنکه یک نهاد دینی باشد، یک اداره استخباراتی است که در مسیر تطبیق پروژه های امنیتی طالبان گام برمیدارد.
در واقع طالبان از اين اداره، صرفا به عنوان پوششی برای اخلاقی نشان دادن پروژه های امنیتی خود استفاده می کنند.
غالب دستگیری های اداره امر به معروف طالبان، گامی در راستای اعمال فشار بر مردم به منظور وادار کردن انها به تمکين مطلق از طالبان است نه اینکه واقعا خلاف شرعی اتفاق افتاده باشد.
طبیعی است که این رویکردی طالبان، رفته رفته کاسه صبر مردم را لبریز کند، اما طالبان برای مدیریت مردمی که در فضای اختناق تحمیلشده از سوی آنان زندگی میکنند، از دو ابزار بیش از همه استفاده کردهاند.
نخست، از طریق راهاندازی برخی تشکلها و نهادها ـ مانند کمیسیون عالی شیعیان ـ و بهکارگیری شماری از افراد در این ساختارها.
دوم، ایجاد سوپاپهای اطمینان برای تخلیه بخشی از فشار روانی جامعه از طریق دادن اجازه اعتراض کنترل شده به تعدادی خاص از افرادی که با طالبان تعامل دارند.
در عین حال. آنچه امروز در جبرئیل هرات اتفاق افتاده، تنها نوک کوه یخ نارضایتیهایی است که در نتیجه انباشت فشارها و به سر آمدن صبر مردم، رفتهرفته خود را آشکار میکند.
اعتراض مردم جبرئیل به ستمی که بر آنان روا شده است خصوصا نسبت دستگیریهای بیمورد در مواردی که به نوامیس مردم مربوط میشود، تنها یک جلوه از ناراحتی عمیقتری است که نسبت به شیوه اداره طالبان وجود دارد.
فشارهایی که طالبان در این سالها بهصورت مستمر بر مردم وارد کردهاند، تاکنون به دلایل مختلف به یک اعتراض عمومی فراگیر تبدیل نشده بود. یکی از این عوامل، نقشآفرینی همان دو ابزاری بوده است که پیشتر از آن یاد شد.
در عمل، برخی نهادها و تشکلهای مورد حمایت طالبان، بیش از آنکه بازتابدهنده مطالبات واقعی مردم باشند، در مسیر انتقال و تطبیق تدریجی سیاستها و خواستههای طالبان بر جامعه حرکت کردهاند.
از سوی دیگر، برخی چهرههای همکار با طالبان -که اصل حاکمیت این گروه را پذیرفته اند- در مقام منتقد ظاهر میشوند، گاه با موضعگیریها و اعتراضات زبانیِ کمهزینه ـبیآنکه اقدام مؤثری در پی آن باشدـ توانستهاند بخشی از خشم و نارضایتی عمومی را تخلیه کنند و مانع از تبدیل شدن آن به یک مطالبه فراگیر شوند.
اما تداوم ستم طالبان به گونهای نیست که اینگونه موضعگیریهای بینتیجه بتواند در بلندمدت خشم فروخورده مردم را مهار کند.
عملکرد طالبان پیوسته بر آتش زیر خاکستر نارضایتی عمومی میدمد و به نظر میرسد دورهای که صرفاً با چند سخنرانی، چند بیانیه یا چند اعتراض زبانی بتوان مردم را آرام نگاه داشت، رو به پایان است.
رفتهرفته کارآمدی نهادهای وابسته و چهرههایی که تاکنون در عمل به مدیریت خشم عمومی کمک کردهاند، کاهش مییابد و اگر دامنه نارضایتیها گسترش پیدا کند، ظرفیت این ابزارها نیز برای کنترل اوضاع محدودتر خواهد شد.
در چنین وضعیتی، اگر طالبان به بقای خود میاندیشند، چارهای جز دست کشیدن از ستم و تمکین به حقوق انسانی و اسلامی مردم ندارند.
و نهادها و افرادی که تاکنون در مسیر تطبیق پروژههای طالبان یا مدیریت نارضایتیهای عمومی از طریق اعتراضات زبانی و بیحاصل حرکت کردهاند نیز باید بدانند که در شرایط دگرگونیهای اجتماعی، ایستادن در کنار مردم یا در برابر مردم، هر دو هزینه و پیامدهای خود را خواهد داشت.
محرم نزدیک است و مردم در فضای عاشورایی، بعید است ذلت را پذیرا باشند.
سید احمد موسوی