| تاریخ انتشار: ۱۴:۲۲ ۱۴۰۴/۱۱/۱۱ | کد خبر: 178807 | منبع: |
پرینت
|
|
آفرین بر اشرف غنی؛ آفرین بر خلیلزاد، احدی، اتمر و دیگر معماران این فاجعهٔ تاریخی.
سالها مردم ما عمداً درگیر منازعات بیحاصل و انحرافی چون «دَری یا فارسی»، «دانشگاه یا پوهنتون»، «افغان یا افغانستانی» شدند؛
در حالیکه طراحان اصلی قدرت، در سکوت و در عمل، پروژهٔ خطرناک طالبانسازی منطقه را پیش بردند و امپراتوری افراطگرایی را بنیان گذاشتند.
پیامد این بینش و این سیاست امروز بهروشنی قابل مشاهده است:
تحریک طالبان افغانستان، تحریک طالبان....
اینها تصادفی نیستند؛ بلکه نتیجهٔ مستقیم یک استراتژی آگاهانه برای صدور افراطگرایی، تخریب همزیستی منطقهای و نابودی هویتهای مستقل فرهنگی و ملیاند.
در مقابل این روند مخرب، ما در شهر لندن، بهصورت مستقل و مسوولانه، نخستین مرکز استراتژیک را با هدف مقابله با گروههای افراطی و تسهیل ادغام سالم در سیستم کشور میزبان بنیان نهادیم. این اقدام میتوانست نقطهٔ عطفی تاریخی برای سازماندهی، آگاهیبخشی و مقاومت مدنی در برابر پروژهٔ افغانملتیگری و افراطگرایی باشد.
اما متأسفانه، بخش بزرگی از جامعهٔ ما نتوانست از این فرصت تاریخی بهره بگیرد. بسیاری همچنان در توهم دانایی مطلق، خود را نظریهپرداز تاریخ، سیاست و فلسفه میپندارند؛
در حالیکه در عمل، حتی در یکی از مهمترین پایتختهای جهان، فاقد هرگونه دستاورد مشخص، ساختار پایدار و تأثیر ملموس هستند.
این پیام دعوتی است به بازگشت به واقعیت:
پایان دادن به جدلهای هویتیِ ساختگی،
تمرکز بر سازماندهی عملی،
و ایستادگی آگاهانه در برابر افراطگرایی، پروژههای قومی و سیاستهای ویرانگر منطقهای تحت یک محور و کار های تشکیلاتی.
تاریخ با شعار نوشته نمیشود؛
با عمل، مسوولیت و شجاعت جمعی ساخته میشود.
دکتر نورالحق نسیمی
>>> با نظر شما موافقم
>>> این پروژه را خلیل زاد احدی و دو دیوانه دیگر اساس نگزاشتند؛ اصل این پروژه در قرن ۱۸ میلادی بین سالهای ۱۷۴۰ الی ۱۷۵۰ میلادی توسط انگلیس بسرکردگی احمد درانی و ختم پروژه را اشرف غنی احمدزی اختتام نمود. از این دلقک ها در جریان این ۴۰۰ سال زیاد بودن که استخوانی از استعمار می گرفتند و در گوشه از کشور کار را به نفع استعمار و علیه فرهنگ ای سرزمین انجام می دادند دادند.
>>> اولتر باید گفت که افغانستان از داکتر و انجینیر پلاستیکی پر شده هر کدو و کریله بنام داکتر انجنیر فیلسوف قلم را گرفته چرندیات مینویسد در مدت سی سال بدون تاجک پشتون سگ وسگر ما چیزی دیگر نشندیم آفرین به اشرف غنی اتمر دیگر لگه وپوگه نی بلکه آفرین به دزدان لندغران و چپاولگران که بدون لچکی دزدی و اختطاف بچه بازی وسگ باز دیگر هیچ چیزی در کله نداشت غنی و اتمر آدم های بی سر و سامان بودند کسی مولی را به دهن ایشان پوست نمیکرد ولی تمام زور وقوت سلاح همه همرایی لندغران لچک بود وزارت دفاع تاگلون مسلح در دست بسم الله پشقل فروش وزارت امنیت تا دندان مسلح در دست شرکت پنجشیر پود وزارت داخله دزد تا ناف مسلح در دست سگبازان شمالی بود ولی همه ایشان از اشرف غنی پیشتر گریز کردند چرا در مقابل دو نفر طالب کون سوخته مقاومت نکردند دم خود را مانند سگ در قات پای خود کردند و پا به گریز نهادند و حالا از فرهنگ عدالت انسانیت در فشانی میکنند وقتیکه پول کثیف امریکا را مانند برگ درختان جور میکردید وتمام عمر خود را در دزدی لواطت زنا قمار حرام زاده گی گذشتاندید و در اخیر بی غیرتی را از خود کرده فرار نمودید حالا میگوید آفرین به غنی احد کل وکور آفرین به تو گریزی بی غیرت که چی قسم گریز کردی و مانند سگ ماده در بین کوهای پنجشیر مخفی شدی مانند معنوی بی غیرت و منصور لچک و دیگر لندغران.
>>> در جلسه بن واضح و اشکار شد که امریکا و اروپا به شمل دو غلام بچه امریکا در بسر رساندن قدرت پشتونها که سالهای غلامی و برده گی امریکا و اروپا را کرده و گوش بفرمان انها بودند و هستند قدرت را دوباره به پشتونها با وصف ناکامی در انتخابات سپردند چون پشتون ها در برده شدن و غلامی از خود اثبات طرف قناعت را در طول ۴۰۰ سال از خود نشان داده اند برای پشتونها کسب قدرت و سرمایه مهمتر از دین و شرف و عزت و غیرت است .
>>> اری .تحولات پنج سال اخیرقابل درک است.
انهاییکه قبلا درتاریکی شب بااندکی ترس وهراس پولهای شخصی مردم راغارت میکردند،امروز درروشنی روزبدون ترس وهراس معدن طلاراغارت میکنند.
(وان کان شفتالو وان کان زردالو).ترجمه:اگرشفتالونبوداززردالو استفاده کنید ویاهم درعوض پول،طلا. و....
فیض رنجبر