| هویت ملی هزاره را نمیتوان به یک تبار واحد یا انتساب همهٔ هزارهها به یک نیای مشترک فروکاست.... | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۴:۰۸ ۱۴۰۵/۸/۴ | کد خبر: 201152 | منبع: |
پرینت
|
|
قوم:
قوم به گروهی از انسانها گفته میشود که در زمینههایی مانند زبان و گویش، تاریخ، آدابورسوم، اسطورهها، قصهها، باورها، ارزشها و حافظهٔ جمعی اشتراکاتی دارند و بر پایهٔ این اشتراکات، احساس تعلق به یک گروه میکنند. هویت قومی در جریان تاریخ شکل میگیرد، از نسلی به نسل دیگر انتقال مییابد و در زندگی اجتماعی مردم تداوم پیدا میکند. بنابراین، قوم را باید بر پایهٔ فرهنگ، تاریخ و زندگی اجتماعی مردم شناخت، نه براساس ادعای داشتن خون خالص یا نیای واحد.
نژاد:
نژاد با قوم تفاوت دارد. همهٔ انسانهای امروزی به یک گونهٔ زیستی، نژادی، یعنی انسان خردمند (Homo sapiens)، تعلق دارند. انسانها از نظر ویژگیهای جسمانی و ژنتیکی با یکدیگر تفاوتهایی دارند؛ اما این تفاوتها به معنای وجود نژادهای زیستیِ کاملاً جدا، خالص و یکدست نیستند.
نژاد در طول تاریخ بهعنوان دستهبندی اجتماعی به کار رفته است و در برخی جوامع مبنای تبعیض و نابرابری قرار گرفته است. بنابراین، تفاوتهای ظاهری و ژنتیکی انسانها را نباید دلیلی برای تفاوت نژادی، برتری یک گروه بر گروه دیگر دانست.
تبار:
تبار به نیای خانوادگی و خط نسب انسان اشاره دارد. این نسب را میتوان از سوی پدر و مادر دنبال کرد.
تبار خانوادگی با هویت قومی تفاوت دارد؛ زیرا اعضای یک قوم میتوانند تبارهای خانوادگی گوناگونی داشته باشند. همچنین، داشتن نیای مشترک به معنای خلوص خونی یا برتری یک گروه انسانی نیست.
انتساب تمام اعضای یک قوم یا گروه انسانی به یک نیای مشترک، اگر صرفاً بر روایتهای سنتی و ادعاهای اثباتنشده استوار باشد، از نظر علمی و تاریخی اثباتشده به شمار نمیرود. برای نمونه، انتساب همهٔ هزارهها به چنگیزخان و مغول یا انتساب همهٔ سادات به حضرت محمد یا حضرت علی، نمیتواند نیای مشترک تمام اعضای این گروهها را ثابت کند. روایتهای مربوط به نیاکان مشترک ممکن است بخشی از سنت و حافظهٔ جمعی مردم باشند؛ اما باور سنتی بهتنهایی جایگزین شواهد تاریخی و علمی نمیشود. ازاینرو، نمیتوان هویت یک قوم یا گروه انسانی را صرفاً بر پایهٔ ادعای داشتن یک نیای واحد تعریف کرد.
بنابراین، نیای واحد پیدا کردن برای یک گروه انسانی یا قومی نه علمی و نه ممکن است.
ملت:
ملت، هویتی جمعی و گستردهتر است که میتواند اقوام و تبارهای گوناگون را دربر بگیرد. تاریخ مشترک، فرهنگ، تجربههای تاریخی، سرنوشت مشترک و احساس تعلق ملی از عوامل مؤثر در شکلگیری هویت ملیاند. یک فرد میتواند همزمان به یک قوم تعلق داشته باشد و خود را بخشی از یک ملت بداند. ملت نیز لزوماً بر یک قوم، یک تبار یا یک نیای مشترک استوار نیست.
ملت هزاره:
هزارهها، ملتی بدون دولت مستقلاند. ملت هزاره از قوم و مردمی با پیشینهها و تبارهای خانوادگی گوناگون تشکیل شده است که در بستر تاریخ، فرهنگ، زبان، حافظهٔ جمعی و احساس تعلق مشترک، هویت ملی هزاره را شکل دادهاند و از نسلی به نسل دیگر انتقال دادهاند. بنابراین، هویت ملی هزاره را نمیتوان به یک تبار واحد یا انتساب همهٔ هزارهها به یک نیای مشترک فروکاست. پیوندهای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی و احساس تعلق به هویت مشترک هزاره، در شکلگیری و تداوم این ملت نقش اساسی دارند.
نتیجهگیری:
در نتیجه، تفاوت این چهار مفهوم روشن است:
قوم، مقولهای فرهنگی و اجتماعی است.
نژاد، مفهومی مرتبط با دستهبندیهای زیستی و اجتماعی ـ تاریخی انسانها است.
تبار، خط نیای خانوادگی از سوی پدر و مادر را نشان میدهد.
ملت، هویت و تعلق جمعی گستردهتری است که میتواند اقوام و تبارهای گوناگون را دربر بگیرد.
یاهو!
حفیظ شریعتی