| برگزاري اين جرگه با وجود نهادهاي قانوني مثل پارلمان، كه به ظاهر از طريق آزاد و در يك پروسه دموكراسي و با نظارت نهادهاي ملي و خارجي به وجود آمده است؛ چه ضرورتي به فراخوان جرگه عنعنوي و سنتي به رغم مخالفت شوراي ملي وجود دارد؟ | ||||
| تاریخ انتشار: ۰۹:۲۴ ۱۳۹۰/۸/۲۳ | کد خبر: 29315 | منبع: |
پرینت
|
|
براساس برخي گزارشها قرار است تا چند روز ديگر (25 عقرب 1390) جرگه عنعنوي در رابطه با امضا پيمان و معاهده استراتژيك نظامي- امنيتي ميان افغانستان و آمريكا مورد بحث و تأييد قرار بگيرد.
هرچند به ظاهر برخي از مواد اين پيمان به رسانهها درز كرده و منتشر شده است، اما تاكنون ابهامات و موارد نامشخصي بسيار دارد، كه تفاسير اين موارد ميتواند سرنوشت دو طرف معاهده و پيمان نامه را نسبت به رعايت مفاد آن تعيين كند.
البته تعبيه تعابير مجمل و مبهم و سپس ارائه تفسير موارد متذكره بيشتر به نفع طرف قدرتمند (آمريكا) لحاظ شده است تا به نفع حاكمان ضعيف و منفعل كشور ما!
به هر حال با قطع نظر از فوايد و مضرات اين پيمان نامه به اصطلاح استراتژيك براي افغانستان و مردم اين خطه، حال سؤال اساسي و پرسش اصلي اين است كه برگزاري اين جرگه با وجود نهادهاي قانوني مثل پارلمان، كه به ظاهر از طريق آزاد و در يك پروسه دموكراسي و با نظارت نهادهاي ملي و خارجي به وجود آمده است؛ چه ضرورتي به فراخوان جرگه عنعنوي و سنتي به رغم مخالفت شوراي ملي وجود دارد؟
با وجود تصريح نهادهاي قانوني و تصميم گيرنده در قانون اساسي موجود، آيا جرگه سنتي و عنعنوي مخالف روح دموكراسي و اعتنا به آراء مردم نيست؟ آيا جرگه عنعنوي و سنتي از لحاظ قانوني در قانون اساسي چه جايگاهي دارد؟ و چرا رئيس جمهور محترم حامد كرزي كه مجري قانون اساسي و پاسبان آن است، خود بر خلاف نص مواد گوناگون قانون اساسي اقدام به فراخواني جرگه عنعنوي نموده است؟
البته پاسخگويي مستدل و مبرهن به اين پرسشها در اين مجال و فرصت اندك ميسر نيست اما در اينجا ميتوان به پاسخ برخي از آنها اشاره نمود كه برگزاري جرگه عنعنوي در شرايط موجود و حضور نهادهاي قانوني، با توجه به نحوهي انتخاب اعضاء جرگه مذكور، پارادوكس است كه مجريان و پاسبانان قانون اساسي با دموكراسي ادعاي خويش به وجود آورده است.
با وجود پارلمان كه به حيث يك نهاد قانوني در قانون اساسي به رسميت شناخته شده است، فراخواني جرگه عنعنوي جز تحت الشعاع قرار دادن و در انزوا كشاندن اين نهاد قانوني تلقي نميشود زيرا مجري قانون با اين اقدام خويش جز اولين افراد ناقض قانون اساسي است. لذا هرگونه تصميم برآمده از برگزاري اين جرگه كه بعضي از آن به عنوان جرگه مشورتي ياد ميكند، از لحاظ حقوقي فاقد ارزش بوده و نميتواند مبناي يك پرتكل يا معاهده يا پيمانه نامه عادي قرار بگيرد چه رسد به پيمان استراتژيك بين دو كشور افغانستان و آمريكا كه سرنوشت مردم يك كشور (افغانستان) در گرو آن قرار دارد.
مكانيزم انتخاب افراد مدعو به اين جرگه به گونهي است كه به هيچ وجه نميتواند نماينده اقليت نسبي مردم باشد چه رسد به عنوان نماينده اكثريت مردم، زيرا هركسي بيشتر با مراكز قدرت در ارتباط باشد و يا نمايندگان دولت مطمئن باشند كه حرف براي گفتن و تحليل درستي از مفاد اين پيمان ندارند يا اگر دارند به خاطر ملاحظات سياسي و وابستگي به مراكز قدرت بر خلاف پيمان مورد نظر به صورت مستدل و مستند و اقناعي حرف نخواهد زد بلكه آنچه را كه از قبل به آنها ديكته شده اند، بگويند و تأييد كنند، (به استثنايي عده اندك كه ممكن است تعمداً مخالفت نمايند تا تمام افراد مدعو متهم به سازش كاري نگردد).
راستي افرادي كه از طريق ايران و پاكستان و ساير كشورها به عنوان نماينده مهاجرين در اين روزها و شبها وارد كابل ميشوند، مهاجرين افغانستاني چه نقشي در انتخاب آنها داشته اند؟ با قاطعيت ميتوان گفت كه اين افراد از طريق پارتي و بده و بستان كه با برخي از حلقات مستقر در سفارتخانه ها دارند، معرفي شده اند و به هيچ وجه نماينده مهاجرين نيستند بلكه اصلا روح مهاجرين از چنين قضيهاي اطلاع ندارند.! پس تو خود حديث مفصل بخوان وضعيت گزينش در ولايات مختلف كشور را!
آقاي كرزي به عنوان مجري و نگهبان قانون اساسي، بر خلاف نص صريح و روح حاكم بر قانون اساسي كه تصميم گيرنده نهايي مردم را ميداند، خود جزو ناقضان آن گرديده و با تدوير جرگه عنعنوي مذكور مورد ديگري از موارد متعدد و فراوان نقض قانون اساسي و ذبح دموكراسي را به پرونده حكومت ده ساله خويش افزود!. هر چند در شرايط فعلي آقاي كرزي به ظاهر دليل قناعت دهنده براي خود دارد (رهايي از فشار آمريكائيها و طالبان)، اما بعد از نشست گرد و غباري امروزي و عريان شدن حقيقت، پشيماني براي آقاي رئيس جمهور، حافظه تاريخ را تغيير نخواهد داد و از وي به عنوان يك رئيس جمهور كه اشغال و استعمار كشور را آشكارا به رسميت شناخت، ثبت تاريخ خواهد شد.
همچنانكه وي را به عنوان يك فرد ناجي طالبان از چنگال عدالت خواهد شناخت، زيرا برادران ناراضي! رئيس جمهور هر روز بيش از گذشته با قد برافراشته مردم بيگناه افغانستان و رهبران برجسته اين كشور را به مسلخ و قربانگاه جهالت خويش ميفرستند تا حاكميت نهاد تبارگرايان براي چند صباحي پا برجا بوده و نهادينه شود.
فرجام سخن اينكه تبعات مثبت و منفي امضاي پيمان استراتژيك مستقيما متوجه دو طيف از بازيگران وادي سياست و امنيت افغانستان يعني دولت مردان كنوني و گروه شورشي طالبان كه زمينه تحميل چنين پيماني را ضروري ميسازد، و سپس افراد مدعو در جرگه مذكور ميباشد و اين نقطه سياه بر دوسيه و پرونده سياه كلان بازيگران فوق در تاريخ افغانستان ثبت و ضبط خواهد شد.! البته اميدواريم كه افراد مدعو عليرغم اشكالات فوق در گزينش، ننگ تأييد و امضاي چنين پيماني را كه بيشتر به نفع آمريكائيها است تا افغانستان، ثبت تاريخ نسازند و با ارادهي قوي در مقابل خواستههاي حكومت و تأييد بي چون و چراي پيمان مذكور، بايستند.
توسلي غرجستاني
>>> اگر از پارلمان بگوی تمام افغان ها شاهد است که این خاینین نه نماینده گان ملت بلکه مافیای تجارتی که همیشه مصروف اخذ قراردادها از دولت از موسسات نظامی خارجی استند چی وخت در غم ملت استند هز بار که از طریق رسانه های تصویری پارلمان یا ولسی جرگه را میبنیم 20 یا 25 نفر حاضر متباقی مصروف کارهای شخصی مافیای خود استند به جز از داکتر رمضان بشردوست این 20 یا 25 نماینده هم به نوبت روز بعد غیر حاضر و تیم بعدی به شکل سمبولیک پراگنده در چوگی های حضور میابند وای به حال این ملت بیچاره
جرگه بدون نظرداشت این وکیلان نامنهاد باید فیصله حود را نماید
داود از کابل
مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است