| تاریخ انتشار: ۲۰:۴۲ ۱۴۰۵/۲/۱۷ | کد خبر: 200097 | منبع: |
پرینت
|
|
سازمان ملل متحد با استناد به گزارش تحلیلی یونیسف هشدار داده است که ادامه محدودیتهای اعمالشده بر آموزش دختران و اشتغال زنان در افغانستان، میتواند تا سال ۲۰۳۰ منجر به خروج بیش از ۲۵ هزار معلم و کارمند زن بخش سلامت از سیستم رسمی خدمترسانی شود؛ بحرانی که نهتنها آینده آموزشی و بهداشتی کشور را تهدید میکند، بلکه خسارات اقتصادی جبرانناپذیری را نیز به بار خواهد آورد.
جزئیات هشدار سازمان ملل: آمارهایی که زنگ خطر به صدا درمیآورند.
به گزارش شفقنا؛ سازمان ملل روز شنبه ۱۲ ثور، در واکنش به یافتههای جدید یونیسف تأکید کرد که حذف سیستماتیک زنان از عرصههای آموزش و سلامت، نهتنها یک چالش اجتماعی، بلکه بحرانی ساختاری با ابعاد اقتصادی و انسانی گسترده است. بر اساس این گزارش، در صورت تداوم روند کنونی، تا هشت سال آینده حدود ۲۰ هزار معلم زن و ۵ هزار و ۴۰۰ کارمند بخش صحت افغانستان یا کشور را ترک خواهند کرد یا از چرخه رسمی خدمترسانی حذف میشوند. این کاهش نیروی انسانی متخصص، مستقیماً بر کیفیت آموزش کودکان و دسترسی جامعه به خدمات بهداشتی اولیه تأثیر منفی خواهد گذاشت.
ابعاد بحران: چرا این آمار نگرانکننده است؟
حذف معلمان زن از مدارس، بهویژه در مناطق روستایی و محافظهکار، دسترسی دختران به آموزش را عملاً غیرممکن میسازد. در فرهنگ افغانستان، حضور معلم زن برای آموزش دختران یک ضرورت فرهنگی و شرعی است؛ بنابراین، کاهش این نیروها بهمعنای بستهشدن درهای آموزش بر روی نسل آینده است.
تهدید سلامت عمومی؛
با خروج هزاران کارمند زن از بخشهای درمانی، دسترسی زنان و کودکان به خدمات بهداشتی اولیه، مراقبتهای دوران بارداری، واکسیناسیون و خدمات پیشگیرانه بهشدت محدود میشود. این وضعیت میتواند شاخصهای مرگومیر مادران و نوزادان را مجدداً افزایش دهد.
پیامدهای اقتصادی؛
بر اساس برآوردهای برنامه توسعه ملل متحد، محدود کردن زنان از بازار کار میتواند تولید ناخالص داخلی افغانستان را تا ۵ درصد دیگر کاهش دهد. حذف نیمی از جمعیت فعال کشور از چرخه اقتصادی، نهتنها درآمد خانوارها را کاهش میدهد، بلکه ظرفیت تولید ملی و تابآوری معیشتی جامعه را نیز تضعیف میکند.
واکنش رسمی سازمان ملل: «این یک انتخاب نیست، یک ضرورت است»
سازمان ملل در بیانیهای رسمی تأکید کرده است: «سرمایهگذاری بر آموزش دختران و مشارکت اقتصادی زنان، نه یک انتخاب سیاسی، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای ساختن آیندهای پایدار در افغانستان است. هر سال تأخیر در بازگشت زنان به عرصه عمومی، هزینه بازسازی سرمایه انسانی این کشور را چندبرابر خواهد کرد.» همچنین یونسکو و یونیسف در بیانیهای مشترک، خواستار اقدام فوری برای حفاظت از حق آموزش در افغانستان شدند و هشدار دادند که بحران یادگیری تنها محدود به دختران نیست و بخش بزرگی از کودکان در پایان دوره ابتدایی هنوز به مهارتهای پایه خواندن و ریاضیات دست نیافتهاند.
زمینه تاریخی و سیاسی بحران؛
از سپتامبر ۲۰۲۱، با بازگشت طالبان به قدرت محدودیتهای فزایندهای بر حضور زنان در عرصههای عمومی اعمال شده است؛ از ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم تا محدودیتهای شدید بر کار زنان در نهادهای دولتی و سازمانهای غیردولتی. این سیاستها در حالی اجرا میشود که افغانستان پیش از این نیز با چالشهای ساختاری در نظام آموزشی مواجه بود. تنها نیمی از معلمان کشور دارای حداقل صلاحیت تحصیلی هستند و کمبود شدید معلم زن در مناطق روستایی، همواره یکی از موانع اصلی ثبتنام دختران بوده است.
آیا راه نجاتی وجود دارد؟
کارشناسان توسعهای بر چند محور کلیدی برای کاهش پیامدهای این بحران تأکید دارند: حمایت از مدارس جامعهمحور که در فاصله نزدیک به خانه دانشآموزان دایر میشوند و میتوانند با حضور معلمان زن محلی، دسترسی دختران به آموزش را حفظ کنند. همچنین سرمایهگذاری بر آموزش دیجیتال و ارائه محتوای آموزشی از طریق پلتفرمهای امن، میتواند شکاف آموزشی را تا حدی جبران کند. فشار دیپلماتیک هدفمند و مشروطکردن کمکهای بشردوستانه به رعایت حقوق زنان و تقویت اقتصاد غیررسمی زنان از دیگر راهکارهای پیشنهادی است.
گزارش یونیسف زنگ خطری جدی برای جامعه جهانی است. بحران آموزش و اشتغال زنان در افغانستان، تنها یک مسئله «حقوق بشری» نیست، بلکه تهدیدی مستقیم برای ثبات منطقهای، امنیت انسانی و توسعه پایدار است. اگر اقدام فوری صورت نگیرد، افغانستان نهتنها یک نسل از دختران تحصیلکرده را از دست خواهد داد بلکه با کمبود نیروی متخصص در بخشهای حیاتی آموزش و سلامت مواجه خواهد شد؛ پیامدی که بازسازی آن دههها زمان و منابع مالی کلان میطلبد.
این در حالی است که محدودیتهای کنونی، افغانستان را در مسیر «فرار مغزهای جنسیتی» قرار داده است؛ پدیدهای که با تخلیه تدریجی نیروی انسانی متخصص زن، زیرساختهای آموزشی و سلامت کشور را در بلندمدت فرسوده و وابستگی به کمکهای خارجی را دائمی خواهد کرد.
از منظر ژئوپلیتیک توسعه، هر سال تأخیر در بازگشت زنان به عرصه عمومی، شکاف افغانستان با شاخصهای جهانی را عمیقتر کرده و هزینه بازسازی سرمایه انسانی کشور را برای نسلهای آینده چندبرابر میسازد.
کد (5)