| تاریخ انتشار: ۱۳:۱۰ ۱۴۰۵/۲/۲۰ | کد خبر: 200131 | منبع: |
پرینت
|
|
از منظر ابن تیمیه، عربها بر عجم و مخصوصاً ایرانیان برتری دارند. او ادعا میکند که مذهب جمهور علما از جمله احمد بن حنبل نیز چنین است. در مقابل، عدهای به برابری میان تبارها و قبایل قایلند، که به گفتۀ ابن تیمیه، «شعوبیه» و دیگر گروههای بدعتگذار به این باور دامن میزنند. در واقع از نظر او، کسی که قایل به برابری میان انسانها باشد، بدعتگذار است.
ابن تیمیه در جایی خطاب به ابن سینا مینویسد: «باید به این احمق گوشزد شود که شک نیست در میان هر مردمی، تیزهوش و کندذهن یافت میشود، ولی آیا در میان تبارهای گیتی، تباری هوشمندتر از عرب دیده است؟».
از دید او، بر «عرب بودن» برخی احکام فقهی مترتب میشود؛ در ازدواج باید «کفائت تباری» مد نظر قرار داده شود و اگر دختری عرب با پسری غیر عرب ازدواج کرد باید تفریق صورت گیرد. همچنین معتقد است در صورت حضور فرد عرب، عجم حق ندارد پیشنماز شود؛ و در توزیع اموال بیتالمال نیز اعاجم در مرتبۀ بعدی قرار دارند و سهم اندک میبرند.
ابن تیمیه علت این برتری را «خرد ثاقب» «فصاحت زبان» و «غنای لغوی» عرب میداند. افزون بر این، معتقد است آنان در سجایای اخلاق چون سخاوت و بردباری و شجاعت و وفاداری گوی سبقت را از دیگران ربودهاند.
به باور او، گمراهی و انحراف از چشمهسار زلال نبوت زمانی رخ داد که فرزندان بردهها (غیر عربها) در مصدر امور دینی قرار گرفتند و دربارۀ دین سخن زدند و در نتیجه خود گمراه شدند و دیگران را نیز گمراه کردند.
او تا جایی در این عرصه پیش میرود که دوستی عرب را از جمله نشانههای بارز ایمان و کینه نسبت به آنها را نفاق میخواند. وی از یکی از شاگردان احمد بن حنبل نقل میکند که گفته است: «قول به عدم برتری عرب، اعتقاد شعوبیه و موالی فرومایه است و برتری قایل نشدن به عرب، بدعت است.» ابن تیمیه حدیثی ضعیف را از ترمذی میآورد که :«دشمنی با عرب مرادفِ دشمنی با رسول خداست.» این روایت، چنانکه ذهبی نیز اذعان کرده، سست است، اما ابن تیمیه برای اثبات عقاید و مدعیات خود به ضعف روایت توجه نمیکند.
به روایت ابن تیمیه، آن شمار از «فُرس» که به مراتب والای علمی و دینی رسیدند از برکت تشبّه به عرب و پیروی از اسلام و یادگیری زبان عربی بود، و اگر این عده از فارسیها اصالت خود را حفظ میکردند و از فرهنگ و زبان عرب پیروی نمیکردند به فضیلتی دست نمییافتند.
ابن تیمیه این دیدگاهها را در «منهاج السنه» و «اقتضاء الصراط المستقیم» مدون کرده است. برای دستیابی به اطلاعات بیشتر میتوانید به این دو کتاب مراجعه کنید.
مهران موحد