| چگونه میتوان بدون درنظر گرفتن منافع بیست میلیون تاجیکِ افغانستانی که پیوندهای عمیق زبانی و هویتی با ایران دارند؛ چنین تصمیمی گرفت؟ | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۲:۴۶ ۱۴۰۴/۱۱/۲۲ | کد خبر: 178867 | منبع: |
پرینت
|
|
بیصدایی بیست میلیون تاجیک افغانستانی در سیاست جدید تهران _کابل؛
جمهوری اسلامی ایران پس از سال ۲۰۱۴ به دو دلیل اصلی به طالبان نزدیک شد:
۱. دشمنی طالبان با ایالات متحده؛
۲. تقابل آنان با داعش.
در نگاه سیاستگذاران تهران، قاعده ای «دشمن دشمن من، دوست من است» در آن مقطع صدق می کرد. در روایت رسمی جمهوری اسلامی ایران؛ داعش مجموعهای از نیروهای منطقهای، با محوریت برخی گروههای تاجیک، تلقی میشد که خصومت نسبتآ عمیقی با شیعیان داشتند و از سوی آمریکا در سوریه و عراق حمایت میشدند.
از سوی دیگر، در افغانستان نیز این نگرانی وجود داشت که ایالات متحده بتواند از شکاف تاریخی میان طالبان پشتون تبار و تاجیکان بهرهبرداری کند. همین تصور، نزدیکی بیشتر تهران به طالبان را برای بخشی از نخبگان امنیتی و سیاسی ایران توجیه پذیر ساخت.
در پنج سال گذشته، مدیریت و هدایت جبهههای تاجیکان نیز عملاً زیر نظر جمهوری اسلامی قرار گرفت؛ از دادن دفتر در مشهد تا تنظیم فعالیتها؛ همه با هدف کاهش حساسیت طالبان و جلوگیری از ایجاد تهدیدی جدید برای آنان انجام شد.
حالا که تهدید آمریکا از نگاه تهران جدیتر شده و طالبان نیز در کابل مستقر و تثبیت شده اند؛ زمان آن رسیده است که روابط با حکومت پشتون محور طالبان بیش از پیش گسترش یابد.
اظهارات اخیر آقای بیکدل، سفیر جمهوری اسلامی ایران در کابل، نشان میدهد که احتمال بهرسمیت شناختن طالبان از سوی تهران دور از ذهن نیست؛ اقدامی که از منظر محاسبات قدرت، هر «کنشگر خردمند» ممکن است آن را قابل فهم بداند.
اما پرسش اساسی این است: چگونه میتوان بدون درنظر گرفتن منافع بیست میلیون تاجیکِ افغانستانی که پیوندهای عمیق زبانی و هویتی با ایران دارند؛ چنین تصمیمی گرفت؟ پیامدهای این رویکرد چه خواهد بود؟ پاسخش را گذشت زمان خواهد داد؛ اما یک نکته مسلم است: نسل جوان تاجیک در برابر ستم ساختاری طالبان بیش از این سکوت نخواهند کرد.
اگر شناخت دولتها و حل دشمنیهای تاریخی میتوانست ضامن ثبات افغانستان باشد؛ حکومت اشرف غنی که ۱۷۳ کشور آن را به رسمیت شناخته بودند و ۱۷۰ هزار نیروی خارجی همراه با ۴۰۰ هزار نیروی داخلی از آن حمایت میکردند؛ نباید در چند ساعت فرو میپاشید. اما در نهایت، غنی حتی فرصت پوشیدن کفش هایش را هم نیافت.
لذا، سیاست مداران و برادران هم تبار ما در جمهوری اسلامی ایران، مواظب این حساسیتها باشند.
جلالی