| اگر امروز غارت ثروت معادن دروازها پردهای بر چشمان شما افکنده و این همه دشمنی را نمی توانید ببینید؛ این مشکل فردی شما است | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۴:۱۱ ۱۴۰۴/۱۱/۱۱ | کد خبر: 178806 | منبع: |
پرینت
|
|
در کنار دهها بحران اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که جامعهی تاجیک با آن مواجه است؛ مشکل عمیقتری دیگری نیز وجود دارد: اسارت فکری و وابستگی ذهنی عناصر فصلی.
در دوران جمهوریت و امروز؛ شماری از تاجیکان در نقش ابزار تزئینی حاکمیت قومی به کار گرفته شده اند؛ افرادی که در بند تملق و اطاعت کور کورانه گیر کرده اند و برای جلب رضایت اربابان خود از ارتکاب هیچ گونه خشونت، ستم و بیعدالتی در حق مردم خود دریغ نمیکنند. اینها تصور میکنند چنین رفتارهایی جایگاه شان را در ساختار قدرت قومی و قبیلهای استحکام میبخشد؛ در حالی که این تصور، توهمی بیش نیست.
عدم آگاهی این گروه از اهداف راهبردی شعار افغانیت و اسلامیت، سبب شده است ندانند که در زمین دشمن و بر خلاف منافع مردم شان میرقصند. این رقصیدنها تنها زمانی برای حاکمان قبیله ارزشمند است که بتوانند مردم خود را در راستای منافع آنان سرکوب کنند و با پایان این روند؛ بلافاصله خود شان نیز قربانی همین چرخه خواهند شد.
نمونهی خوب آن؛ عملکرد روزهای پسین آقای ملا جمعه است که با گرد آوری اجباری مردم پنج شهرستان درواز زیر عنوان «کشتی محلی» و در پایان گرفتن بیعت اجباری؛ عملاً در خدمت سیاستهای ضد زبان و ضد فرهنگ فارسی قرار گرفته است.
او باید بداند که مردم نجیب دروازها، با پیشینهای روشن و هویتی استوار؛ با هیچ جریان معارض با زبان و تمدن شان سازگار نبودند و نخواهند بود. این مردم به سطحی از آگاهی و پویایی رسیده اند که اهداف راهبردی جریان حاکم ستمگر که طی پنج سال گذشته جنگی آشکار را علیه تمدن و زبان فارسی به راه انداخته اند، بهخوبی تشخیص میدهند.
این که برای شما ارزش های هویتی ارزش ندارد؛ دال بر عدم دانش تان از حوادث تاریخی، دینی و هویتی است؛ و الا دلیل اصلی قیام ابومسلم خراسانی در برابر خلافت امویان و سرنگونی نودساله این خلافت، بی حرمتی به ارزش های فرهنگی و زبان فارسی بود.
اگر امروز غارت ثروت معادن دروازها پردهای بر چشمان شما افکنده و این همه دشمنی را نمی توانید ببینید؛ این مشکل فردی شما است؛ اما جامعهی تاجیک؛ بهویژه مردم نجیب دروازها، به خوبی میدانند که در این جغرافیا چه جریان دارد و چه میگذرد.
مواظب باشید، پیش از شما نیز کسانی همین مسیر را پیمودند و امروز شرمسار تاریخ اند.
جلالی
>>> آقای جلالی !!!!
من از دیر مدت نوشته های پر ارزش شما را مرور کرده و میکنم.و در حین زمان خدمت شما عرض کنم که بنیاد حالت فجیع کنونی اخوانی های بدخشان اند که در راس آنها مرحوم ربانی قرار داشت .محور فعالیتهای تروریستی آقای ربانی صرف و صرف روی ایجاد جامعه ای اسلامی بود ... و آنهم در کشوری 9’99 در صد مسلمان و متدین ...
من کاملا بخاطر دارم که گروه های اسلامی. دو معلم را که آنها هم از بدخشی های اصل بودند صرف بخاطر آنکه چپ گرا بودند ، در برابر چشمان زن و فرزند شان بدار آویخته شدند ...البته چپی ها هم اخوانی ها ی مسلح و استخدام شده را نیز سرکوب میکردند و در ابتدای قیام ثور که حفیظ الله امین قصاب بر همه ای دستگاه حاکم بود توسط سید منصور هاشمی بدخشی اعمال خشونت بار انجام داده شد تا اینکه سید منصور هاشمی بعد از ششم جدی اعدام شد...
از این دو معلم جوان فارسی زبان بدخشی دو زن جوان هر یک با دو فرزند باقی ماند ...یکی از اینها اکنون در المان زندگی دارند و خانم جوان دگر که دو دختر کوچولو داشت و خرد سال و شیرین زبان بودند و من از نزدیک آنها را دیده بودم ... چون بعد از مرگ شوهر به کابل پناهنده شده بودند ...مجبور برای اعانه و اباطه بار دوم شوهر کرد و دوباره راهی بدخشان شد و این بار شوهرش چون شوهر قبلی اش نبود...این داستان تلخ حقیقی است..
حالا شما به مردم تان حقایق تلخ جهاد را که بنام اسلام لاجورد را دزدی میکردند باز گو کنید و به آنها بگویید که یکبار فریب جمعیت اسلامی و دگر گروهک های اسلامی را بنام اسلام خوردند اینبار اسلام طالبی را نپذیرند و به پا خیزند ...
فخر اهنگر