| تاریخ انتشار: ۲۱:۰۲ ۱۴۰۵/۳/۱۸ | کد خبر: 200312 | منبع: |
پرینت
|
|
شیخ صاحب، عبیدالله
یا بهتر است بگویم جناب دکتر عبیدالله
دکترای محترم تفسیر قرآن و حدیث!
امیدوارم حالتان خوب نباشد. چون اگر خدای نکرده در این شرایط حال شما خوب باشد، این یعنی اینکه از محنت دیگران بیغم اید!
من این نامه را نه به یک عالم و مبلغ دین، که چه در دانشگاه و چه در منبر به عنوان یک کارشناس دینی و بلکه یک مسلمان و مومن، فارغ از تمام قضاوتهای ارزشی، ظاهر میشد، نمینویسم، بلکه به سکوتی مینویسم که لباس دین بر تن کرده است.
سالها بر منبرها نشستید. از رحمت گفتید. از عدالت گفتید. از پیامبری گفتید که برای کامل کردن مکارم اخلاق مبعوث شد. از کرامت گفتید. از دینی گفتید که حتی در میدان جنگ نیز برای زنان، کودکان و سالخوردگان حرمت قائل بود.
اما امروز میخواهم از شما بپرسم، پیامبر کجای تاریخ، زنان را از کوچه و بازار میدزدید؟ این را پاسخ بدهید!
در کدام حدیث خواندهاید که ترس را جانشین دعوت کنند؟ برای ما توضیح بدهید.
در کدام سیره دیدهاید که تحقیر را به نام هدایت عرضه کنند؟ کدام مفسر آبروی مسلمانی را مباح داشته است؟
در کدام کتاب فقه نوشتهاند که کرامت انسان را بشکنید تا فضیلت را برپا کنید؟
شما که سالها از «امر به معروف» سخن گفتید من امروز از شما میپرسم، آیا دزدیدن زنان معروف است؟ آیا سکوت شما در برابر این بی آبرویی معروف است ؟ آیا معروف همان است که دختران محجبه را بدزدید؟ کجای لباس اینها غیر محجبه است ؟
آیا معروف همان است که زنی در برابر چشم شوهرش بازداشت شود؟
آیا معروف همان است که زن، به جای احساس امنیت، احساس تعقیب شدن داشته باشد؟
اگر این معروف است، پس من از شما میپرسم منکر چیست؟
اگر این هدایت است، پس تحقیر چیست دکتر؟ پاسخ بدهید!
اگر این رحمت است، پس قساوت را چگونه تعریف میکنید؟
مرا از سیاست نترسانید. من از سیاست سخن نمیگویم. من از دین سخن میگویم. از همان دینی که میگفت اگر دختری بر پیامبر وارد میشد، برای احترام به او از جای خود برمیخاست.
از همان دینی که میگفت خداوند بندگانش را با کرامت آفریده است.
از همان دینی که میگفت دعوت با حکمت است، نه با ارعاب.
از همان دینی که میگفت هیچ انسانی بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد.
پس چرا امروز، وقتی زنان این سرزمین با ترس زندگی میکنند، منبرها اینقدر آراماند؟
چرا وقتی کرامت انسان زخمی میشود، زبانها اینقدر سنگین میشوند؟
چرا وقتی نام دین خرج میشود، صدای مدافعان دین شنیده نمیشود شیخ؟
من از دشمنان دین گلایهای ندارم. از آنان انتظار دفاع از دین ندارم. گلایه من از کسانی است که خود را وارثان منبر پیامبر میدانند.
از کسانی است که سالها از حق گفتند اما هنگام آزمون، سکوت را انتخاب کردند.
شیخ صاحب، جناب دکتر!
گاهی یک فریاد از هزار خطبه ارزشمندتر است و گاهی یک سکوت، هزار کتاب را بیاعتبار میکند.
این روزها میگذرند، قدرتها تغییر میکنند. ترسها پایان مییابند.
اما یک پرسش باقی خواهد ماند:
وقتی کرامت انسان در برابر چشمانت زخمی میشد، تو در کدام سوی منبر ایستاده بودی؟ در کنار مظلوم؟ یا در کنار سکوت؟
من پاسخ این پرسش را نمیدانم. اما میدانم که تاریخ، همانگونه که سخنان عالمان را ثبت میکند، سکوت آنان را نیز فراموش نخواهد کرد.
سایه نویس
>>> یک تن از اقارب زنان بازداشت شده میگوید طلواطب برای آزادی زنان بازداشتشده، از خانوادهها ۱۳ هزار افغانی درخواست کردهاند.
همچنان از خانوادهها میخواهند که یک «وکیل گذر» و یک «وکیل محل» حاضر شود و برای فرد بازداشتشده ضمانت بدهد.