سلب اراده مردم در جرگه های قومی
یکی از مشکلات داخلی افغانستان که میتواند در این جرگه صلح مورد بررسی قرار گیرد معضل کوچی ها در افغانستان میباشد که باید به این مشکل که حاصل تصمیمات قبیلوی و محصول جرگه های حاکمان دوران عبدالرحمان میباشد پایان داده شود 
تاریخ انتشار:   ۱۴:۰۳    ۱۳۹۰/۸/۱۰ کد خبر: 28795 منبع: پرینت

(این مطلب جهت احترام به نويسنده درج گرديده است)
آقای کرزی و تیم قبیلوی اش تصمیم دارند برخلاف خواسته های مردم افغانستان و نهاد های جامعه مدنی و سازمان های مدافع حقوق زنان درافغانستان هردو مجلس نمایندگان را منحل سازند.
چرا با وجود مجلس نمایندگان و مجلس سنا در افغانستان بازهم گرایش های قومی به لوی جرگه ها بیشتر میباشند ؟

در حقیقت این جرگه های قرون وستائی زمینه شرکت صد ها نفر از اقوام و قبایل را که ازسواد بی بهره اند و نتوانسه اند به مجلس نمایندگان راه پیدا کنند ، به این جرگه های سفارشی داخل میشوند و بدین طریق سرنوشت افغانستان را به دست قبیله گرایان که مربوط هردو طرف مرز افغانستان میباشند میسپارند.

جرگه و یا لوی جرگه ها یک پدیده خاص افغانی بوده که مثال آن در دیگر کشورهای جهان کمتر دیده شده است.
لوی جرگه ها همیشه در افغانستان خواست بخش مشخصی از مردم افغانستان ، که درآن صلاحیت های ویژه به اقوام و قبایل داده شده و آنها همیشه امتیاز های خاصی را در پروسه سیاسی افغانستان به دست آورده اند واعضای این جرگه ها همیشه به درخواست و تعین حاکمان وقت بوده وتوده های عظیم مردم خصوصا زنان وجوانان درآن اصلا نقشی نداشته اند.

لویه جرگه ها همیشه در تاریخ افغانستان به عنوان سلاح سیاسی برای تقویت قبیله سالاری ، ترور و از بین بردن دموکراسی و مردم سالاری استفاده شده است که حاصل یک جامعه عقب مانده و دور از تمام میعار های کشورهای منطقه میباشد.
ما در گذشته ها نیز شاهد جرگه ها و یا لوی جرگه های بودیم که زنان ، جامعه مدنی و فرهنگیان افغانستان در آن حضور نداشتند.
در حقیقت وجود چنین جرگه های پروسۀ دمکراسی و مردم سالاری را در افغانستان؛ که حاصل تفکر قبیلوی میباشد ده ها سال دیگر به تعویق انداخته است و هنوزهم این پدیدۀ ضد مردم سالاری و امتیاز دادن به بخش مشخص از جامعه افغانستان همچنان ادامه دارد.

این جرگه ها در افغانستان توسط حاکمان وقت گاه گاهی به منظور راضی نگاه داشتن ناراضیان در مناطق مرزی و یا به اصطلاح مشوره با بزرگان قوم خصوصا در دورن عبدالرحمن و امیرحبیب الله خان نادر و ظاهرخان بار ها اتفاق افتاده است تعداد 500 تا 800 نفر یا بیشتر که اکثریت قاطع آنان از مناطق جنوب و شرق و معمولا مناطق مرزی افغانستان بودند برای چند روزی به کابل ، پغمان یا جلال اباد دعوت میشدند تصامیمی را که دولت وقت قبلا گرفته و حتی آنرا به مرحلۀ اجرا قرار است به اطلاع آنان میرساندند، هدایای نقدی و جنسی برای شان پرداخته میشد و چند روزی را در مهمان خانه های دولتی سپری میکردند و پس از صحبت ها و داد وستد های معمول به خانه های خود برمیگشتند.

گفته میشود که در لوی جرگه پغمان در سال های 1928 میلادی بر علاوه هدایا و پول نقد به هر اشتراک کننده یک سکه طلا نیز به عنوان تهفه داده شده بود.
اقوام و بزرگان دعوت شده پس از چند روز مهمانی و صحبت روی موضوعاتی که گاهی چندان مهم نبوده و قبلا تصمیم گرفته و اجرا شده است به طول عمرحاکم ، امیر یا پادشاه وقت دعا و دورد میفرستادند و سپس به ولایات خود برمیگشتند و بسیار خوشحال هم بودند که ( در امور مهم دولت سهم داشتند ) در این جرگه ها نظر به یاداشت هایی که بعضی از اشتراک کنندگان این جرگه ها وجود دارد کاملا واضح میسازد که این جرگه ها جنبۀ نمایشی داشته فقط با تحفه دادن به برزگان ، آنان را به اصطلاح راضی وخوش می ساختند تا در مناسبت های سیاسی و تهاجمی علیه رقیب های که بین حاکمان وقت وجود داشته است مورد استفاده قرار گیرند.

مورخین مینویسند بعضی از جرگه ها توسط حاکمان ملی مانند دوران کوتای امان الله خان مزایای مثنتی نیز داشته و قسمتی از مشکلات کشور این طریق حل شد است ولی در نفس این جرگه ها همیشه سیاست های وجود داشته که به تمام مردم افغانستان منافع یکسان نداشته است.
گفته میشود ترکیب این جرگه ها شامل بزرگان آن طرف خط دیورند نیز بوده است از جایی که شهرت و هوویت شهروندان افغانستان معلوم نبود و فعلآ نیز همان مشکل وجود دارد امکان حضور غیر افغانستانی ها در چنین جرگه های اجتناب ناپذیربوده است خصوصا در دوران نادر و ظاهر خان که خان های به اصطلاح (دوطرفه) از آن طرف مزر برای منافع قبایلی و گرفتن امتیاز در این جرگه ها نقش فعال و اساسی داشتند.

اجندای چنین جرگه ها قبلا به اشتراک کنندگان جرگه ارائه نمیشد مهم ترین بخش این جرگه ها به قول کارشناسان داد و گرفت مذاکره های قومی برای امتیاز گرفتن قباله زمین ازحاکمان وقت و یا پلان های برای گرفتن زمین و قباله در سایر نقاط محل سکونت خود و امتیاز گرقتن آب و سایر موضوعات مورد علاقه اقوام درحاشیۀ جرگه مطرح میشد که هر کس به نحوی ازرآن مستفید میگشت.

به قول آگاهان درراین جرگها تعداد معدودی ازرشهروندان شمال وغرب افغانستان نیز حضوررنمایشی داشتند وراغلب تا ختم جرگه از خصوصیات جرگه اطلاع کافی داشتند به ایشان نیز هدایای داده میشد تا راضی به ولایات خود برگردند.
البته در این شکی نیست که این جرگه ها برای آشنائی و تفاهم و تبادل نظر بین اشتراک کنندگان در حاشیۀ جرگه ها نقاط مثبتی را نیز داشته است و بعضی موضوعات مانند صحبت در باره قانون اساسی در جرگه سال1921 در جلال آباد و همچنین مشکلات مرزی با پاکستان نیز سخن بمیان آمده است ولی در نهایت طوریکه در بالا اشاره شد بقول آگاهان فقط بخش های مخصوصی از جامعه در آن نقش فعال داشته اند نه همه.
بیشترین جرگه ها در عهد امیر حبیب الله خان در سال های 1921 تا 1928 دایر شده است که بعضی مورخان آنرا مهم دانسته اند.

از منابع خبری دولتی و از قول آقای فاروق وردک و دیگر تشکیل دهندگان که شماری از انان در کویته نشسته اند مرتب از حضور 2000 نفر از نمایندگان مردم افغانستان در جرگه صلح سخن میگویند ولی اشارۀ به آن ندارند که این افراد چگونه و تحت کدام پروسه ی رآی گیری به عنوا ن نمایندگان مردم افغانستان انتخاب میشوند ؟
ابن در حالیست که دولت افغانستان و رئیس جمهور کشور به مجلس نمایندگان افغانستان هیچ ارزشی قایل نبوده آنان را به باد تمسخر گرفته، تصمیمات نمایندگان مردم افغانستان را جدی نمی گیرد. بیش ازچندین ماه است که مجلس نمایندگان خواهان معرفی وزرآی کابینۀ آقای کرزی میباشد ولی آقای کرزی برخلاف قانون اساسی افغانستان اصلا توجهی به خواست نمایندگان مردم نشان نمیدهد.

کارشناسان امور امنیتی افغانستان به چنین جرگه های چندان خوشبین نیستند. آنان عقیده دارند موضوع صلح در افغانستان یک پدیده خارجی و تحمیلی میباشد که باید چاره و اندیشه آن نیز با طراحان این جنگ ها درخارج از کشور در میان گذاشته شود.
جنگ مسلحانه ای که فعلآ در افغانستان جریان دارد سازمان دهندگان و تمویل کنندگان اصلی آن در اسلام آباد ، ریاض و امارات متحدعربی میباشند که باید در حقیقت این جرگه صلح در یکی از کشورهای متذکره با شرکت جناح های درگیر یعنی جمهوری اسلامی افغانستان و امارت اسلامی افغانستان یعنی گروه تحریک طلبان که از طرف همین سه کشور نام برده تشکیل شده است ، و تا حال نیز حمایت میشوند ایجاد گردد.
در حقیقت تا حال به مردم افغانستان از جزئیات این جرگه صلح چیزی گفته نشده است ، که آیا دولت افغانستان میخواهد با گروهای تروریست ها تفاهم کند ؟
اگرچنین است پس از سران مسلح مخالف دولت چه افرادی در این جرگه حضور خواهد داشت که با ایشان مذاکره صورت گیرد و منظور دولت ازدعوت کردن 2000 نفر به این مهمانی چیست ؟
آیا دولت میخواهند از مهمانان این جرگه بپرسد که در مقابل طالبان چه راهی را انتخاب کند؟
این مشخص است که طالبان چیز دیگری غیر از جنگ و نابودی دولت اسلامی افغانستان و از بین بردن تمام دست آوردهای که در 9 سال گذشته به دست آمده ، چیز دیگری نمیخواهند. مانند زندانی ساختن مجدد زنان افغانستان در خانه ها و بستن مکاتب دخترانه و به اجرا گذاشتن قوانین شریعت اسلامی به قول خود شان و تعقیب و آزار قشرهای مهمی از شهروندان افغانستان آیا با چنین تفکرات چه امکانات مثبتی برای مذاکره با طالبان و یا بقول دولت دشمنان مردم افغانستان باقی میماند؟

جرگه ای که فعلا تحت نظر مقامات دولت انتخاب شده است نمیتواند کاملا مستقل عمل کند و به قول آگاهان سیاسی در این جرگه صحبت از صلح با دشمنان مسلح که تا حال خون هزاران شهروند افغانستانی را ریخته است میباشد در صورتیکه سران مخالف دولت در آن اشتراک نمیکنند و این جرگه را قبول ندارند.

بقول اگاهان سیاسی دولت میخواهد قندهار مانند سابق در اختیار طالبان باقی بماند وآقای کرزی شدت عمل بیشتری در مقابل طالبان نشان ندهد و از طرفی مردم قندهار را در تجارت مواد مخدر و فساد اداری که گفته میشود یکی از اقوام نزدیک آقای کرزی در آن سهم فعال دارد راضی نگهدارد.

برای ایجاد این جرگه صلح صدها هزار دالر یا بیشتر در اختیار دولت افغانستان گذاشته شده و از حال بازار رشوه دادن و رشوه گرفتن و ساخت و باخت های سیاسی پشت پرده که گفته میشود پذیرش 9 وزیر مورد نظرآقای کرزی در کابینه آینده نیزیکی از این اهداف میباشد.

یکی از مشکلات داخلی افغانستان که میتواند در این جرگه صلح مورد بررسی قرار گیرد معضل کوچی ها در افغانستان میباشد که باید به این مشکل که حاصل تصمیمات قبیلوی و محصول جرگه های حاکمان دوران عبدالرحمان میباشد پایان داده شود.
دولت های خود کامه در گذشته افغانستان اصلا نخواسته اند به این مشکل رسیدگی نمایند چون از این معضل همیشه سود سیاسی برده و این مشکل را ابزاری برای سرکوب اقلیت های محروم جامعه بکار برده اند دولت فعلی افغانستان نیز با تفکرات قبیلوی از این ابزار برای سرکوب استفاده میکند. دولتی که نمیتواند مشکل کوچی ها را حل کند چطور میتواند به صلح پایدار در افغانستان دست یابد؟
قبیله های که گویا بزرگان کوچی میگویند از چراه گاه های مناطق مرکزی افغانستان در دست دارند حتما در یکی از این جرگه های صد سال اخیر در پروسۀ ساخت و بافت های سیاسی در حاشیۀ جرگه ها برای راضی نگهداشتن و رشوه دادن به بعضی از قبایل داده شده است که فاقد هرنوع اعتبارحقوقی وشرعی بوده است واین هم یکی از بهترین وسیلۀ امتیاز دادن و باج دادن به یک قوم مشخص میباشد.

نمایندگان پارلمان ، مجلس سنا و سایر نهاد های جامعه مدنی ، حقوق بشر شخصیت های مستقل سیاسی و اجتماعی بهتر خواهد بود چنین لوی جرگه را که به منافع مردم افغانستان نیست و بر مردم این سرزمین تحمیل میشود را تحریم نمایند.
در چندین ماه گذشته ده ها تن از فرزندان رشید این سرزمین به دست نابکار مزدوران بیگانه از جمله شهیداستاد ربانی توسط سازمان امنیت پاکستان از پای درآمدند صدای صلحجویانه مردم افغانستان با پرتاب توپ ، راکت و حملات انتحاری پاسخ داده میشود پس آقای کرزی از کدام صلح با برادان طالب سخن میگوید ؟

محمود منجم زاده برلین المان


این خبر را به اشتراک بگذارید
نظرات بینندگان:

>>>   اقای منجم زاده:
برای خودت شراب وکباب درالمان مهیااست مشکل نداری ازمشکلات مردم افغانستان خبرنداری توکه نگویی کی بگوید لویه جرگه واقعا که یک پدیده خاص افغانی میباشد واین یک افتخاراست برای افغانستان وافغانها ضرور نیست که مادرتمام امورات خود ازغرب ویاهم ازشرق تقلید کنیم بناأ اگردرین لویه جرگه ازهزار گره مشکلات افغانستان یگ گره ان هم بازشود بازهم قابل تقدیراست ولی برای شمامردم که درطول 3 الی 4 دهه جنگها که فقط شکل نظاره گرراداشتید شاید خوش ایند نباشد چراکه شما غربی ها همیش ازپدیده های غربی ها تقلید میکنید ولویه جرگه که به گفته شمایک پدیده افغانی است شاید دلچسپی شمابران کم باشد چراکه شمااهسته اهسته افغانیت خودراازدست داده اید
امیدوارم نشرشود

>>>   ازدست اندر کاران افغان پیپر تقاضا مندم که موضوع هفته بعدی که در سمت چب به رای گزاری میمانید موضوع تجزیه افغانستان را بگذارید تا بیبنیم نظر ورای هموطنان چیست تشکر از افغان پیپر
م نوری

>>>   دست نویسنده درد نکنند حقیقت را گفته امااین آقای که نام خود را ذکر نکرده ونظر داده که جرگه افتخار شان است معلوم است که به کدام قوم تعلق دارد. واضیع است که پشتون است.
نوشته که شما افغانیت تانرا از دست داده اید به جوابش باید گفت که هفتاد فیصد افغانستان را اقوام غیر افغان تشکیل میدهند. باز تو همین اوغانیت را تعریف کن یعنی چه؟
اگر از من بپرسی خو میگم اوغانیت یعنی وحشت/ دهشت/ انتحار/ قاچاق مواد مخدر/ مفت خوری/ وطن فروشی/ نوکری دالخوران وغیره.
قیوم

>>>   تشکر از اقای منجم زاده و دیگر کارشناسان مسایل افغانستان که این بحث را بازنموده تا معلوم شود افغانستان به کدام سمت روان است جرگه های بیسواد تاریخ در صد سال گذشته افغانستان به قهقرا کشانده و مردم افغانستان از قافله تمدن ، و دموکراسی دور نگهاداشته اند.
خصوصیات این جرگه ها در صد سال گذشته به دال خوران پاکستان و نسوار خورهای هر دوطرف مرز اختصاص داده شده و از افغانستان یک دیوانه خانه و نسوار خانه درست کردند.
این وظیفه جوانان برومند افغانستان است تا پروسه مردم سالاری و دموکراسی را در کشور رایج ساخته دست این نوکران استعمار را از افغانستان کوتا سازند واز این بیشتر نگذارند ما افغانستانی ها در داخل و خارج از کشور خجالت زده شویم
مراد از پروان

>>>   با تشکر از نظرات اقای منجم زاده
در رابطه با کلمه <اقلیت های محروم>که شما به کار بردید باید بگویم که به نظر من این کلمه نادرست است زیرا:
1-اگر منظور شما قومیت هزاره است که ثابت شده که این قوم حداقل جمعیتشان 25فیصد جمعیت افغانستان را تشکیل می دهد و به این قومیت وقتی اقلیت گفته می شود که در کشور قومیتی دیگر با بیش از 50فیصد جمعیت وجود داشته باشد که به ان قومیت بتوان گفت اکثریت تا به قوم هزاره هم بتوان گفت اقلیت.
2-اگر منظور شما از اکثریت قومیت پشتون باشد باید گفت که جمعیت این قوم حداکثر 35فیصد جمعیت کشورمان افغانستان را تشکیل می دهد در صورتی که شرط اکثریت جمعیت بیش از 50فیصد یک کشور در نظر گرفته می شود .مثلا در کشور عراق جمعیت قومیت عرب 58فیصد و قومیت کرد این کشور 28فیصد می باشد و در این کشور قومیت عرب اکثریتند یا مثلا در کشور ایران جمعیت قومیت فارس 55فیصد و قومیت ترک 23فیصد می باشد اما در افغانستان کشور ما نه تنها هیچ یک از اقوام جمعیت بیش از 50فیصد کشور را ندارند بلکه با اختلاف جمعیت کم نسبت به هم در رقابت شدید جمعیتی می باشند خصوصا سه قوم پشتون هزاره و تاجیک و از انجایی که متاسفانه به دلایل مختلف از قبیل جنگ های بین قبیله ای قوم پشتون میان خود و یا درگیری گروه های تندرو مانند طالبان که بیشتر در مناطق پشتون نشین و در پی ان کمبود امکانات و لوازم صحی و اب قابل نوشیدن و در پی ان بلند شدن میزان مرگ و میر در جامعه پشتون خصوصا زنان و اطفال باعث شده است که این قوم دچار کاهش جمعیت شود.طبق پیش بینی های مرکز امار سازمان ملل در صورت متوقف نشدن جنگ در افغانستان تا بیست سال بعد قوم پشتون از دور رقابت جمعیتی افغانستان کاستی می گیرد و رقابت جمعیتی میان اقوام هزاره و تاجیک ادامه می یابد .
با تشکر از سخنان اقای منجم زاده

>>>   خطاب به اقای بینام:
اقای که نام خودراذکر نکرده وقوم هزاره راکه صرف در 2 ولایت یعنی بامیان ودایکندی سکونت دارند 25 فیصد نفوس کشور معرفی کرده وقوم پشتون که دربیشتراز 20 ولایت افغانستان از 90 فیصد بیشتر ودربقیه ولایات افغانستان به استثنای بامیان ودایکندی بیشتراز 40 فیصد نفوس کشورماراتشکیل میدهد 35 فیصد معرفی کرده شاید ازتعصب وکوردلی ایشان سرچشمه گرفته باشد ورنه این اقابه تاریخ مراجعه کند ویک متل ماوشماداریم که افتاب به دوانگشت پنهان نمیشود تاریخ نشان میدهد که قوم پشتون بیشتر از 60 فیصد نفوس کشورمارا تشکیل میدهد
به هرصورت خداکند شاهد روزی درکشورما باشیم که گرفتن پست های دولتی وحکومتی به اساس شایسته سالاری صورت گیرد به اساس قومیت گرایی وکثرت گرایی
امیدوارم نشرشود

>>>   اقای منجم زاده مه نمی فامم که شما از کدام جرکه ها نوشته کردید و باز تاریخ ها را چطور با طمینان کامل نوشتید شما اصلا از تاریخ افغانستان کدام صفحه خواندید یا خیر امیر حبیب الله خان در جنوری 1919 در کله کوش لغمان به قتل رسید و بعدا امیر امان الله خان از سال 1919 بادشاه افغانستان شد که اولین دیموکرات افغان بود که از طرف بچه سقا سرنگون شد که تا به امروز ما افغان ها در بدبختی زندگی فلاکت بار میکشیم مرک. و در اخیر اینکه اینجانب از قوم بشتون میباشم و ازاینکه به لسان دری در کابل درس خواندم و صحبت میکنم افتخار است. ... بر فاشیزم در هر جنبه که باشد چی لسانی چی ملیتی و ....
م ظ از کابل

>>>   سلام به همه
منجم زاده چرا دربین مردم تفرقه می اندازی افغانستان ازدست شما ....خراب شد شما کجا افغان هستین نه فرهنګ افغانی دارید نه عیرت افغانی همه شما غربی واروپای هستید کوشش کنید که دربین مردم افغانستان تفرقه نه کنید .
سمیر کابلی
ازکابل

>>>   اقای سمبر کابلی گپ اصلی را گفتند ما در حقیقت به اوغان بودن شرم داریم ما افغانستانی هستم و پاسدار زبان و هوئیت پنج هزار ساله
به درستی که ما غیرت اوغعانی نداریم اگر این غیرت را میداشتم مکتب ها آتش نمیردیم سر جوانان را مانند گوسفتد از تن جدا نمیکردیم زنان و مردان که گناه شان ثابت نشده سنگسار نمیکردیم سگ بازی و بچه بازی را سر لوحه اخلاق خود و اولاد خود نمیکردیم
طرفداری از طالبان بد بوی که بوی تعفن شان مشام انسان را آزار میداهد نیمکردیم زنان را زندانی و کودکان را به رقص وادار نمیساختیم نوکری پاکستان را نمیکردیم و صد ها بدبختی را به نام اوغان انجام نمیدادیم
باقی باشد برای روز های آینده.
ولی در باره لوی جرگه تمام مطالبی که در عنوان نوشته شده در تاریخ افغانستان نوشته شده این قوم و قبیله بازی به اتمام رسیده جهان بطرف تمدن و رفاع حرکت میکند و سیاست اقوان و قبایل وسیله برای معامله کردن قباله داد ن زمین های مردم افغانستان به ناقلان و ساکن نمو.دن مردم ولایات مشرقی و جنوبی به نقاط حاصلخیر سیاست های قبیلوی میباشد و براین اساس ناحق مردم جنوبی و مشرقی به ولایات دیگر انتقال داده شدند تا گفته شود این مردم در تمام نقاط افغانستان بود و باش دارند.
لطفا سانسور نفرماید
فرید از اوبه هرات

>>>   اگر جامعه جهانی در ( لوی جرگه ) که از نامش بوی قومی و قبیلوی میرسد شرکت کنند و نمایندگاه مناطق مشرقی و جنوبی را ببینند و گپ های شانرا گوش کنند برای ماه ها تبصره این سخنان اقوام وقبایل در محافل افغانی و بین المللی خنده وریشخند براه خواهد انداخت اخر انان چیزی برای گفتن ندارندجز نسوار انداختن و تف کردن. این گونه جرگه ها آبروی افغانستان را از بین خواهد برد یا باید اقوام و قبایل را چند ماه قبل درس گپ زدند بدهند تا گپ زدن خود را فهمیده و چرن و پرن نگوید این بیچاره ها که گپ زدن خود را نمیدانند طوری نشود که ما را خجالت زده و سرافکنده بین مردم جهان معرفی کنند .
اخر ما مجلس نمایندگان داریم مجلس سنا داریم نهاد های جامعه مدنی و نهاد های حقوق بشر و نهاد های حقحق زنان داریم اقوام و قبایل نیز میتواندد در این نهاد ها حضور یابد افغانستان که نمی تواند برای اقوام و قبایل کوچی ها جرگه جداگانه تشکیل دهد .
از برای خدا دست از این بازی های قومی بکشید و خود را کم کم اهلی سازید تا باهم بتوانم زندگی مشترکی را ادامه دهیم
لطفا سانسور نشود
حمید از وردک ...

>>>   از حالا جنجال های پست پرده در لوی پلو خوری اغاز شده است و کوچی های پاکستانی از کرزی باح میخواهند تا به ایشان در مناطق مرکزی و بلخ و هرات جا و زمین بدهند .
هلمندی ها برای گسترس زرع مواد مخدر با کرزی و تیم اش معامله میکنند
قتدهای ها و جلال آبادی ها جنگ شان با اقوام این طرف و آنطرف مرز برای غصب جنگلات و علفزارها و آب است که هرکس تلاش دارد در لوی معامله ها عقب نماند و دیگر اقوام افغانستان به این جنجال ها تماشا نموده و حیران مانده اند که آنها از کرزی چه باج بگیرند یکی از براردان هزاره که اشتبهآ به لیست لوی پلو خوری آمده بود به یک مزاری میگفت با با ما از همه چیز گذشتم باج هم نمیخواهم فقط بفکر آن هستیم که خانه و زمین ما را غارت نکنند این ها همه دزد میباشد توجه داشته باشی که جیبت را خالی نکنند .
این صحنه مسخره آمیز لوی پلوخوران مانند نمایشنامه کومیدی میباشد که باید به آن خندید و گاهی هم گریه کرد .
فیلم این لوی بچه بازی بعدا برای ساعت تیری و خنده به تلویزیون فرستاده خواهد شد یکی هم تلاش دارند از ان آن سی دی کاپی نموده برای تاریخ افغانستان در کتاب های مکتب چاپ کنند .
امید است در این لوی پلوخوری حمله انتحاری نشود
کرزی چپنی ، وردک و خرم نسواری و چند بد بوی دیگر برای پذیرائی مهمانان قطار شده اند . سانسور نشود
لوی ماما از لوی قندهار

>>>   گزارشاتی از طریق نمایندگان پارلمان افغانستان به خارج رسیده که بیش 180 نفر از پشتون های انطرف مزر یعنی پاکستان به لوی جرگه به کابل دعوت شده اند گفته میشود شماری از این افراد پاکستانی میباشند که با دولت افغانستان همکاری نزدیک دارند وشماری از انان پاسپورت افغاتی گرفته اند.
به همین علت تعدا زیادی از نمایندگاه پارلمان هنوز شمول خود را به لوی جرگه اطلاع نداده اند.
در بین اشتراک کننده گان پاکستانی دو فرد نظامی پاین از رتیه جنرال که جوان تر میباشند در این جرگه شرکت خواهند نمود.
چار اسلامگرا افراطی از اذبکستان و دو نفر از ترکمستان که شرکت انان بسیار مشکوک میباشد به نام افغان دعوت شده اند
ما در روز های آینده خصوصیات و جنجال های این لوی جرگه را خواهم شنید و نام اشتراک کننده گان مشکوک به رسانه خواهد رسید
سمندر خان از کویته

>>>   ایجاد چنین جرگه های قومی زمینه مداخلات بیشتر پاکستان و پشتون های پاکسنانی را در افغانستان فراهم میسازد
حالا هر پشتوان پشاوری حقا مداخله در امور افغانستان را دارد
آنان افغانستان را یک کشورضعیف و بدون صاحب پنداشته و در تمام محافل ملی و بین المللی از طالبان دفاع نموده وخواسته های طالبان را اسلامی میدانند که باید مقامات افغانی دولت را به انان واگذار نمایند.
ما اگر در افغانستان یک کرزی داریم ولی در پاکستان هزاران کرزی وجود دارد که خود ر ا مدافع حقوق افغاها میدانند .
این طور معلوم میشود که این جرچه درگر جرگه عنعوی مردم افغانستان نیست بلکه جرگه مداخله پاکستان با امور افغانستان میباشد در حقیقت پشتون های افغانستان فقط زیر دست پشتون های پشاور کار میکنند و از خود صلاحیتی ندارند
اکرم از غزنی


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است