حنیف اتمر؛ وکیل‌مدافعِ آخرین سنگرِ بدویت
​اتمر که خود از معمارانِ تسلیمِ کابل به تروریسم قومی بود، هنوز در پیِ احیایِ جنازه‌ی «توافقنامه دوحه» است. طالبان آخرینِ تیر تَرکشِ اوغانیزم است 
تاریخ انتشار:   ۲۱:۱۹    ۱۴۰۵/۲/۲۲ کد خبر: 200152 منبع: پرینت

​سخنان اخیر حنیف اتمر، پرده از چهره‌ی واقعی جریانی برمی‌دارد که سال‌ها زیر ماسکِ تکنوکراسی و حق و عدالت، جاده‌صاف‌کنِ تروریسمِ قبیله‌ای بودند. ادعای اینکه «تضعیف طالبان به نفع اوغانستان نیست»، بزرگترین اهانت به خونِ هزاران شهید و ناله‌ی میلیون‌ها انسانی است که زیر چکمه‌های استبدادِ مذهبی و قومیِ طالبان خرد شده‌اند.

​۱. حاکمیت فعلی؛ آخرین خشابِ اسلحهٔ زنگ‌زدهٔ اوغانیزم؛
​باید به اتمر و هم‌فکرانش یادآوری کرد که طالبان، نه یک جنبشِ ملی، بلکه آخرین مهره و خشن‌ترین نسخه‌ی پروژه‌ی اوغانیزم هستند. این‌ها آخرین نفس‌های یک تفکرِ انحصارطلب را می‌کشند که دیگر هیچ منطقی برای بقا ندارند جز انتحار و سرکوب. اتمر به خوبی می‌داند که طالبان، آخرین سنگرِ «پشتون‌والی و اوغانیسم» برای حفظِ سلطه‌ی نامشروع بر جغرافیای دیگر اقوام است. تضعیف حاکمیت فعلی، یعنی فروپاشیِ ستونِ فقراتِ فاشیسم، و این همان چیزی است که اتمر را به لرزه انداخته است.

​۲. سقوط طالبان؛ پایانِ جغرافیای جعلیِ اوغانستان؛
​دلیلِ وحشتِ حنیف اتمر از سقوط طالبان، دلسوزی برای مردم نیست؛ بلکه او می‌داند که با فروریختنِ این رژیمِ وحشت، پروژه‌ی دوصد ساله‌ی «اوغانستانِ متمرکز و تک‌قومی» برای همیشه به کودالِ تاریخ دفن خواهد شد. حاکمیت اوغانیزم با رفتارِ بدوی خود، تمامِ پل‌های بازگشت را ویران کرده‌اند. سقوطِ این گروه، نقطه‌ی آغازِ رهاییِ خراسان و تجزیه‌ی طبیعیِ جغرافیایی است که به زورِ معاهده‌های استعماری سرِ پا نگاه داشته شده بود. آری! سقوط طالبان به نفعِ «اوغانستانِ» جعلی و توهمیِ شما نیست، اما دقیقاً به نفعِ آزادیِ ملت‌های تحت ستم خراسان است.

​۳. لابی‌گری در لباسِ مصلحت؛ از دوحه تا کابل؛
​اتمر که خود از معمارانِ تسلیمِ کابل به تروریسم قومی بود، هنوز در پیِ احیایِ جنازه‌ی «توافقنامه دوحه» است. او و حلقه‌ی خبیثه‌اش می‌خواهند با زمان‌خریدن برای طالبان اوغانیزم، فرصتِ غارتِ معادن و تغییرِ دیموگرافیِ شمال را تکمیل کنند. مخالفت او با مقاومتِ مسلحانه، نه از سرِ صلح‌طلبی، بلکه از ترسِ بیداریِ توده‌هایی است که فهمیده‌اند آزادی با خواهش به دست نمی‌آید، بلکه با ایستادگی محقق می‌شود.

​۴. پاکستان اربابی که دیگر معجزه نمی‌کند؛
​اتمر در حالی از ناتوانیِ پاکستان سخن می‌گوید که خود و تمامِ ساختارِ موردِ حمایتش، دهه‌ها در آستینِ استخباراتِ منطقه پرورش یافته‌اند. او می‌خواهد به طالبان اوغان روحیه بدهد، در حالی که می‌داند تضادهای درونیِ قبیله و خشمِ تمدنیِ مردم، این بنایِ ساخته شده از ریگ را از درون فرو خواهد پاشید.

کلام_آخر:
جناب اتمر! دورانِ «حق و عدالتِ» پوشالیِ شما به پایان رسیده است. طالبان آخرینِ تیر تَرکشِ اوغانیزم است که به سنگ خورده است. شما حق دارید نگران باشید؛ چون با سقوطِ این جباران، نه تنها قدرتِ قبیله، بلکه نامِ جعلیِ «اوغانستان» نیز به خاطره‌ها خواهد پیوست و از دلِ خاکسترِ این استبداد، «خراسانِ بزرگ و کهن» دگرباره قد خواهد افراشت.
​تضعیف طالبان اوغان، تضعیفِ ریشه‌های جهل و فاشیسم است؛ و این بزرگترین مژده برای تاریخ و تمدنِ ما است!

ظریف یزدان‌پرست


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
حنیف اتمر
سنگرِ بدویت
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است