چرا از پشتون‌ها جبهه‌ای علیه طالبان شکل نمی‌گیرد؟
چرا این مخالفت‌ها، با وجود گستردگی و عمق نسبی‌شان، هنوز به یک جبهه سیاسی نظامیِ منسجم علیه طالبان تبدیل نشده‌است 
تاریخ انتشار:   ۲۲:۱۲    ۱۴۰۵/۲/۲۶ کد خبر: 200177 منبع: پرینت

پرسش اصلی این نیست که آیا در میان پشتون‌ها مخالف طالبان وجود دارد یا نه. روشن است که وجود دارد؛ از روشنفکران و تکنوکرات‌ها تا بخشی از نخبگان سیاسی، فعالان مدنی و حتی برخی چهره‌های سنتی. پرسش اصلی این است که چرا این مخالفت‌ها، با وجود گستردگی و عمق نسبی‌شان، هنوز به یک جبهه سیاسی نظامیِ منسجم علیه طالبان تبدیل نشده‌است.

پاسخ را نباید صرفاً در ترس، سرکوب یا «وفاداری قومی» جست‌وجو کرد. این‌ها بخشی از واقعیت‌اند، اما مساله عمیق‌تر از آن است. در سیاست، شورش پیش از آن‌که واکنشی اخلاقی باشد، یک محاسبه قدرت است. جوامع زمانی علیه یک نظم سیاسی بسیج می‌شوند که آن نظم، موقعیت تاریخی، امنیت جمعی یا سهم آنان از قدرت را تهدید کند. صرف استبداد برای تولید مقاومت کافی نیست. بسیاری از حکومت‌های اقتدارگرا دوام آورده‌اند، چون برای بخشی از جامعه هنوز کارکردی یا دست‌کم قابل‌تحمل بوده‌اند.

طالبان را نیز باید از همین زاویه فهمید. آنان فقط یک جریان مذهبی افراطی نیستند، بلکه رادیکال‌ترین صورتِ بازسازی تمرکز قدرت در محور قوم پشتون در افغانستان معاصرند؛ الگویی که در دوره‌های مختلف تاریخ سیاسی افغانستان وجود داشته، اما طالبان آن را به عریان‌ترین و منسجم‌ترین شکل ممکن بازتولید کرده‌اند. تفاوت در این است که این‌بار تمرکز قدرت نه با زبان دولت‌سازی ملی، بلکه با زبان شریعت، جهاد و امارت اسلامی مشروعیت یافته است. نتیجه روشن است: تقریباً تمام اهرم‌های اصلی قدرت سیاسی، امنیتی و اداری در ساختاری متمرکز شده که از نظر قومی تا حد زیادی همگن است.

همین نقطه، کلید فهم رفتار بخش مهمی از جامعه سیاسی پشتون است. برای بسیاری از اقوام دیگر افغانستان، طالبان به‌معنای حذف سیاسی، حاشیه‌رانی ساختاری و تهدید هویتی‌اند؛ اما برای بخش مهمی از جامعه پشتون، طالبان هنوز یک «تهدید وجودی» محسوب نمی‌شوند. برعکس، آنان ــ با وجود خشونت، انحصار و عقب‌ماندگی ــ برای بسیاری، آخرین و خالص‌ترین شکلِ حفظ مرکزیت تاریخی قدرت‌اند.

اینجا است که تفاوت میان «نارضایتی» و «ضرورت شورش» آشکار می‌شود. بخش مهمی از نخبگان و روشنفکران پشتون ممکن است با طالبان اختلاف جدی داشته باشند: در شیوه اداره کشور، رابطه با جهان، وضعیت زنان، آموزش، اقتصاد یا شکل اعمال خشونت. اما این اختلاف‌ها غالباً به سطح نفی بنیاد قدرت طالبان نمی‌رسد. مساله اصلی، در بسیاری موارد، نه «اصل تمرکز قدرت»، بلکه «شیوه مدیریت آن» است. به بیان صریح‌تر، تضاد اصلی میان طالبان و بخش بزرگی از مخالفان پشتون آنان، بیشتر بر سر کیفیت اعمال قدرت است تا اصلِ در اختیار داشتن آن.

تا زمانی که اختلاف در همین سطح باقی بماند، مخالفت به‌سختی می‌تواند به مقاومت سازمان‌یافته تبدیل شود. شورش زمانی شکل می‌گیرد که یک گروه احساس کند ادامه نظم موجود، آینده جمعی او را تهدید می‌کند. اما طالبان تاکنون برای بخش بزرگی از جامعه پشتون، چنین وضعیتی ایجاد نکرده‌اند. حتی نارضایتی‌های واقعی نیز هنوز به سطح «ضرورت براندازی» نرسیده‌اند.

عامل مهم دیگر، فقدان یک بدیل معتبر است. هیچ جریان سیاسی پشتونی تاکنون نتوانسته مدلی ارایه دهد که هم برای جامعه سنتی و مذهبی مشروعیت داشته باشد و هم این اطمینان را ایجاد کند که سقوط طالبان به‌معنای فروپاشی کامل محوریت تاریخی پشتون‌ها در ساختار قدرت نخواهد بود. در نتیجه، بسیاری از مخالفان طالبان میان دو گزینه گرفتار مانده‌اند: نظم سخت و بسته موجود، یا آینده‌ای نامطمین و غیرقابل‌پیش‌بینی. در چنین وضعیتی، حتی مخالفت‌های جدی نیز اغلب در سطح نقد باقی می‌مانند، نه تقابل سازمان‌یافته.

طالبان فقط بر زور تکیه نکرده‌اند؛ آنان انحصار قدرت را با مشروعیت دینی پیوند زده‌اند. در بسیاری از مناطق سنتی، مخالفت با طالبان صرفاً مخالفت با یک گروه سیاسی تلقی نمی‌شود، بلکه می‌تواند به‌سادگی به‌عنوان ایستادن در برابر «حکومت اسلامی» بازنمایی شود. همین مساله، هزینه اجتماعی و اخلاقی مقاومت را بالا می‌برد و امکان بسیج گسترده را محدود می‌کند.
البته این تحلیل به‌معنای آن نیست که طالبان نماینده همه پشتون‌ها هستند یا جامعه پشتون یکدست و هم‌نظر است. جامعه پشتون نیز مانند هر جامعه دیگری، پر از شکاف‌های سیاسی، نسلی، طبقاتی و قبیله‌ای است. اما با وجود این شکاف‌ها، طالبان هنوز نتوانسته‌اند برای بخش مهمی از این جامعه به یک تهدید وجودی تبدیل شوند؛ و همین، مهم‌ترین دلیلِ شکل نگرفتن یک جبهه گسترده پشتونی علیه آنان است.

تا زمانی که این معادله تغییر نکند ـیعنی تا زمانی که هزینه ادامه حاکمیت طالبان، برای بخش مهمی از جامعه پشتون از هزینه فروپاشی آنان بیشتر نشودـ انتظار شکل‌گیری یک جبهه جدی پشتونی علیه طالبان، با واقعیت کنونی قدرت در افغانستان سازگار نیست.

عارف رحمانی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
پشتون‌ها جبهه‌
علیه طالبان
نظرات بینندگان:

>>>   همه باهم اند جمع طالبان پاکستانی

>>>   چون افکار و ایدنولوژی طالبانی و برتری طلبی قومی دارند

>>>   آیا قوم های دیگر (تاجک هزاره و ازبک) کدام جبهه منظم مسلح تشکیل کرده اند که شما از پشتون ها این توقع را دارید. جبهه های مجازی مانند مقاومت احمد مسعود و نجات ملی جنرال ضیا و جبهه سمع سادات خو زیاد اند. هدف من جبهه واقعی فزیک است.
راستگو

>>>   بسیج توده ها در داخل یک جبهه ای وسیع کار احزاب سیاسی با ایدیالوژی مترقی و مردمی است. بعد از سقوط جمهوری دموکرتیک افغانستان و بیرون راندن حرب دموکراتیک خلق افغانستان از صحنه هم قبل از به قدرت رسیدن و هم بعد از احراز قدرت دگر حزب سازمان یافته با سابقه ای کار در میان مردم و متشکل از همه اقشار و اقوام کشور ،سر بلند نکرد.‌در افغانستان طی چهل سال اخیر صد ها حزب آمد و رفت همه ای این احزاب یا در لباس دین و مذهب وارد میدان سیاست شدند و یا در لباس قومیت ...و در نتیجه همه ای شان خس سراب بودند ...و کاری از پیش برده نتوانستند و رهبران شان هم وابسته با اعراب خرپول اسلام آباد و تهران .
ح . د. خ . ا. بعد از کشته شدن حفیظ الله امین به کمک شوروی ،سیر درست و سازنده را در راه بسیج مردم ساختن مردم در سراسر کشور در پیش گرفت تجارب کشور های تازه به استقلال رسیده در جهان به مانشان داد که چگونه احزاب چپی که در رهبری جنبش های ازادیخواهی قرار داشتند و پس از کسب استقلال ،توسط امپریالیزم با چسپ زدن های مختلف و براه انداختن جنگ‌های داخلی ،این احزاب را از صحنه بیرون ساختند و دوباره بستر استعمار را هموار کردند...
در افغانستان نیز چنین شد.حزب از آغاز تاسیس توسط افراد معلوم الحال قصدا دچار انشعاب شد و بعدا به بیراهه کشانده شد تا آنجا که حیثیت حزب در بین مردم خدشه دار شد ...و هم اتهامات مختلف چون کفر و کمونیست و غیره از جانب حلقات معلوم الحال وابسته به دربار «« روحانیون ، فیودالان ،سرمایداران کمپرادور »» حزب را دچار مشکلات کرد و بعد از ششم جدی 1979 جبهه ای وسیع متشکل از احزاب نشنلیستی افراطی ،اخوانی ها و ماوویستها متشکل گردید و سر نخ آنها به قصر سفید ،اسلام آباد تهران ، تل ابیب رسید
جنگ داخلی دامن زده شد و افغانستان تباه و یگانه حزبی که حمایت واقعی از منافع طبقاتی مردم زحمت کش افغانستان وابسته به اقشار و طبقات و اقوام ،از صحنه بیرون رانده شد...
آن فرصت طلایی از دست داده شد و دوباره باز نمیگردد ...نه آن رهبران صادق دوباره سربلند خواهند کرد و نه آن کادر های آن چه نظامی بودند ،چه ملکی.
آقای رحمانی و دگران باید به این واقیعیت پی برده باشند ...
موضوع دگر این است که عده ای از افراد گویا مورخ و دانشمند تاجیک طی بیست سال حاکمیت دموکراسی قلابی کرزی و غنی با طرح مسایلی که افتراق و دوری را میان اقوام دامن میزد پرداختند و در نتیجه قصدا یا سهوا کار را بدانجا کشاندند که بستر برای پشتونهای متعصب هموار گردید و این افراد به روشنفکران پشتون این موضوع ر) تداعی کردند که پشتونولی در صورت شریک ساختن تاجیک و سایر اقلیت‌ها به خطر خواهد افتاد ...همین کفایت کرد که لطیف پدرام و یا محقق و دگران با طرح غیر مسوولا نه ای قبولی خط دیورند فاصله ها را زیاد تر ساختند در حالیکه پاکستان نه حرفهای پدرام و نه محقق و دگران را به اندازه ای یک توت ارزش می‌دهد زیرا از نظر پاکستانی ها که یک قدرت اتمی است و هم سگ امریکا است ،خط دیورند حل شده است و هم پشتونهای انطرف خط کدام علاقمندی با پیوستن با یک کشور عقب مانده مثل افغانستان دارند ....برای پاکستان کدام فرقی نکرد ولی برای ایجاد تفرقه بین پشتونها و تاجیک‌ها در افغانستان نقش مهمی را بازی کرد.
اینجاست که پشتونهای غیر طالب از طالب ملا حمایت میکنند زیرا طالب قدرت نظامی دارد متشکل و سازمان یافته است ...از نظر پشتونهای غیر طالب این بهترین فرصت برای استحکام موضع شان در افغانستان است .
فراموش نکنید که زمانیکه حبیب الله کلکانی امیر افغانستان پادشاه بود ، عده ای از دربارمان متملق و بازمانده های شاه امان الله ، سعی کردند تا حکومت حبیب الله کلکانی را شکل و صورت صحیح بدهند و بر تداوم زمانی آن کمک کنند زیرا آنها منافع خود را در موجودیت امیر بیسواد ولی پاکدل جستجو میکردند ..حالا با طالب هم همین تاکتیک را پشتونها بکار میبرند...
دلایل بیشمار دگر است مبنی بر عدم پیوستن پشتونهای غیر طالب با مخالفین طالب ،که از حوصله ای این نبشته خارج است.
وقس علیهذا.
فخر اهنگر
می ۲۰۲۶

>>>   این پرسش است دغدغه فکری اگثریت ما است که چرا قوم پشتون باوجود نارضایتی و گله وشکایت از تالبان هنوزنتوانسته اند یک جریان ضدتالب داشته باشند چه سیاسی و نظامی بدون شک پشتون های که از قدرت سیاسی به دور مانده اند با اگثریت سیاست های تالب دیدگاه شان هم خوانی ندارد اما در کشمش های قومی داخل افغانستان تمامیت خواهی قومی تالب را به نفع شان میدانند اینکه اکثریت مطلق نیروی تالب و ساختار سیاسی شان پشتون ها هستند بگونه برای پشتون ها دل گرم کنند است وقتی که به گذشته دموکراسی و انتخابات در افغاستان غور میکنند خود را بازنده آن میادین میدانند میدانند که در شرایط و آرام و حکومت مشروع مردمی پشتون هابازنده هستند به همان خاطر حاظر هستند از یک حکومت قومی ستمگر حمایت کنند تا در قدرت باقی بمانند تااینکه از یک حکومت مردمی که سهم برای شان در قدرت سیاسی نباشد

>>>   به نظر میرسد که آقای رحمانی از مقاومت اقوام غیر پشتون در مقابل طالبان کاملن نا امید شده اند، که دست به سوی اقوام پشتون دراز نموده و توقع دارند، که انان علیه نظام امارت اسلامی قيام نمایند !

>>>   طالب مکتب را باز کن دیگیر این نه ساسیون پشتون نان دارند و تا تاجیک و ازبک و هزاره مکتب را باز کن به روی دختران اینها زور شان نمی رسد دیگر

>>>   درود بر جنابعالی، افغانستان توسط یه گروه نیابتی غربی و شرقی و منطقه و فرامنطقه‌ای اداره می‌شود هيچ بحثی نيست، هرچه قدر هم همه نویسنده ها شرقی و غربی داد بزنند، هيچ چيزی تغییر نمی کند و همه ی میدیا ها فیس‌بوک، انستاگرا و... پر از حرفها است مدتی خیلی زیاد تقربیا 5 سال، هيچ تعمیرات نیامد و اين گروه که روی قدرت تشريف دارد نمایندگان همان قدرت ها هستند که سال های ساله که برای اين سرزمين نسخه می پیچید و از مردمانی اين سرزمين قربانی می‌گیرند و براي قدرت ها فرقی نداره که کدامیک قومی در قدرت باشند هر قومی که از نگاه آنها عقب‌ مانده‌ از نگاه ديدگاه اجتماعی، فرهنگی پیشرفت آزادی اجتماعی و...عقب‌ مانده باشند بهتر است تا منافع آنها رو تامین کنند همان ها روی قدرت اند و همه قدرت های منطقه و غربی و شرقی از همبستگی مردان اين سرزمين واهمه دارن چراکه اعتماد مردم ضربه‌ ای برای آنها است‌ و بنا سال های سال همین اش و همین کاسه خواهدبود، تا زمانی که اتاق فکری، فکری به حال این کشور نکند همان برنامه ها است‌، تغییر در کار نیست.

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است