| تمام مردم افغانستان از هر قوم و تباری که هستند محترم و برابر هستند. هرکس حق دارد در این کشور، با احترام خود را پشتون یا ازبیک یا ترکتبار یا ایماق یا تاجیک یا سید یابلوچ بداند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۴:۵۶ ۱۴۰۵/۷/۳۰ | کد خبر: 201130 | منبع: |
پرینت
|
|
از پروژه اقلیتسازی دولت افغانستان، تا برنامه بیریشهسازی غوریان؛
۱- این روزها بحث اقلیتسازی و کوچکسازی فارسیوانها یک بار دیگر و به شکل دیگر، داغ شده است. دولت افغانستان در حدود صد و پنجاه سال تاریخ خود یکی از استراتژیهای اصلیاش اکثریتسازی پشتونها و اقلیتسازی سایر اقوام بود. برای این منظور، تاریخ و نصاب تعلیمی و مکتب و دانشگاه و رسانهها را به کار انداخت تا ثابت بسازد که پشتونها اکثریت هستند و دیگران اقلیت. به همین خاطر اقوام و طوایف مختلف زدران و منگل و مومند و الکوزی و اچکزی و جاجی و وزیر وغیره را بر محور زبان پشتو، پشتون نام گذاشت، اما اقوام دیگر از جمله فارسیزبانان را تحت نامهای مختلف تاجیک و ایماق و جمشیدی و تیمنی و شغنانی و پامیری و هزاره و بیات و قزلباش و سید و غیره و غیره تقسیم کرد تا از اکثریت به اقلیتهای بیتاثیر، تبدیل شوند. آخرین فاز این استراتیژی در دوران غنی و تاسیس شوراهای اقوام مختلف و تمویل و تشویق حکومتی آن بود.
۲- این روزها یک بار دیگر برنامه بیریشهسازی غوریان و اقلیتسازی فارسیوانها یا تاجیکان یا ایرانیان شرقی دانسته یا نادانسته به صورت دیگری طرح میشود. پتهخزانه و تاریخسازی دولتی در افغانستان بنای اصلیاش این بود که خود را به غوریان بچسپاند، مردم کنونی غور را تازه وارد و مهاجر تلقی کند و خود را بومی و ساکن اصیل غور جابزند. به همین دلیل تعدادی از به اصطلاح محققان دولتی و همدستان خارجی آنها مساله ایماقسازی را در غور خیلی برجسته ساختند تا ریشههای غوریها را و تمدن غوری و منار جام را از هم جدا بسازند و خود را به جای غوریها معرفی کنند. این استراتیژی، بعدها به تقلید از دولت قومی، از سوی کسان دیگری نیز به شکلهای دیگری دامن زده شد که هدف همه بیریشهسازی غوریان و مصادره ریشههای غور به نفع خود بود.
۳- در این اواخر دیده میشود فیسبوکی به نام شورای جهانی ایماقها و به نام Ghourian در ادامه همان اقلیتسازی و بیریشهسازی غوریان فعال شده است که نمیدانم آگاهانه است یا ناآگاهانه، ولی نتیجه کار همان اقلیتسازی و پارچه چارچهسازی فارسی زبانها و تخریب آشکار تاجیکان است.
۴- بانو منیژه بوستانی باشنده اصلی ولسوالی اندخوی ولایت فاریاب که در این رسانهها به عنوان رییس شورای جهانی ایماقها معرفی شده، من با ایشان معرفتی ندارم. همه شخصیتهای این سرزمین از هر قومی که هستند چه ازبیک و چه تاجیک و چه پشتون و چه بلوچ و چه ایماق قابل احترام هستند. اما در مورد فعالیتهای این شورا و شورایهایی که در آمریکا و کانادا و ایران و ترکیه ساخته شده، به دلیل اینکه فعالیتها به مردم غور و سلطنت غوریان نیز پیوند داده میشود برای مردم غور برخی سوالهایی مطرح شده که امیدواریم پاسخ پیدا کند.
۵- پرچم و نشانی که در شورایهای اخیر و پروفایلهای شورای ایماقها استفاده شده، پرچم ترکیه و نشان دولت ترکیه را در خود دارد. این نشان یعنی هلال و ستاره در کشورهای ترک زبان مثل آدربایجان نیز دیده میشود. آیا این شوراها ادامه همان پانترکیسم اردوغانی و نشان واحد ترکی در کل جهان است یا علت دیگری دارد؟
۶- هنگام افتتاح و تعیین رییس شورای ایماقهای آمریکا، بانو راحله دوستم دختر مارشال پر افتخار کشور و بانو منیژه بوستانی رییس شورای ایماقها در هوتل واحد بودوباش داشتهاند و ایشان البته فرمودهاند که بانو دوستم به صورت تصادفی در اینجا حضور داشته و با هم دوست شخصی هستند. آیا حضور بانو دوستم در اینجا واقعا تصادفی بوده یا سازمان یافته؟
۷- هنگام افتتاح شورای ایماقها در ترکیه، که بانو بوستانی آنجا تشریف داشته، در عکس منتشر شده، بانو راحله دوستم نیز در کنار ایشان در برنامه حضور داشته است. آیا این موضوع بازهم تصادفی بوده است یا نبوده است؟
۸_ هنگام افتتاح شورای ایماقها در مشهد که رییس شورای ایماقها نیز حضور داشته، نماینده محترم حزب جنبش ملی در ایران تشریف داشته و سخنرانی کرده است. در عکسی که از این محفل در رسانهها منتشر شده بجز جناب ملکزاده سایر افراد به شمول جناب فضل کریم ایماق و بانو بوستانی، فقط جناب ملکزاده از میان غوریها دیده میشود و دیگر بزرگان غور کسی حضور ندارد.
۹- تصاویری که از زمان نامزدی بانو منیژه بوستانی در انتخابات پارلمانی در صفحه حامیان ایشان موجود است، ایشان را در کنار مارشال صاحب دوستم و بانو راحله دوستم نشان میدهد. آیا ایشان رابطه حزبی با جنبش ملی افغانستان داشتهاند یا نداشتهاند.
این ها سوالهایی است که امیدوارم دوستان ما، در این باره روشنی بیندازند که شورای ایماقها با پرچم ونشان ترکیه و حزب جنبش ملی و سفرهای بانو راحله دوستم پیوند دارد یا ندارد؟
۱۰- ترکان و ترکتباران افغانستان از افتخارات سرزمین ما هستند. در دوران پسا اسلامی از غزنویان تا سلجوقیان و تیموریان و بابریان، شاهان و حاکمان ترکی، از جمله افتخارات کشور و از حامیان زبان و فرهنگ فارسی و ایرانی بودهاند. شخص مارشال دوستم از چهرههای مهم و تاثیرگذار در جنبشهای عدالتخواهی افغانستان است و نقش و جایگاه او و استاد مزاری، در قطار نقش و جایگاه فرمانده مسعود و استاد ربانی، برای توزیع قدرت و تامین عدالت در کشور اهمیت دارد. ما و تاریخ عدالتخواهی به جناب ایشان احترام خاص داریم، اما دوست داریم شورای ایماقها در مورد ارتباط یا عدم ارتباط خود با حزب مارشال صاحب و دولت ترکیه صحبت کنند تا لااقل مردم غور در جریان بیشتر باشند و سوالهای شان حل شده باشد.
۱۱- تمام مردم افغانستان از هر قوم و تباری که هستند محترم و برابر هستند. هرکس حق دارد در این کشور، با احترام خود را پشتون یا ازبیک یا ترکتبار یا ایماق یا تاجیک یا سید یابلوچ بداند. هیچ کس حق ندارد جلو کسی را بگیرد و یا به دلیل قومیت یا گرایش قومی، به کسی حمله کند. با این وجود وقتی در مورد تاریخ و تمدن غوری و مردم غور حرف زده میشود و از آدرس آنها صحبت میشود، خوب است که غوریها در مورد این مسایل آگاهی و اطلاع بیشتر و دقیقتر داشته باشند.
نبی ساقی