| تاریخ انتشار: ۲۱:۵۰ ۱۴۰۵/۲/۱۶ | کد خبر: 200091 | منبع: |
پرینت
|
|
شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد که زنی، زن دیگری را به خاطر رعایت نکردن حجاب لت وکوب میزند. اما اگر دقیقتر شویم، چندان هم عجیب نیست.
در طول تاریخ، بخش بزرگی از روند بردهسازی زنان نه در میدانهای عمومی و بیرون از خانه، بلکه در درون خانهها اتفاق میافتاد، و اغلب با مشارکت خود زنان. این همکاری، چون پنهان بود، دیده نمیشد. اکنون همان روند به بیرون از خانه کشیده شده و در برابر چشم همگان رخ میدهد؛ از همین رو برای ما ناخوشایند و تکاندهنده است.
پرسش دیگری که ذهن را درگیر میکند این است که چرا یک زن در برابر همجنس و همسرنوشت خود چنین رفتار میکند؟
بخشی از پاسخ در این است که ما خشونت مردان علیه یکدیگر را آنقدر دیدهایم که برای ما به یک امر عادی تبدیل شده، و دیگر از دیدن و شنیدن اش شوکه نمی شویم. اما خشونت زن علیه زن هنوز برای ما ناآشناست و همین ناآشنایی است که آن را در نظرما عجیب جلوه میدهد.
مغز انسان - و این هم نعمت است و هم مصیبت - پدیدههایی را که تکرار میشوند، هرچقدر هم که زننده و وحشیانه باشند، به مرور زمان عادی میپندارد. نه تنها عادی، بلکه برای آنها توجیه و معنا هم میسازد تا ماهیت خشونتبارشان پنهان بماند. به همین دلیل است که برای کشتن و کشته شدن، هزار و یک روایت مشروع ساختهایم، تا هم در کشتن افتخار کنیم و هم در کشته شدن.
حساسیت و خشمی که پنج سال پیش در واکنش به بسته شدن مکاتب به روی دختران وجود داشت، امروز به همان شدت نیست. این واقعیت تلخ نشان میدهد که آهسته آهسته به مرحلهی خطرناکی نزدیک میشویم، مرحلهای که ستم، عادی به نظر میرسد، و ممکن بعد از تکرار این حرکت توهین آمیز، با آن خو بگیریم.
شاید بتوان این پدیده را با مفهوم "ابتذال شر" هانا آرنت فهمید: خشونتی که نه از کینه، بلکه از تعطیلی اندیشه و اطاعت کورکورانه از نظم مستقر برمیخیزد.
معشوق رحیم