معاهده ی دیورند از لحاظ حقوقی باطل است!
این معاهده از لحاظ حقوقی از اساس باطل است، یکی از شرایط انجام قرارداد و معاهده میان دو کشور تساوی دو کشور است و در آن زمان افغانستان تحت حمایت انگلیس بود 
تاریخ انتشار:   ۲۲:۵۷    ۱۳۹۲/۲/۲۳ کد خبر: 51703 منبع: پرینت

معاون وزارت خارجه آمریکا تاکید می کند که موقف آمریکا در مورد خط دیورند تغییر نکرده است و افغانستان و پاکستان در موقعیت حساسی قرار دارند و هر دو کشور باید از افزایش تنش ها جلوگیری نمایند. پیش از این نیز مارک گروسمن نماینده سابق آمریکا برای افغانستان و پاکستان گفته بود که خط دیورند یک مرز رسمی و بین المللی میان افغانستان و پاکستان است و آمریکا آن را به رسمیت می شناسد. حال سوال این جاست که موقف گیری آمریکا در خصوص خط دیورند تا چه حد می تواند به افزایش تنش ها میان دو کشور دامن بزند؟

آقای طاهر هاشمی استاد دانشگاه کابل در این باره می گوید:
مساله دیورند از سال 1947 میان پاکستان و افغانستان بوجود آمد و به یک قضیه مزمن سیاسی و حقوقی تبدیل شده است و تا امروز لاینحل باقی مانده است. اما خود خط دیورند در زمان حکومت عبدالرحمن خان توسط یکی از معاونان وزارت خارجه هند در زمان استعمار هند به دست انگلیس بوجود آمد. حاکمان افغانستان موقف های مختلفی در رابطه با خط دیورند گرفتند و هیچوقت آن را بعنوان یک مو ضوع حقوقی و سیاسی مطرح نکرده اند وگاهی نیز موضع گیری خود را عدم شناخت دقیق این خط عنوان کردند البته در گذشته رژیم های افغانستان رژیم های دیکتاتوری و غیر مردمی بودند که نمی توانستند به نمایندگی از مردم ابراز نظر نمایند و یا موضع گیری خود را تثبت نمایند در حالی که در بعضی زمان ها حکومت افغانستان این توان نظامی را داشت که این ادعا را به اثبات رساند. و حکومت فعلی که نماینده مردم است هیچ موضع گیری محکمی در این باره ندارد.

وی افزود: موضوع دیورند امروز تبدیل به یک مساله مضمن سیاسی شده است و از همین رو شاید امروز برخی تصور می کنند که موضع افغانستان در قبال دیورند تغییر کرده است و اکنون این کشور باید از این مساله صرف نظر نماید. بحث های حقوقی زیادی نیز در این زمینه جریان دارند اما باید گفت که حقیقت این است که این معاهده از لحاظ حقوقی از اساس باطل است زیرا مامی دانیم یکی از شرایط انجام قرارداد و معاهده میان دو کشور تساوی دو کشور است و در آن زمان افغانستان تحت حمایت انگلیس بود و این امر به معنای عدم مساوات حقوقی در ساحه بین المللی است امروزه نیز کشوری که تحت حمایت کشور دیگری باشد استقلال حقوقی ندارد بنابراین این قرارداد به علت عدم برقراری شرایط تساوی باطل است و این یعنی اینکه این معاهده از ابتدا بوجود نیامده است و در طول زمان نیز آثار حقوقی پیدا نکرده است. اما مشکل اساسی این است که پاکستان در آن زمان وجود نداشت و امروز ار لحاظ حقوق بین المللی نمی تواند میراث خور کشوری باشد.

آقای هاشمی با توجه به اینکه در زمان امضای این معاهده مساوات حقوقی وجود نداشته است، آیا می توان این معاهده را یک معاهده جبری تصور کرد؟
در کتب تاریخی کشور در این مورد حرف های گوناگونی وجود دارد اما امیرعبدالرحمن خان در این باره می گوید: زمانی که تنش هایی در سرحد افغانستان بوجود آمده بود و حکومت افغانستان بدنبال پیدا کردن راه حلی برای این تنش ها بود، آقای دیورند پیمانی را برای من آورد و من آن را امضا کردم و این در حالی است که بعضی هم می گویند این معاهده توسط عبدالرحمن خان امضا نشده است، اما اکنون ما در مورد معاهده ای صحبت می کنیم که متن آن را ندیده ایم و کسی نیز از آن اطلاع ندارد ما وقتی می توانیم در مورد ابعاد حقوقی و سیاسی یک معاهده به صورت محض گفتگو کنیم که متن آن معاهد را در دست داشته باشیم و از آن آگاهی کامل داشته باشیم. اما در حال حاضر تنها اظهار نظر حقوقی که می توان کرد این است که در این معاهده مساوات حقوقی رعایت نشده است.

آقای هاشمی حال که این معاهده باطل است چه کسی باید در این مورد عمل نماید؟ آیا باید سازمان ملل در این مورد اقدامی انجام دهد؟
سازمان ملل هنگامی در یک معضل اظهار نظر می کند که دولت هایی که طرف یک قرار داد هستند شکایت خود را به سازمان ملل متحد عرضه نمایند. در ابتدا افغانستان می تواند که با پاکستان وارد مذاکره شود و می تواند از طریق مذاکره موضوع را حل نماید اما اگر این مذاکرات به جایی نرسد و افغانستان وساطت کشورهای جهان را خواستار شود چون افغانستان مطالعات دقیقی در این زمینه ندارد که به جوامع بین المللی ارایه نماید در این زمینه موفق نخواهد بود اما اگر در این رابطه یک کمیسیون ایجاد شود که با مطالعات دقیق حقوق بین الملل و در دست داشتن متن حقیقی قرارداد موقف اصلی افغانستان را در این زمینه روشن سازد آنگاه می توان این موضوع را در سازمان ملل متحد ارایه کرد و دیگر کشورها را نیز از نفس این اموضوع آگاه کرد اما امشکل اساسی این است که مدت زیادی از این جریان می گذرد و حکومت افغانستان در این زمینه تا کنون هیچ دلایل حقوقی جمع آوری نکرده است و مطالعات حقوقی انجام نداده است و تمام موضع گیری های آن احساساتی و عاطفی بوده است.

آقای هاشمی اکنون که موقف افغانستان روشن نیست پس موضع گیرهای حکومت و دیگران در این باره چه نفعی دارد؟
حکومت بازهم احساسی عمل می کند در غیر اینصورت نپذیرفتن این خط به معنای داشتن یک موضع گیری سیاسی است اما ما هیچ موضعی نداریم و این به نفع پاکستان است چنانچه ما می بینیم اکنون آمریکا به صراحت بیان کرده است که این خط را به رسمیت می شناسد در حالی که این موضوع یکی از مهمترین مسایلی است که باید در تفاهم نامه امنیتی میان آمریکا و افغانستان در نظر گرفته شود و تا زمانی که این مساله میان افغانستان و پاکستان حل نشده است آمریکا حق اظهار نظر در این باره را ندارد. تا زمانی که افغانستان دلایل محکم حقوقی را برای ادعای خود در مورد دیورند ارایه ننماید یا از ادعای خود دست نکشد این معضل همچنان ادامه می یابد و برای سالیان دراز ادامه خواهد داشت.

کد (20)


این خبر را به اشتراک بگذارید
نظرات بینندگان:

>>>   سند معاهده دیورند در کتابخانه بریتانیا که یکی از بزرگترین کتابخانه های جهان است موجود است۰ این آقای هاشمی میتواند بروند و آنرا از نزدیک مطالعه کنند۰ در سایت فارسی بی بی سی یک راپور تحت عنوان « سند معاهده دیورند در کتابخانه بریتانیا » درین مورد موجود است و دوستان میتوانند آنرا مرور کنند۰ البته دور نه نزدیک، این آقای هاشمی که خود قول میکنند که تا حال حتی متن این معاهده را ندیده اندو نیز در مورد آن اطلاع ندارد میتوانند کتاب تاریخ آقای غبار را باز کنند و متن ننگین معاهده را یکبار به دقت مطالعه نمایند۰ ولی اینکه اگر این آقای هاشمی ادعا کنند که عبدالرحمن خان اصلاً این معاهده را امضا نکرده در آن صورت باید بگویم که « بی شک شان »

>>>   اقاى هاشمى از طرف كرزى وكىل كرفته شود

>>>   پس وفت آن رسیده که رهبران و تمامی ملت کشور ما با یک صدا بلند و یک نظر واحد از قدرتمندان جهان به خصوص امریکا خواستدار این حقیقت شوند که از کیسه خلیفه بخشش نکنند و از حقیقت و حقوق ملیونها افرادیکه در این یک قرن بالای شان بازی های رنگارنگ سیاسی و تحمیلی صورت گرفته با خبر شوند و حق را به حقدار بسپارند و این ملت ها را دیگر در بین خود با هم نه اندازند. و این خواست تمامی ملیت های ساکن کشور و طرف مقابل هم است.
سلطان از المان

>>>   خط دیورند مرز اصلی دو کشور است...

>>>   دیورند باید با دیپلماسی فعال و مقتدر ما و با حضور کارشناسان ارشد حقوقی دو کشور در جلسات مشترک حل شود.
نهاد نواندیشان بلخ

>>>   یک سوال بسیار عمده این است که آیا تا به حال کسی متن معایده دیورند را دیده است و ایا کاپی این معایده در افغانستان موجود است؟ اگر جواب مثبت است پس چرا این معایده به دسترس مردم افغانستان گذاشته نمیشود تا مردم هم بدانند. کتمان حقیقت از مردم خود یک گناه بزرگ است که توسط دولتمردان از سالها بدین طرف تحمیل گردیده است.
کابلی

>>>   آقای هاشمی مچم مکتب خواندی یا نخواندی از همان استاد های مدرک جعلی استی خط دیورند مرز افغانستان و پاکستان است امیر عبدالر حمن خان با همرای هند بریتانیا به امضا رسانده است.اگر ادعای می شود که گویا پاکستان 60 چندسال است که استقال گرفته ما بخاطر پاکستان این مرز به رسمیت نمی شناسیم که گویا مرز تحمیل بین افغانستان انگلیس بود و حال انگلیس نیست؟ از روی این ادعا مرز شمال هم بصورت تحمیلی بین امیر عبدالرحمن خان و روسیه تزاری بود و حالا که این کشورها از روسیه استقال خود را گرفتند افغانستان باید به رسمیت نشاسد که روسیه نیست؟ اما می آیم در قال ازبکستان بخار, سمرقند, هندیجان, ترمز هم تاجک اند و قبلا هم خاک افغانستان بود و درمورد شناخت و رسمیت آن هیچ حرفی نست... درین مورد فهیم است در قدم اول و در قدم دوم اسپنتا است که سکوت کرده و آله دست کرزی و متحم از گرفتن پولهای استخبارات امریکا و حرف شنو هستند. به امید آن روزی که سمرقند عبخار و هندیجان ترمیز آزاد شود.

>>>   اصل ممنونیت انکار پس از قرار داد
به این مفهوم که اگر دولتی بنابر قراردادی بخشی از خاک خود را وگذار میکند دیگر حق انکار انرا نخوهد داشت ) بنا عبدالرحمن
در وقتش مثل امروز کرزی یک رهبر بوده است و بعدا توسط باز ماندگانش یعنی حبیب الله و امان الله نیز تایید شده و در معاهد
صلح راولپندی امان الله خان در بند چار سرحد دیورند به رسمیت شناخته شده است و تا امروز نه امریکا و انگیلیس بلکه
توسط زمامدارن ما به رسمت است چنانچه کرزی بارا گفته که
ترورستان از ان طرف مرز می ا یند پس باید گفت که هاشمی
خود باید بیاموزد و نباید استاد باشد.
دوراندیش

>>>   وای بحال همچو روشن فکرانی که تاب شنیدن سخن راست وتحمل منافع ملی کشور را ندارند. ما فکر میکنم گناه آقای هاشمی تنها همینست که مزودر وفروخته شده بیگانگان نیست .
از فاریاب

>>>   برادر عزیز واقعت تاریخ را بیان کردی همین طور حقیقت است که حکمران از ملت پشتون شده مسله خط دیورند سرزبان کرزی است که گویا این سوی و آن سوی خط دیوند یک ملت است ولی آن سوی ترمز و این سوی حرتان یک ملت نیست یک بام دو هوا در نزد کرزی ؟مسله سمرقند ,بخار هندیجان و ترمز خاک از افغانستان است و ملت اش هم تاجک است.
کرزی اگر می خواهی مسله خط دیورند تحمیل است مسله شمال هم تحمیلی است ما ملت تاجک افغانستان تاجک سمرقند وبخا ر هندیجان و ترمز می خواهم که از زیر سلط کریم اف آزاد شود.

>>>   می, 17:23, بوسيله‌ى ارمان
قرارداد ديورند يا معاهدۀ کابل 1893
درمسير پيشينه صد و اند ساله کشور اقوام پشتونها که قدرت سياسى را درسال 1747 بدست گرفتند و انگليس نام کشور افغانلند (afghan land) را در درقرار داد سال 1801 پيشنهاد کرد که فارسى آن را يعنى افغان ستان گزيدند. کشور نامنهاد افغانستان در سال 1919 به عنوان کشور رسمى شناخته شد.
خاندان سراج
1893 - معاهده ديورند را اميرعبدالرحمان خان امضاء کرد.
1901-1919 - از سوى پسر اش امير حبيب اله خان و عضو فراماسيون انگيس Loge Concordia No. 3102 پذيرفته شد
1919-1929 - از سوى پسراش امير امان اله خان پذيرفته شد, يعنى استقلال دراين سوى مرز ديورند جشن گرفته مى شد. يکى از پيش شرط استقلال کشور ساختگى افغانستان پذيرش معاهده خط ديورند بود. حکومت نو ماهه امير حبيب اله کلکانى هم کدام قرار دادى در رد و يا پذيرش اين توافقنامه امضاء نکرد.
خاندان محمد زايى طلايى:
1929-1933- نادرخان هم کدام ابتکار نشان نداد و خط ديورند را قبول داشت.
1933-1973- ظاهرخان سرحد بين پاکستان وهند را برتانيوى راقبول داشت.
1947: استقلال هندوستان و تقسيم هند. در هنگام تجزيه هند و اعلان کشور پاکستان ظاهرخان شاه کشور ساختگى افغان ستان پاکستان را به رسميت شناخت و دولت پاکستان تمام قراردادهاى که هند امضاء کرده بود.
دولت پاكستان در 14اگست 1947م تشكيل و در ماه نوامبر يعني در سه ماهه گي، با نجيب اله خان نماينده ي خاص محمد ظاهر شاه در كراچي مذاكره نموده نماينده افغانستان هم سرحد ديورند را برسميت شناخت. افغانستان کشور پاکستان را درسال 1948 به رسميت شناخت و سفارتخانه و حتى در پشاور قنسولگرى باز کرد. نماينده دايمى افغانستان در سازمان ملل پاکستان را برسميت درسال 1948 به رسميت شناخت.
1952-1962 استفاده داودخان از جنگ سرد امريکا و شوروى براى پشتونستان نتيجه نداد: داودخان خط ديورند را به عنوان یک مرز بین المللی زير سوال نبرد بلکه خوداراديت پشتونها را!!!!
1973- 1978
جمهورى داودخان سياست اصلى نبود
و حکومات ديگر وقتي که 16 بار دولت ها و حکومتهاى و حاکمان کشور اين قرارداد را قبول کرده اند اين قرار داد را رد نکردند و سکوت کردند و کرزى بار بار به پاکستان سفر کرد اين چه... بازى ايست که بعد از... چار زانو گرفتن به اسلاف؟ در پشت اين کاسه چه نيم کاسه اى است? در اين دال چه سياهدانه است?
اگر نمي شناسد چرا 65 سال است که افغانستان با آن كشور تبادل نماينده گي ديپلوماتيك (سفارت و قنسلگري) نموده است?منشور سازمان ملل متحد: منکر شدن پذيرفته نمى شود.
در سال ۱۹۵۰ پارلمان بریتانیا در مورد خط دیورند چنین تصويب کرد: "دولت شاهی بریتانیا به این نظر است که پاکستان بر اساس قوانین بین المللی، وارث حقوق و وجایب دولت سابق هند بریتانیایی در این منطقه است و خط دیورند یک مرز بین المللی است."خط دیورند یک مرز بین المللی از طرف تمام کشورهاى دنيا به رسميت شناخته شده است که با پاکستان رابطه دارند و با سازمان ملل متحد!! چرا دولت قلدر کرزى و سپنتا اين قدر نمايش مى کند. چون هر دو در ملل متحد رسوا مى شوند:
يک مقايسه: سرحد آلمان شرق را دولت آلمان غرب درهيچ زمانى برسميت نشناخت . اين مرز درسال 1945 کشيده شد.
دولت آلمان شرق 1949 درسال بوجود آمد و در سال 1990 منحل شد. ملت آلمان اتحاد کرد يک قطره خون نريخت. کشور فغان و مکار ازسال 1945 تا سال 1974 دولت و مرز بين دو آلمان را به رسميت نشناخته بود. در سالهاى هفتاد ميلادى قرن بيست خود آلمان غرب و شرق مناسبات تجارى, اقتصادى, بانکى و سياسى خود را آنقدر رشد داد که زيادتر از کشورى بود که او را برسميت مى شناخت.
حاکمان ناله و فرياد مکاراند
صفتهاى حاکمان پشتون = جعل واقعیت, دروغ هاى پى درپى, نيرنگ , فريب, چال, بازى دادن, جهل و در جهل نگاشتن مردم شريف پشتون,..., تخريب, ويرانى, آوارکردن آبادى ها, کشت نفرت, جنگ انداختن بين ملتها, سوزاندن, تاخت و تاز, کشتن حيوانات, ريش کن جنگلها, کاريدن نباتات براى مواد, کاشت نباتات براى مواد مخدر, آزاردادن, زنستيزى, غارت زمينهاى غيرپشتون و نسل کشى
تغيرنام افغانستان ارمان است
تا که نام افغان است ملک در فغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است

>>>   و من سرحد بین بنگله دیش و هندوستان را قبول ندارم۰ دست تان خلاص۰

>>>   برادر قندم ! گل گفتی میگم دهنت از بوسیدن هست. اما مشکل اینجاست که شما چی وقت صدایتان را کشیدین که منحیث یک افغان در زمینه در خط اول قرار داشته باشید. ما مطمئن هستم که برای تمام ملیت های ساکن افغانستان همه سرحدات کشور بمثابه دامان مادر هست. و هر صدای که به اساس منافع علیای کشور بچرخد, افغانان بطور ناخود آگاه از دل و جان لببیک خواهند گفت.
از فاریاب

>>>   مورخین خود فروخته ما منتظر روزی باشند که با از بین رفتن خط مرده و...دیورند (بروایت فرمول تکرار تاریخ )در آتش وجدان خود بسوزند. گیریم شاید روایت های راست و دورغ را در منابع مشاهده کرده باشند. اما منابع دستخورده بیگانگان به این معنای نیست که از حقایق روشن و آنهم در مورد حفظ ناموس اکبر کشور چشم پوشی نمایند.

>>>   خط دیورند مرز میان افغانستان و پاکستان است و افغانستان حق ادعا بالای آن را ندارد. قوم پشتون به خاطر احساسات فاشیزمی که دارند، خط دیورند را یک دعوای تمام مردم افغانستان تلقی می نمایند. در صورتیکه خط دیورند توازن قدرت میان اقوام را حفظ خواهد کرد. اگر پشتونهای دو طرف این خط با هم یک جا شوند، در آن زمان اقوام غیر پشتون همه نا بود خواهند شد. بهترین راه حل افغانستان این است که افغانستان یک کشور حعلی بوده و بهرتین راه حل آن تجزیه این کشور میباشد. زیرا با قوم وحشی و خونخوار پشتون زندگی مشترک امکان ندارد. اقوام متمدن تاجک، ازبک و هزاره می توانند در یک فضائی صالم و با ثبات کشور خودشان را ایجاد نمایند و در آن صورت به پشتون ها هم به یاد های روز های گذشته همکاری صورت گیرد تا لوی پشتونستان ایجاد شود. در غیر آن دشمنی با پاکستان به خاطر پشتونهای وحشی به دیگر اقوام فایده نخواهد داشت. پاکستان کشور مسلمان و برادر ما است و منافع مشترک با هم داریم.
تاج الدین برهان
پشاور

>>>   افغانستان درحال اشغال و موجودیت این حاکمیت پوشالی که به هچ وجه با حکومت زمان امیر عبدالرحمن خان مقایسه شده نمیتواند و کاملاً دست نشانده و فرمانبردار کشورهای اشغالګر هستند، و از خود استقلال فکری و کفایت و صلاحیت و خلاقیت سیاسی ابدً ندارند و از جانبی امریکا این حکومت را برای تحمیل خواسته های ستراتیژیک خود در افغانستان دیسانت کرده اند و امریکا تاکنون در این مسیر ملیارد ها دالر مصرف کرده ،پس چګونه میتوان از این حکومت پوشالی توقع داشت؟! بهتر این است در صورت که تمام قوای اشغالګر وطن راترک کنند ودر آنصورت یک انتخابات آزاد،سری ومستقیم بدون اعمال نفوذ جواسیس استخبارات خارجی که خود آقای کرزی یک از آنهاست، وبدون مداخلهء کشور های اشغالګر وکشور های همسایه بخصوص... پاکستان یک دولت ملی به اردهء ملت افغان بوجود بیاید، در آنصورت است که آن دولت ملی این داعیهء ملی را با پاکستان از راه های که ممکن است حل وفصل نماید ، در غیر با موجودیت این دولت پوشالی هر فیصلهء که صورت میګیرد آن فیصله صرف وصرف فیصلهء خود امریکایی ها خواهد بود واین دولت از ملت افغان نمایندګی نمیتواند!


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است