| در چنین شرایطی دو تصوير از کشور به وجود آمده، يكي تصوير دختري بنام عایشه كه شوهرش دماغش را به جرم زن بودن بريده است و ديگري دختر افغانستاني بنام مژده كه در كاخ سفيد براي سال نو آواز ميخواند. واقعا امروز كدامیک نماينده جامعه افغانستان هستند؟ | ||||
| تاریخ انتشار: ۰۲:۴۶ ۱۳۹۱/۵/۲۲ | کد خبر: 39945 | منبع: |
پرینت
|
|
به گزارش تحلیلی بخش سیاسی شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، با نگاهی گذرا به وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور به راحتی می توان توقف فرهنگ غنی افغانستان را طی سه دهه جنگ و خونریزی، مشاهده کرد که این کمبود فعاليتهاي فرهنگي جامعه را از حرکت به سوی ایده آلش دور نگهداشته است.
شاید بتوان گفت آنچه در دو دهه اخیر در کشور به عنوان فرهنگ ترویج شده است، تفکر طالبان به عنوان يك عقيده است كه در درون مردم وجود دارد و جريانهاي سياسي اين تفكر را برجسته كردهاند. يعني كشورهايي كه منافعشان در وجود اين تفكر است به رشد اين جريان كمك نمودهاند. در واقع اين تفكر با شعار اينكه حافظ سنتها و ارزشهاي جامعه افغانستاني است آمده و رشد پيدا كرده، هرچند ممكن است كل جامعه افغانستان نباشد و تنها بخشي از آن باشد.
زماني كه ما ميگوييم كه كار فرهنگي بيش از معيشت اهميت دارد دقيقا همين نكته است. جامعه افغانستان يك جامعه سنتي و در بعضي جاها حتي به صورت قبيلهاي است و اين جامعه در طول زمانهاي مختلف دستخوش تغيير و تحولي شده كه خيلي از آنها به نفع جامعه افغانستان نبوده و آثار منفي داشته است.
اگر بخواهيم بعد از طالبان را ببينيم و يك جامعه امن را بسازيم، يعني جامعهاي كه در آن رشد، آگاهي و معرفت وجود داشته باشد بايد تغيير در باورها و تفكرات صورت بگيرد. دقيقا با شروع اين حركت فرهنگي در افغانستان ميبينيم كه تفكرات طالباني روزبهروز كم ميشود و نگرشهاي فرهنگي مبتني بر همزيستي انسانها و صلح جاي آن را ميگيرد.
برخی آگاهان مسائل بر این باورند بخش اصلي معضل انديشههاي طالباني، جهل و تفكراتي است كه در واقع كمتر بر انديشههاي اسلامي و فرهنگي جامعه استوار بوده و بيشتر بر جهل استوار است به همين دليل راهكار آن آموزش و آگاهيبخشي از طریق وزارت معارف و رسانه های صوتی و تصویری است. در حال حاضر رسانهها با يك محوريت گسترده تلاش ميكنند كه به مردم آگاهي دهند؛ آگاهي در راستاي نابسامانيهاي جنگ، ريشههاي فرهنگي جنگ، تعاملات دوستانه، گسترش فعاليتهاي اصلاحي تا بتوانند آن ريشههاي فرهنگي كه موجب شكلگيري طالبان شده را كه جهل و برداشتهاي نابجا از دين است اصلاح كنند.
اما در چنین شرایطی دو تصوير از کشور به وجود آمده، يكي تصوير دختري بنام عایشه كه شوهرش دماغش را به جرم زن بودن بريده است و ديگري دختر افغانستاني بنام مژده كه در كاخ سفيد براي سال نو آواز ميخواند. واقعا امروز كداميك نماينده جامعه افغانستان هستند؟
اکنون زمانی پيش آمده كه تيمملي افغانستان براي شركت در مسابقهاي به كشور ديگری سفر ميكرد و بعضي ورزشكاران به دلیل بی هویتی به آنجا پناهنده ميشدند، اما در همین زمان یک ورزشکار مهاجر سالهای در هجرت زحمت می کشد تا در المپیک پرچم افغانستان را به اهتزاز در آورد، کدامیک حاصل فرهنگ سازی دولتمردان ماست؟
جوانان کشوری که معروف بودند به نداشتن معتاد، اکنون براي شاد زيستن و از بين بردن آثار تنش و افسردگی، به مواد مخدر روی می آورند! اکثر رسانه ها و انجمنهاي ادبي، برنامههاي تلويزيوني تبدیل شده اند به مرکز برگزاری کانسرت های موسیقی به حدی که بسياري از خوانندگان از ازبكستان، تاجيكستان، كشورهاي اروپايي و افغانستانی های غرب نشین ميآيند و كانسرت اجرا ميكنند.
آیا این روند باعث پیشرفت فرهنگی کشور است یا تقلیدی می باشد از فرهنگ غربی؟ آیا در این بین محدودیت تعریف شده اسلامی هم وجود دارد یا به بهانه آزادی بیان باید دولت هیچ نظارتی بر این فرهنگ سازی ها نداشته باشد و کلاسهای رقص در مکاتب بصورت رسمی تدریس شود؟!
باید گفت: فرهنگ چيزي نيست كه بتوان در يك مقطع زماني كوتاه به دست آورد. فرهنگ نتيجه دهها يا حتي صدها سال تلاش يك جامعه است. اثرگذاري آن فرهنگ در يك جامعه هم به همان اندازه طول ميكشد. اما آنچه اصل است شروع اين حركت است؛ حركتي كه در حداقل آن، جامعه از دید اسلام، جايگاه باارزش زن به عنوان يك انسان، و شفاف سازی احکام و دستورات الهی تعريف ميشود و آغاز اين حركت يك اصل است.
این مطالب در حالی است که هنوز در بخشهايي از افغانستان تفكر طالبان طرفدار دارد. همه اینها حاصل آن است که ما در افغانستان الگوي مشخصي نداريم چون هر كشوري ارزشها و چالشهاي خود را دارد. افغانستان از لحاظ قوميتي مانند لبنان است. از لحاظ فرهنگي شبيه به ايران است، از نظر نگرش سياسي مانند كشورهاي غربي به دنبال تعامل است و از نظر اقتصادي يك بازار آزاد می باشد که پاکستان و عربستان تلاش میکنند تا تفکرات وهابیت و افراط گری را در آن گسترش دهند.
مجموع مطالب فوق بیانگر اهمیت این موضوع است که در حال حاضر مردم افغانستان به یک فرهنگ غنی و ناب بیشتر از گدایی کردن نان از غربیها نیازمندند. چرا که شاید از بی نانی نمی ریم ولی مطمئنا در نبود یک فرهنگ مشخص در چارچوب قانون، دیر یا زود جامعه اسلامی افغانستان در اثر افراط ها و تفریط ها از بین خواهد رفت و دچار چالشهای شدیدی خواهد شد.
>>> تارمانیکه درمحیط خانوادگی فرهنگ تربیه و تعلیم تبارز نکند و مادران ما که محوراصلی ان میباشد منحیث یک زن مسلمان درتحول کانون خانوادگی سهم فعال نگیرند و وقت خودرا صرف تربیه و تعلیم اولاد خویش ننماید به یقین گفته میتوانم که این همه درد های ما روزبروز بشتر شده میرود زیرا معمار کانون خانواده مادران است تا ایشان خشت این بنیاد اگر درست عیار نکند همان است فضائی خانواده همیش مکدر بوده انوقت هیچ چاره و درمان ان وجود ندارد زیرا بزرگان گفته اند خوی که درطفلی نشست نه رود تا پیری زدست
حیران
>>> بسيار جالب به نكات اصلي فقر فرهنگي در جامعه اشاره نموديد متاسفانه دولت هيچ پاليسي در حصه ترويج و حمايت ازفرهنگ سالم ندارد و جامعه را به انزوا كشانده اند و فرهنگ غني اصيل افغاني ملت ما را به يك فرهنگ بيمار تبديل نموده اند و جامعه و نسل نوين امروزي در حالت نابساماني شديد قرار گرفته و دولت فاسد به فكر ترويج فساد بين جامعه است و اگر امروز كار فرهنگي اغاز نگردد جامعه اي بس بدتر از زمان فعلي و از كنترل خارج خواهد شد و منتظر يك بحران بايد باشيم اين خود يك تهاجم فرهنگي شديد ميباشد كه عليه ملت ما همزمان با جنگ هاي تحميلي از سوي دشمنان اغاز شدهاگر در مقابل ان مبارزه صورت نگيرد عواقب ان از سه دهه جنگ نيز بيشتر خواهد بود و غير قابل جبران !
هارون سعيدي از سويدن
>>> متاسفانه افغانستان دچار یک مذهب خرافی و عقب گرا شده که بیرون رفت افغانستان را ازین گرداب هولناک بعید میدانم... یا کشورهای دیگرچقدر زندگی ارام و بی درد سردارند!! من قول میدهم تا ملاهایما در پاکستان درس بخوانند افغانستان هیچوقت روی رفاه وترقی را نخواهد دید. چون پاکستان منبع و مرکز صادرات جهانی خرافات است که متاسفانه 90% ازملاهای ما درهمین کشور به اصطلاح تحصیل میکنند و با محموله زهرالود فکری وارد کشورما میشوند. همه میدانند که جامعه ما کاملا سنتی و قرون وسطایی است اگر یک دانشمند یا فیلسوف نظر علمی بدهدکسی باور نمیکند و اگر یک ملاچه نظر خرافی هم بدهد مردم همان خرافات را قبول میکنند نه حرف دانشمند را. ما یک ملا داشتیم میگفت معنی زن را میدانید ؟؟ مردم میگفتند نه . او میگفت زن یعنی بزن لت و کوب کن حالا خود قضاوت کنید ایا با داشتن چنین به اصطلاح عالمان دینی روی سعادت را خواهیم دید؟؟؟؟
قره باغ
>>> امان از هجوم فرهنگی بیگانه ها به خصوص فلم ها و سریال های هندی , ترکی و غیره! از صدها تلوزیون خارجی یک آهنگ افغانی نشر نمیشود. اما تلوزیون های افغانستان !!! اوه خدا نشان نته!( البته بحث فقط در ارتباط موضوعات فرهنگی است)
>>> شاید دل تو دوست عزیز... اما ای دوست عزیز نه آن عمل شوهر عایشه که دماغش را به قول تو به جرم زن بودن بریده ؛ از فرهنگ ناب اسلام و افغانیت نمایندگی می کند ونه هم آن مطربی که در کاخ سفید به اسم دختر افغانی آواز خوانی نموده است ؛ می تواند نماینده فرهنگ ناب اسلام و افغانیت باشد ؛
بلکه هردوی این عمل از نظر اسلام و فرهنگ اصیل افغانی محکوم می باشند ؛ چیزی که واقعا بنام فرهنگ امروزه در افغانستان ما به آن حمله شده و گسترده تر از حمله نظامی خارجی ها روی آن کار می شود عینا همان رایج کردن نوع برداشت ها از اسلام و عنعنات افغانی است که هر گاه ملت افغان مثل جنابعالی فرهنگ را به تمسخر گرفته واینگونه که تحلیل کند آنگاه دشمنان امیدوار می شوند به اینکه واقعا در افغانستان کاری کردند ؛
به این معنی که اگر نتوانستند تمام سیستم فرهنگی افغانستان را تغییر بدهند همین قدر که مردم افغانستان را نسبت به فرهنگ اصیل اسلام و خاک شان دچار شک و تردید نموده اند همین خودش در جامعه سنتی مثل افغانستان خیلی کار است و به تدریج زمینه پیاده کردن پلان های شوم دیگرشان را در دست می گیرند ؛
اما اشتباه بزرگ شان اینجاست که هنوز مثل جناب عالی از دین اسلام برداشت سطحی دارند ونمی دانند که منبع اصلی فرهنگ غنی افغانستان تنها باورهای اجتماعی شان نیست بلکه سرچشمه اصلی فرهنگ این مردم در طول تاریخ بعد از مشرف شدن شان به دین اسلام ؛ این اسلام بوده است ؛ حال اگر با گذشت زمان برداشت ها از اسلام توسط افراد مختلف دستخوش افراط وتفریط هایی قرار گرفته ، این چیزها خواسته اسلام نیستند بلکه این نوع برداشت های متفاوت از اسلام است که به دلیل هماهنگ نبودن نوع برداشت ها وسلیقه ها از اسلام در بسیاری جاها در افغانستان متاسفانه جا افتاده است که هر گز این افراط و تفریط ها نمی توانند از واقعیت فرهنگ ناب اسلام و عنعنات ملت افغان نمایندگی کنند.
(امین وطندوست از هرات)
>>> تحليل ارزشمند.
بزرگترين تحليلگر تاريخ محمد مصطفي ص ميفرمايد: بر امتم از ضعف تدبير بيشترهراس
دارم تا فقر.
مشكل اصلي ما و بشريت ضعف عقيده و أخلاق است.
بقول بيدل
جز به هم چيدن كسي را با تصرف كار نيست
گندم أنبار است هر سو ليك قحط آدميست
>>> به عقیده ماعمدا ساپورت شدید ضد فرهنگی اغاز شده . مابه عنوان افغان ازجهالت جامه به فرهنگ خود شدیدا متاثریم .حکمت و طب ابن سینا و شعرمولانای بلخ و سنایی و صدهاعارف و شاعر و منجم و فیلسوف و عالم بزرگ خراسان زمین دردوره شکوفایی این تمدن رافراموش کرده ایم .مردم مصر و اردن و سوریه و عراق و ترکیه و خاورمیانه و جهان اسلام به سید جمال الدین افتخارمی کنند و ما ازخود غافل به تره لیلی گوش داده و ازفرهنگ غنی اسلامی خودغافل هستیم ..حداکثر کاری که میتوانیم ایناست که تلویزیون راخاموش کنیم که خانواده خودمان درامان باشند .گرچند ایننیک است ولی دولتمردان مادرهمسویی بااین وضعیت سکوت معناداری کرده اند ...
کانون فرهنگی نهاد نواندیشان بلخ .
>>> این مسئله یک چیز کاملاً واضح است، ما باید بدانیم که ملت های فقیر و درمانده در اکثر اوقات همۀ ارزش های خود را باخته است و ملت ما هم زمان تمام ارزش های خود را حفظ و بازسازی می کنند که زمینۀ کار و درامد برای تک تک از این مردم فراهم گردد، در غیر صورت فرهنگ ها همواره قربانی زر و زور شده است و از ما هم همینطور خواهد شد.
مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است