| عمق فاجعه را زمانی میتوان احساس کرد که در زیر یکی از پل های شهر کابل نظر افکنیم که صد ها نفر از جوانان این کشور با وضعیت نهایت اسفناکی زندگی می کنند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۹:۵۳ ۱۳۹۰/۱/۳۱ | کد خبر: 21160 | منبع: |
پرینت
|
|
جنگ ها و ناهنجاری های سه دهه و اندی گذشته مشکلات عدیده ای را فراروی اتباع کشور خلق نمود. تعداد زیادی از جوانان و نوجوانان به امید تأمین معیشت خود و خانواده اش راهی دیار مهاجرت گردیدند تا از یک طرف بتوانند خود را مصؤون نگه دارند و از سوی دیگر فامیلش را از فقر فجیع بار که تحفه جنگ و خون ریزی بود ، نجات دهند.
اما تعداد کثیری از آنها هیچ گاهی به زندگی رؤیایی شان دست نیافتند. انگار موجودات طرد شده ای اند که حق زیستن و زندگی کردن توأم با آرامش را ندارند و تقدیر و سر نوشت آنها محکوم به زندگی رنج آور و درد آور است ، آنها محکوم اند تا کل رنج ها را به دوش بکشند و با کوله بار از غم و اندوه ، تحقیر و توهین ، اهانت و زخم زبان ها روز را به شب و ایام را سپری نمایند.
این دلیل باعث شد که تعداد زیادی از این مهاجرین برای فرار از غم ، اندوه ، تسکین درد و رنجش به مواد مخدر و نشه آور رو آورند. چون تعریف که از اعتیاد ارائه دادند آن را یک نوع بیماری روانی دانسته که شخص برای تسکین درد و اندوه یکی از مواد نشه آور را مصرف می کند.
با گذشت زمان تعداد از این معتادان دوباره به کشور برگشته اند و عده شان با رنج وصف ناشدنی به زیر پل ها سپری می کنند.
حال تقصیر به عهده کیست ، مصرف کننده یا تولید کننده یا عوامل که سبب اعتیاد شخص گردیده است؟
در یک پاسخ کلی می توانیم هر سه را مقصر قلمداد کنیم. یعنی هم تولید کننده ، هم مصرف کننده و هم عوامل و شرایط که افراد را وامیدارد تا به اعتیاد روی آورد. اما مسؤولیت عمده به عهده تولید کنندگان است که با تولید مواد نشه آور ، سود های هنگفتی را بدست می آورند و از آن به نان و نوایی می رسند. اما عواقب آن را نمی سنجند ، به این فکر نمی کنند که شاید یکی از مصرف کنندگان خود او و یا یکی از اعضای فامیلش گردند.
اگر از بعد دینی به قضیه نگاه کنیم اسلام صراحتاً دستور داده است که اجتناب کنید از مسکرات و مواد نشه آور، و آن را عمل شیطانی دانسته است. یعنی هم تولید و هم مصرفش را ممنوع نموده است و اگر از بعد اخلاقی به قضیه نگاه کنیم می بینیم که اخلاق نیز این اجازه را به انسان نمی دهد که مفاد خود را در بدل قیمت جان هزاران انسان تأمین کرد.
گزارش ها حاکی از آن است که رقم معتادان مواد مخدر در افغانستان به یک میلیون نفر رسیده است. این رقم خیلی فاجعه بار و تکان دهنده است. اما عمق فاجعه را زمانی میتوان احساس کرد که در زیر یکی از پل های شهر کابل نظر افکنیم که صد ها نفر از جوانان این کشور با وضعیت نهایت اسفناکی زندگی می کنند.
این جوانان مسلماً به خانواده تعلق دارند، پدر دارند که از گوشه ای ، نظاره گر مرگ تدریجی فرزند دلبندش است و اگر بخواهد هم نمی تواند کاری برایش انجام دهد.
مادری دارد که به امید فردای بهترش برایش لالایی خوانده، اما می بیند که فرزندش چگونه زره زره آب میشود و هر روز می میرد.
برادر و خواهر دارد که مثل سایر برادران و خواهران دوستشان دارند اما امروز با چشمای نگران مرگش را به نظاره نشسته اند.
اما من و صدها من دیگر ، بی تفاوت از این وضعیت از کنارش می گذریم و هیچ گونه واکنش نشان نمی دهیم و شاید هم گاهی با توهین و تحقیر خویش بدرقه اش می کنیم. فراموش کرده ایم که دین اسلام که پیرو اش هستم وی و صد ها مثل وی را برادر من خوانده اند یعنی مؤمن برادر مؤمن است و به من به عنوان انسان مسؤولیت داده است تا در راستای بهبودی وضعیت همنوع خویش تلاش نمایم و جدیت به خرچ دهم دردش را، رنجش را و غصه اش را قسمت کنم و اشکش را پاک کنم.
اما من با تولید تریاک و مواد مخدر به وی مرگ تدریجی را هدیه می دهم به جای قسمت کردن رنج اش با الفاظ رکیک خاطر وی را می آزارم.
راستی مسؤولیت من همین است به عنوان انسان و اشرف مخلوقات؟ یا مسؤولیت دارم به وی و دیگران همکار باشم؟
خوب اخلاقاً و ایماناً وجیبه دارم که به جای ذهر به وی دارو هدیه کنم و از این حالت اسفناک نجاتش دهم و به زندگی عادی برگردانم.
راستی چرا من به عنوان انسان نسبت به این موضوع بی تفاوتم؟
اگر من و تو به جای او می بودیم چه می کردیم؟
شب های سرد و بی رحم این فصل و سر پناه چون پل سوخته و پل... و گرسنگی و رنج... و در اخیر تحقیر و توهین عابرین؟
این سوال را باید از خود پرسید اخلاق و وجدانم به من چه دستور میدهد، آیا دستور میدهد که تریاک بکارم و منفعت من مهم است ولو در بدل گرفتن جان یک ملیون نفر تمام شود، در این صورت فرق من و فرد انتحاری چیست؟
وی با یک عمل انتحاری ده ها نفر را به خون می کشاند و من در بدل پول تدریجاً صد ها هزار نفر را با مرگ مواجه می سازم و آن هم با مرگ روزمره.
جواب هرچه باشد همان کار را باید کرد.
>>> دولت و ممالک که یکی از شرط امدن انها مبارزه علیه مواد مخادره در افغانستان بود.
>>> چرانمیگویید که دولت هم دراین جریان مقصراست .همین حالا درشهر هرات دراکثرمحلات آن موادمخدربصورت آزادبفروش میرسدودولت نه تنها اقدامی دربرچیدن این لانه ها ی فسادانجام نمیدهدکه دربعضی موارد با آنها همکاری نموده گاهی سهم مالی گرفته میشود.
منورشاه منوری
>>> درزمان بابای به اصطلاح ملت ظاهرشاه مردم افغانستان در فقر کامیل به سر میبرد بیکاری و بیگاری هم بود اما وطن ما معتاد مواد مخدر نداشت چون مواد مخدر نبود اگر بود جز سیگریت و نسوار چیزی دیگری نبود . تمام معتادین که به مواد مخدر الوده است مقصر اصلی شان طالبان بردران کرزی است . که کشت وزرع میکند و در قصه مردم نیست . این است شیوه اسلامی و انسانی طالبان .
قیس
>>> جامعه هیچ کشوری با فیلتر کردن و سانسور و حلال،حرام هرگز اصلاح و مترقی و متمدن نمی شود. بحث و جدلهای کارشناسانه و تجربه دار در مدیا( رادیو تلویزیون مطبوعات و نشریات آزاد غیروابسته)مردم را از عواقب اعمال مخرب آگاه می سازد ولی حاکمان ج- ا با سلب آزادی و حق حاکمیت مردم و سانسور و ممنوع کردن احزاب و گروههای فعال حقوق بشری و سیاسی خود عامل اشاعهً فسق و فجور و جهل و جنایت و اعتیاد و بیکاری و چپاول بوده و هست.در خفقان و دیکتاتوری فرهنگ و اقتصاد... جامعه رشد نمی کند و حتی به عقب می رود
>>> قیس جان خودت یکطرفه ابراز نظر مکن !
حتمی از اقایی عطا محمد نور خبری کم داری؟
ما مردم دین خود را خاک خود را فامیل خود را زیر سوال میگذاریم ولی رهبران فرسوده وسفاک خود را که همه ملیونها دالر دزدی شده انها که فامیل انها غرق عشرت ان هستند ما از ان به کدام علتی چشم پوشی میکنیم؟
و بنظر من این بخاطر انست که ما به دستور این یغیان قومی کار میکنیم؟.
یکبار چشم خود را باز کنید یک دیگر را بنام این و ان توهین نکنید ثمر این توهین بدبخت شدن اینده اولاد های ماست و باز هم انها زیر سلطه این دشمنان انسان بنام طالب شورایی نظار حزب میخ کوب وغیر اسلامی خواهند قرار گرفتن بیاید همه ر.شنفکران افغانستان به گرویی اصلاح طلبان بپیونید.
>>> مقصر خاک که در آن می روید
>>> مقصر اصلی مواد مخدر کیست ؟
زارعی و تولید کننده ؟ ویا مصرف کننده ؟ و یا عامل که شرایط را در کشور ایجاد نموده
است ؟
البته عوامل گوناگون در کشور سبب شده است که هر سه در یک چهار چوب شامل شوند. ولی
هریک بدرج مختلف در این چهار چوب سهم دارند منافع خود را دیده عمل میکند ولی مصرف
کننده به وسیله های متنوع به این مواد کشنده روی میآورد به سبب جوانمردی ویا جوانی
بیعمل مانند کدویست ویا جوانی دیوانگیست ویا در زندگی مزه هر چیز را باید چشید این
حرفهای سبب میشود که جوانانی ما بدامی مواد مخدر بی آفتند.
ولی متاسفانه در کشور مانند افغانستان بسیاری از ولایات آن توسط مافیان زمیندارانی
که یکچریب نی بلکه ده های چریب زمین دیگر را هم سالانه اجاره میگیرند این مواد
کشنده را کشت میکنند ویا دهاقین را وادار میسازنند تا این مواد کشنده را کشت نمایند .
مانند ولایات هلمند و کندهار و ننگرهار و امثال هم در کشور زیاد است .در سال گذشته کشت مواد مخدر افغانستان در حدود بیشتر از ۸۵ در صد مواد مخدر دنیا را
تولید میکرد ولی امسال هم اُمار نشان میدهد که مواد مخدر به سرعت در حال افزایش است .
قابل تذکر است که چرا افغانستان به از سالهای ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ رقم مواد مخدر بسیار به سرعت در حال حرکت است. یکتعداد به این عقیده بودند که طالبان یگانه سبب افزایش مواد مخدر در کشور میباشند ولی اکنون در بسیار از ولایات سلطه طالبان بنظر هم نمیرسد چرا این مواد کشنده در حال افزایش است با تاسف فراوان همیشه وزارت مبارزه بامواد مخدر یگانه سبب افزایش این مواد کشنده را در نا امنی منطقه یاداور میشد ولی متاسفانه در بسیار از ولایات امن کشت مواد مخدر است که طالبان در آن جا نیست قابل تذکراست در سال 1389بعداز گرفتن ولسوالیهای ناوه و نادعلی از دست طالبان چرا صد های جریب زمین مملو از مواد مخدر تخریب نشد ؟؟؟چرا رئیس صاحب دولت و امریکاهای از این زمین ها مراقبت مینمودند علت و سبب چه بود؟ چرا صدا قوای ایساف در مجالس امنیتی بلند شد که مارا در تخریب ممانعت میکنند وزارت خانه های امور داخله و دفاع ملی علت چه بود که وزارت های امورداخله در زمانی حنیف اتمر و دفاع ملی با وزارت مواد مخدر یک همکاری نمیکردند .البته به عقیده من تعداد از مقامات دولتی میدانند که سبب اصلی و اساسی در راستای مواد مخدر کیها اند ولی مشکل عمده این است که در مقابل حفاظت مقام دولتی یک تعداد وزیران ارشد بیشتر حذر میکنند از بازگوئی این تاجران مواد مخدر در کشور.اگر ما سالهای ۱۹۹۰ الی ۲۰۰۱ را نظر اندازی کنیم که قاچاق موادمخدر بشکل فردی بود آهسته آهسته بشکل گروهی اکنون بسیار به شکل سازمان یافته در حرکت است . بعداز سال 2001 البته در این تجارت بیشتر مقامات دولتی سهیم شدند از قوماندان های ولسوالی شروع شده که اکنون یکتعداد زیاد سهمداران این تجارت مقامات دولتی اند.
در قدم اول رییس صاحب شورای ولایتی و والی صاحب ولایت در قدم دوم تعداد قوماندانان امنیه ولایات و قوماندان های سرحدی افغانستان میباشند.
سوال این است مقصر اصلی کیست ؟ آیا مقصر کسیستکه در انتقال مواد کیمیاوی از روسیه و پاکستان به افغانستان رول اساسی را بازی میکنند ؟آیا اجاره گیران زمین مقصر اند؟آیا مقامات حکومتی مقصر اند ؟ویا مصرف کننده های مواد مخدر ؟ویا فروشنده ها مواده مخدر ؟البته به عقیده من مقصر اصلی صرف حکومت است حکومتی که نه احترام به قانون دارد و نه احترام به آرای مردم اکنون در افغانستان حکومت حاکم است که نه قانون میشناسد و نهمردم را همچنان پارلمان افغانستان تعداد بیشتر از وکلا جعل کار بناء شده است وزراء
همه به مصلحت قومی و نژادی و منطقوی اختیار شده است.امروز ما صاحب حکومت هستیم که خودش سبب ایجاد بازار مواد مخدر در کشورشده است!
حکومتی که خودش سبب ایجاد یک میلیون معتاد در افغانستان شده است! حکومت که خودش سبب ایجاد انتقال مواد کیمیاوی که در پروسس مواد مخدر رول و نقشه عمده را دارا است حکومت که خودش رول اساسی را در تجارت مواد مخدر در کشور دارا میباشد.اگر دست مستقیم پولیس نباشد آیا در شهر وبازار های کوچک مواد مخدر بشکل آزاد به فروش میرسید ؟ در داخل بنده خانه پلچرخی اکنون فروشنده مواد مخدرتوسط پولیس میشود.
ولی نیاید ما پولیس را ملامت کنیم بدلیل این که پولیس که داریم البته 80 فصیده آن کسانی هستند که از فقر بیچاره گی در پولیس آمدند قرار گفته وزیر امور داخله در پارلمان 89% پولیس ما اصلا سودا ندارند آیا از این پولیس که از فقر فرار کرده است چه توقع و امید داشته باشیم .پولیسی که به 8000 افغانی زندگی خود را چطور در حرکت درآورد وی مجبور است که از فروشنده مواد مخدر حق بگیرد مجبور است که در بندی خانه پلچرخی فروشند گی مواد مخدر
را بکند تا ضروریات خانواده اش آماده سازد.البته من به این عقیده هستم در پهلوی این که دولتی مقصر اصلی در این راستا میباشد
همه جریانات سیاسی را میداند که مواد مخدر را صاحبان گیم از کجا حرکت دادند و چرا در کشور ما مستقر شد و کیها در این گیم شریک اند و چرا این گیم در افغانستان بازی میشود حکومت همه را میداند چرا جلو این کار را نمیگیرد.والسلام
حیدری
مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است