| تاریخ انتشار: ۰۲:۵۴ ۱۴۰۴/۱۲/۲ | کد خبر: 178911 | منبع: |
پرینت
|
|
از ابریشم هند تا معادن بدخشان؛ مجریان یکی هستند.
ورود کمپنی شرقی در سال ۱۶۰۸ میلادی، نقطه آغاز نفوذ اقتصادی و سیاسی بریتانیا در شبه قاره هند بود. در آن زمان، امپراتوری گورکانی روابط تجاری گستردهای با پرتغال و هلند داشت و بخش مهمی از ابریشم و کالاهای هندی از مسیر آنان به اروپا منتقل میشد؛ وضعیتی که با منافع انگلستان هم خوانی نداشت.
انگلیسیها پس از ورود، برای چهار سال به مطالعه منابع اقتصادی هند پرداختند و با جلب رضایت جهانگیر، حاکم وقت، مجوز فعالیت رسمی را به دست آوردند. اما چشم آبی های فراقاره به تدریج از همکاری تجاری به مداخله نظامی و کنترل مستقیم منابع روی آوردند. تشکیل نیروی به کمیت ۱۵۰۰ و در ادامه ۲۵۰ هزار، سرکوب مقاومتهای محلی و در نهایت، تضعیف ساختارهای اقتصادی بومی، پیامدهایی بود که به قحطیهای گسترده و مرگ ده میلیون انسان هندی انجامید.
در همین دوره، ضعف دولت گورکانی زمینه را برای لشکرکشیهای مکرر احمدشاه ابدالی افغان نیز فراهم کرد؛ لشکرکشیهایی که هدف اصلی آن غارت منابع مالی و انتقال ثروت گنج جهان به کندهار بود. این تجربه ای تاریخی نشان می دهد که هرگاه ساختارهای سیاسی و اقتصادی بومی یک منطقه تضعیف شود؛ زمینه برای غارت گران خارجی و داخلی فراهم میگردد.
امروز، بدخشان دقیقآ با چنین وضعیتی رو برو است.
در پنج سال گذشته، طالبان با بررسی منابع طبیعی این ولایت؛ و حالا تلاش برای ایجاد نیرویی ویژه جهت کنترل معادن؛ الگویی را دنبال میکنند که شباهتهایی زیادی با رفتار کمپنی هند شرقی دارد. این روند نگرانیهای جدی درباره آینده منابع طبیعی و حقوق مردم بومی شمال؛ به ویژه تخار و بدخشان ایجاد کرده است.
این وضعیت یاد آور سیاستهای دوره امیر عبدالرحمان خان نیز هست؛ زمانی که با حمایت انگلیس، زمینهای حاصل خیز بدخشان؛ چون درایم، بهارک و بخش از شهر فیضآباد را به ناقلان جنوبی افغان واگذار و مردم بومی ناچار شدند با منابع محدود در مناطق کوهستانی زندگی کنند.
حالا که با لطف و عنایت الهی معادن ارزشمند در این مناطق شناسایی شده؛ بیم آن میرود که همان چرخه تاریخی بار دیگر تکرار شود.
اما غارتگران جنوبی متوجه یک مساله تاریخی باشند:
مردم بدخشان همواره در برابر بیعدالتی و بیاحترامی حساس بوده اند.
آنان هرگز آغازگر خشونت نبوده اند؛ اما در برابر تهدید و تحقیر نیز سکوت طولانی نکرده اند. بدخشانیها ممکن است برای شناخت شرایط و بازیگران مدتی صبر و شکیبایی پیشه کنند؛ اما ستم را در حافظه جمعی خود ثبت میکنند و در زمان مناسب با شیوههای مشروع و مسوولانه از حقوق خود و مردم خود دفاع خواهند کرد. این مساله بخشی از میراث تاریخی و فرهنگی آنان در طول تاریخ بوده است.
بهقول شادروان استاد خلیل الله خلیلی:
من به یک زخم تو از پای نیفتم ای خصم
گر بود عمر ببینیم به پیکار دگر
جلالی