| تلکس شایعات | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۳:۲۸ ۱۴۰۵/۳/۱۷ | کد خبر: 200300 | منبع: |
پرینت
|
|
"سعدمحسني لب هايم را بوسيد و من را كش كرد"
در سال 2020، من به یک مهمانی در وزیر اکبرخان دعوت شدم که میزبانش عطیه مهربان بود. خانه پر از مردم بود، از جمله سعد محسنی، کاوون کاکر، غفران بدخشانی، نرگس عزیاریون و مریم عطایی.
این افراد همیشه از من جيلسي داشتند.
هر جا میرفتم، توجه همه را جلب میکردم، نه به این دلیل که میخواستم، بلکه فقط به خاطر این که خودم بودم. آنها خیلی سخت قضاوتم میکردند. من از دنیای پرافتخار آنها نبودم. هر روز صبح ساعت هفت بیدار میشدم و از هشت تا چهار کار میکردم تا زنده بمانم. برای آنها، این باعث میشد که من یک هدف آسان باشم، کسی که از آنها پایینتر است.
آن شب، من و سعد محسنی روی یک نیمکت نشسته بودیم. اول با من با زبان رکیک حرف زد. به او نگاه کردم، خجالتزده و ناراحت، و او ناگهان شرمنده شد. ولی چند لحظه بعد، وقتی همه سرگرم کار خود بودند، او پشت سرم را گرفت، من را به طرف خود کشید و روی لبهایم بوسید.
من فوراً خود را عقب کشیدم. «چه کار میکنی؟» گفتم، بعد بلند شدم و به طبقه بالا رفتم تا از او دور شوم.
در طبقه بالا، عطیه مهربان، نرگس عزیاریون، مریم عطایی و ارشاد احمدی کنار هم نشسته بودند. به محض این که نشستم، نگاه سنگین و پر از قضاوت آنها را حس کردم—انگار فقط بودن من شب آنها را خراب کرد.
کمی بعد، سعد به طبقه بالا آمد، و کاوون کاکر هم دنبالش. هر دو کنار من نشستند و آشکارا شروع به شوخی و لاس زدن کردند. حسادت در آن اتاق سنگین بود. دخترها با کینه خالص به من نگاه میکردند، انگار چیزی را که مال آنها بود ازشان دزدیده بودم.
دیگر طاقت نیاوردم. یک تاکسی گرفتم و رفتم.
وقتی به خانه رسیدم، عطیه مهربان به من پیام داد: «چرا رفتی؟ آنها مردهای قدرتمندی هستند. چرا نماندی؟ آن دخترها همه دنبال یک فرصت بودند که با آنها باشند، اما مردها به تو توجه میکردند.»
من ساده جواب دادم: برایم مهم نیست آنها کی هستند.
تهمينه سيروس
Afghanistan Dream
>>> Jasoor Mukhtari
سعد محسنی با رفیق هایش قصه میکرد:
کابل بسیار بسیار جای خوبی است...
همین که پایت در کابل برسد ده ها موترهای مدل بالا پیش پایت برک میزنند...
هر کدام تلاش میکنند که بالایت کنن...
مردم بسیار قدری و عزتی اند...
بسیار سرت مصرف میکنند...
رستوران میبرند، مهمانی ها جور میکنن و بهترین غذا ها را برایت میدهند...
و هر کجا که بخواهی میله و چکر میبرند...
حتی رانندگی و فیر کردن با تفنگ را یاد میدهند...
و در آخر هم چند هزار در دستت میدهند...
یکی از رفیق هایش سوال کرد، خو بچیش، چه وقت رفته بودی؟
سعد گفت: ولا مه خو نرفتیم...
خانم و خواهرم رفته بودند..
>>> Jalila Gulistani
افشاگری اینروز های زنان از دوره جمهوریت نوعی بی بندوباری های را حکایت میکند که حتا قابل حدس و تصور بمن نیست،
من خودم در دوره جمهوریت در داخل کشور نبودم و در دستگاه دولت کار نکرده ام ازینرو نمیدانم وضعیت دقیقن از چه قرار بوده ولی خیلی بمن جالب است عطیه مهربان بحیث فعال حقوق زن و فعال مدنی ... از تربیونی چون افعانستان انترنشنال صحبت میکند وقتی ادم از گذشته شان در دوره جمهوریت بفهمد شاخ در می ارد فعال حقوق زن بودن اگر چنین حرکت های را به همراه داشته، پس حضور دوباره حاکمیت گروه تروریستی تالبان حیران کننده نیست.
>>> Leila Sarwari
تا کی میخواهید سر در گریبانِ سکوت فرو ببرید؟
امروز در خاکِ هرات، همانجا که روزی گهوارهی غیرت و فرهنگ بود، خواهران و دختران شما در حبسِ کسانی هستند که فرسنگها با انسانیت فاصله دارند. تماشای این صحنهها و سکوت کردن، با کدام آیینِ مردانگی و شرف سازگار است؟
مردانگی به ادعا نیست؛ به ایستادن در روزهای سخت است. وقتی زنانِ این سرزمین بیسپر در برابر تازیانهها قرار میگیرند و به بند کشیده میشوند، تماشاچی بودن دستکمی از همراهی با ظالم ندارد. این سکوت، خانههای شما را هم به سلولهای بزرگتری بدل خواهد کرد.
بیدار شوید و به یاد آورید که شرف یک جامعه در گروِ آزادی و کرامتِ زنان آن است. تاریخ به قضاوت خواهد نشست؛ نگذارید آیندگان بنویسند که در روزهای تاریکِ هرات، زنان تنهای تنها بارِ ایستادگی را به دوش کشیدند.
امروز زمانِ بیداری است، پیش از آنکه ننگِ این بیتفاوتی برای همیشه بر پیشانیِ روزگار باقی بماند.
>>> محمدنعیم غیور
این سعد محسنی مالک تلویزیون طلوع است که اخیرا وضعیت افغانستان تباه شده را مطلوب بیان داشته، در ذیل پاسخ کوتاه به وی : تو به قول ایرانی ها غلط کردی مرده کهٔ بیشرم ، زمانی مروج فرهنگ برهنه گی و فساد بودی و موجب قتل ها شدی حتی کارمندان طلوع و موبی گروپ که توسط همین افراطیون تحت حمایت خودت کشته شدند و از منابع مختلف حسابهای مالی می گرفتی، حالا مروج و حامی فرهنگ زشت بدوی و قرون وسطایی شدی! تو نا مرد تابع منافع خود هستی ! برای تو و امثال تو، از جمله مفسدان ثروت اندوز حرامخوار جمهوریت و امارت تحت حمایت تو، وطن و مردم افغانستان ارزشی ندارند. تو خودت یک خائن ملی و بسیار بیشرم هستی
>>> نرگس نهان سعد محسني را خاين خشتك پاره خواند.
نرگس نهان فعال خود خوانده زنان در تويتر نوشته است .
اعتراض در برابر یک گروه بیرحم مانند طالبان میتواند به بهای جان انسان تمام شود؛ با این حال، این دختران شجاع همهچیز خود را به خطر انداختند و برای ابتداییترین حقوق انسانیشان ایستادگی کردند. بسیاری از آنان بازداشت شدند، برخی ناپدید گشتند و شمار زیادی نیز قربانی خشونتهای هولناک، از جمله تجاوز جنسی، شدند؛ در حالی که خانوادههایشان برای آزادی آنان مجبور به دادن تعهدات اجباری شدند.
بسیار ناعادلانه و بیانصافی است که کسی در محیطی امن و بر یک صحنه بینالمللی بنشیند و افرادی را قضاوت کند که در برابر یک گروه مسلح افراطی ایستادهاند. مبارزهٔ آنان شایستهٔ درک، همبستگی و حمایت است، نه مقایسه و قضاوت