از رویای دانشگاه تا صدای چرخ خیاطی
 
تاریخ انتشار:   ۱۲:۲۸    ۱۴۰۵/۲/۱۵ کد خبر: 200068 منبع: پرینت

در گوشه‌ای از شهر کابل، دور از هیاهو و محدودیت‌های سرکوب‌گرانه طالبان بر زنان، صدای منظم چرخ خیاطی سکوت اتاقی کوچک را می‌شکند. این صدا نه فقط صدای یک ماشین خیاطی، بلکه روایت تلاش، استقامت و امید دختری است که می‌کوشد در دل محدودیت‌ها راهی برای ادامه زنده‌گی خود پیدا کند.
نور کم‌رنگی از پنجره‌ بر روی میز افتاده و پارچه‌های رنگی سرخ، سفید و صورتی روی هم پخش شده‌اند. روبان‌ها از کناره میز آویزانند و چند خینه‌پیچ نیمه‌تمام با طرح‌های ظریف در کنار دستش قرار دارد؛ فضایی که در آن کار و امید در هم آمیخته است.

در میان این اتاق کوچک، صوفیا مومند نشسته است؛ دختری که روزگاری با کتاب و قلم سر و کار داشت، اما امروز زنده‌گی‌اش با پارچه، رنگ و دوخت گره خورده است. این دختر جوان که آرزوی نشستن در صنف‌های دانشکده زراعت دانشگاه کابل را داشت، اکنون آرام کار می‌کند؛ پارچه را زیر پایه ماشین می‌گذارد، مکث می‌کند، با انگشتانش آن را صاف می‌سازد و دوباره ادامه می‌دهد. گویی هر دوخت، تلاشی است برای کنار آمدن با زنده‌گی‌ای که ناگهان تغییر کرده است.

مومند در پاسخ به پرسشی درباره تغییر مسیر زنده‌گی‌اش پس از سقوط حکومت پیشین و این‌که چگونه کارش را آغاز کرده است، چند لحظه سکوت می‌کند. با وجودی که دستش از روی پارچه می‌لغزد و نگاهش رنگی از درد دارد، از مسیر زنده‌گی‌اش می‌گوید: «حس خیلی بدی داشتم، کاملاً از زنده‌گی ناامید شده بودم. می‌خواستم به خارج از کشور بروم برای تحصیل، اما امکانش نبود. خودم را مثل کاغذ مچاله‌شده فکر می‌کردم که از طرف وطنش دور انداخته شده باشد. بعد از یک سال افسرده‌گی، با وجود این‌که خانواده‌ام به من روحیه می‌دادند، تصمیم گرفتم تسلیم نشوم و چون از کودکی در مسایل اقتصادی به خانواده کمک می‌کردم، این کار را آغاز کردم.»

این بانو با احتیاط قیچی را روی خطوطی که از پیش بر پارچه سرخ رسم شده حرکت می‌دهد. نگاهش دقیق و متمرکز است؛ گویی کوچک‌ترین لغزش می‌تواند همه‌چیز را خراب کند. پارچه را جابه‌جا می‌کند، دوباره اندازه می‌گیرد و سپس به کارش ادامه می‌دهد. در میان همین تمرکز، لبخند کوتاهی می‌زند و می‌گوید که امروز با وجود همه سختی‌ها از شروع به کر خیاطی و فروش کارهای دستی‌اش خوشحال است.
حالا صوفیا بخچه‌پیچ، خینه‌پیچ با طرح‌های مختلف، گل‌دست عروس و وسایل تزئینی عروسی می‌سازد. هرکدام را با دقت می‌دوزد؛ گاهی طرحی اضافه می‌کند، گاهی رنگی را تغییر می‌دهد، انگار در هر کار، بخشی از خودش را می‌گذارد. برای فروش کارهایش، یک صفحه در شبکه‌های اجتماعی ساخته است.

مومند می‌افزاید: «در اوایل اصلاً سرمایه نداشتم، اما آن‌قدر بود که کار را شروع کنم. محدودیت نبود، فقط مشکل اقتصادی بود. مادرجانم در مسایل اقتصادی کمکم کرد و بعد از آن که کارم بزرگ‌تر شد، خاله‌هایم هم کمکم کردند، روحیه دادند و در نشر ایده‌ها و محتوای صحفه‌ام همراهی‌ام کردند.»
او ادامه می‌دهد: «صحفه‌ام را اسپانسر کردم، همه چیز خوب پیش می‌رفت و سفارشات زیاد شده بود، اما روز دوم اسپانسر بود که انترنت و سیم‌کارت‌ها از سوی طالبان قطع شد. من ماندم و نگرانی سفارش‌ها. بعد از وصل شدن انترنت، بسیاری از سفارش‌ها کنسل شد چون عروسی‌ها گذشته بود و محصولاتم دیگر کارایی نداشت. ضربه خیلی شدیدی به تجارت من وارد شد.»

با این‌که صوفیا بدون وقفه کارش را ادامه می‌دهد، می‌گوید که بسته‌شدن راه پاکستان در کنار دیگر چالش‌هابر کارش تاثیر گذاشته است. او در این باره می‌گوید: «راه پاکستان بند شد، موادی که از آن‌جا می‌خواستم دیگر نمی‌توانم تهیه کنم و خیلی از کارم عقب ماندم. در افغانستان موادی که از پاکستان می‌آمد، چند برابر قیمت شده است. خیلی افسوس خوردم، چون هر کشوری که راهش بسته می‌شود، از هر سو برای ما مشکل ایجاد می‌شود.»
صوفیا درآمد کارش را قناعت‌بخش نمی‌داند، اما در شرایط کنونی که طالبان بر کشور حاکم هستند و خانواده‌های زیادی با چالش‌های اقتصادی روبه‌رویند، همین درآمد را نوعی تکیه‌گاه می‌داند. او می‌گوید که فعالیتش تنها یک کسب‌وکار نیست، بلکه نمادی از تلاش برای استقلال و ادامه زنده‌گی در شرایط محدود است.

در همین حال، نگاه‌های سنتی جامعه نیز یکی از چالش‌های جدی اوست. از دید مومند، این نگاه‌های سنتی، که با بازگشت طالبان، صورت افراطی به خود گرفته، مانعی بزرگ برای زنان کارآفرین است؛ اما او با استفاده از فضای مجازی، این موانع را دور می‌زنند. او می‌گوید: «مردم به‌جای درک، توهین می‌کنند و می‌گویند چرا قیمت بالا است و از الفاظ زشت استفاده می‌کنند.»

با وجود همه این تلاش‌ها، رویای دانشگاه هنوز در ذهنش زنده است. او که یک‌بار به دلیل بسته شدن درهای دانشگاه به‌روی دختران و بار دوم به دلیل بسته شدن انستیتوت‌های طبی از سوی طالبان از ادامه تحصیل بازماند، آروز دارد روزی دوباره روی چوکی دانشگاه نشسته و آرزوهایش را دنبال کند. او که تجارت آنلاین را جاگزین دانشگاه نمی‌داند، چنین می‌گوید: «امید دارم یک روز دوباره به دانشگاه برگردم. می‌خواهم یا داکتر شوم یا انجینیر. هنوز به ادامه تحصیل امیدوارم.»

پس از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، زنان بیش از دیگران قربانی سیاست‌های سخت‌گیرانه این گروه شده‌اند؛ آنان از آموزش، کار و بسیاری از حقوق بنیادین خود محروم شده‌اند. با این حال، صوفیا باور دارد که زنان با مقاومت می‌توانند از دل محدودیت‌ها راهی برای ادامه زنده‌گی بسازند.
براساس گزارش برنامه توسعه سازمان ملل، از اکتبر ۲۰۲۱ تا کنون از ۸۰ هزار کسب‌وکار کوچک در افغانستان حمایت شده که ۹۷ درصد آن توسط زنان رهبری می‌شود. این برنامه همچنین در همین بازه زمانی به میلیون‌ها تن کمک‌های اجتماعی ارایه کرده و به ایجاد صدها هزار فرصت شغلی کمک کرده است.

ممنوعیت‌های طالبان، دسترسی زنان به فرصت‌های شغلی رسمی را تقریباً غیرممکن کرده؛ اما فناوری و شبکه‌های اجتماعی به ابزاری برای دور زدن این محدودیت‌ها تبدیل شده‌اند. طبق گزارش سازمان بین‌المللی کار، تجارت‌های آنلاین کوچک در کشورهای در حال توسعه، به‌ویژه برای زنان، می‌توانند تا ۳۰ درصد به افزایش درآمد خانوار کمک کنند.

ایلیا
هشت صبح


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
رویای دانشگاه
چرخ خیاطی
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است