| داکتر محمد صادق مرادی از جمله پزشکانی بود که نام و جایگاهش بیش از آنکه بر عنوان و مقام استوار باشد، بر دانش، تعهد، انسانیت و خدمت صادقانه بنا شده بود | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۲:۰۱ ۱۴۰۵/۷/۲۹ | کد خبر: 201123 | منبع: |
پرینت
|
|
پزشک نامآوری که بیش از چهار دهه از عمر خویش را وقف خدمت به بیماران و عرصه طبابت کرد.
محمد صادق مرادی، فرزند حاجی محمد مراد، در سال ۱۳۳۸ هجری خورشیدی در قریه یرم علیا، ولسوالی جلگه ولایت بغلان، در خانوادهای علمدوست زاده شد. آموزشهای دینی را نزد علمای قریه فراگرفت و سپس تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مکتب زادگاهش آغاز کرد. دوره لیسه را در لیسه نمبر یک گلمیران شهید، واقع در ولسوالی نهرین، به پایان رساند و در سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی فارغ شد.
در سال ۱۳۵۸، از طریق آزمون سراسری کانکور، با کسب نمرات عالی به دانشکده طب معالجوی دانشگاه کابل راه یافت. پس از سپری کردن دوره تحصیلی، در سال ۱۳۶۴ هجری خورشیدی در رشته طب معالجوی، در بخش داخله عمومی، از دانشگاه کابل فارغالتحصیل شد و فعالیت حرفهای خود را بهعنوان پزشک آغاز کرد؛ فعالیتی که بیش از چهار دهه ادامه یافت و بخش عمده زندگی او را به درمان بیماران و خدمت به مردم اختصاص داد.
داکتر مرادی پس از فراغت از دانشگاه، در سال ۱۳۶۴ بهعنوان پزشک در شفاخانه امنیت کابل آغاز به کار کرد و سپس در شفاخانه جمهوریت کابل نیز ایفای وظیفه نمود. مسیر خدمت حرفهای او در سالهای بعد به چندین ولایت کشور گسترش یافت. او در سال ۱۳۶۶ در شفاخانه کندهار، در سال ۱۳۶۷ در شفاخانه کندز و در سال ۱۳۶۸ در شفاخانه تخار بهعنوان پزشک خدمت کرد.
این سالها افزون بر تجربه حرفهای، زمینه آشنایی نزدیکتر او با وضعیت صحی و نیازهای مردم در مناطق مختلف افغانستان را فراهم کرد؛ تجربهای که در ادامه مسیر طولانی خدمت پزشکی او نقش مهمی داشت.
در فاصله سالهای ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۱ هجری خورشیدی، بهمنظور فراگیری آموزشهای تخصصی و گسترش دانش و مهارتهای پزشکی، به روسیه رفت. پس از تکمیل این دوره و کسب دانش و تجربه تازه، در سال ۱۳۷۱ به افغانستان بازگشت و فعالیت حرفهای خود را از سر گرفت.
او از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۲ در شفاخانه پلخمری بهعنوان پزشک کار کرد و پس از آن فعالیت حرفهای خود را در نهرین ادامه داد. داکتر مرادی در شفاخانه نهرین و کلینیک شهر کهنه نهرین به درمان بیماران پرداخت و در ادامه، با تأسیس کلینیک شخصی خود در نهرین، زمینه دسترسی شمار بیشتری از باشندگان محل را به خدمات صحی فراهم ساخت.
بخش عمدهای از زندگی حرفهای داکتر مرادی با سالهای جنگ، ناامنی و دشواریهای اجتماعی در افغانستان، بهویژه در ولایت بغلان، همزمان بود. در شرایطی که امکانات پزشکی محدود، راههای مواصلاتی دشوار و نیاز مردم به خدمات صحی گسترده بود، او به فعالیت خود ادامه داد و در کنار مردم باقی ماند.
او فرصتهایی برای ادامه زندگی و فعالیت در محیطی امنتر در خارج از کشور داشت؛ با این حال، ترجیح داد در کنار مردمی بماند که به دانش، تجربه و حضور او نیاز داشتند. همین ماندن در کنار مردم، بهویژه در سالهای دشوار، از ویژگیهای برجسته زندگی حرفهای او به شمار میرود.
داکتر مرادی حتی پس از سالها خدمت رسمی نیز از فعالیت پزشکی فاصله نگرفت و تا واپسین روزهای زندگی در کلینیک شخصی خود در نهرین به درمان بیماران ادامه داد. برای او طبابت تنها یک شغل نبود، بلکه مسؤولیتی انسانی و اخلاقی در برابر بیمار و جامعه محسوب میشد.
کسانی که او را از نزدیک میشناختند، از متانت، خوشسخنی، حوصله، دقت و برخورد محترمانه او با بیماران یاد کردهاند. برای داکتر مرادی، بیمار پیش از هر چیز یک انسان بود و باید با احترام، حوصله و احساس مسؤولیت با او رفتار میشد. او باور داشت که دانش پزشکی بدون انسانیت و وجدان حرفهای نمیتواند رسالت واقعی خود را انجام دهد.
از دیدگاه او، پزشک باید سلامت و رفاه بیمار را در اولویت قرار دهد و در ارائه خدمات پزشکی میان انسانها تفاوتی قایل نشود. قوم، زبان، رنگ، گرایش سیاسی، موقعیت اجتماعی و دیگر تعلقات نباید در برابر وجدان پزشکی قرار گیرد؛ زیرا بیمار، پیش از هر عنوان و تعلق، یک انسان است و باید از خدمات پزشکی عادلانه و محترمانه برخوردار باشد.
این نگاه انسانی به طبابت سبب شد که خاطره او در میان بیماران و خانوادههای آنان باقی بماند. برای بسیاری از باشندگان نهرین، جلگه و مناطق اطراف، حضور یک پزشک متعهد و باتجربه در سالهای دشوار، خود مایه امید و اطمینان بود.
داکتر مرادی در کنار فعالیتهای درمانی، به آموزش و رشد علمی نسل جوان نیز توجه داشت. او از دانشآموزان و دانشجویان ممتاز مکاتب و دانشگاهها، با پاداش مادی و معنوی و حمایت میکرد و دانشجویان رشته پزشکی را به مطالعه مستمر، کسب دانش روز و ارتقای مهارتهای حرفهای تشویق مینمود. از دیدگاه او، علم پزشکی دانشی ایستا نبود و پزشک باید همگام با تحولات علمی، روشهای تازه تشخیص و درمان و پیشرفتهای تکنالوژیک، دانش و مهارتهای مدرن خود را ارتقا دهد.
دکتر عبدالله احمدی از جمله شاگردان ممتاز و برجسته او در ولسوالی نهرین بود. با تأسف، حدود چهل روز پس از درگذشت داکتر مرادی، این شاگرد جوان و شهیر نیز چشم از جهان فروبست. رابطه میان استاد و شاگرد در این مورد، تنها یک رابطه آموزشی نبود، بلکه نمونهای از انتقال دانش، تجربه و اخلاق حرفهای از یک نسل به نسل دیگر به شمار میرفت.
میراث داکتر مرادی تنها در شفاخانهها، کلینیکها و خاطرات بیمارانش خلاصه نمیشود، بلکه بخشی از آن در خانواده و نسل فرزندانش نیز ادامه یافته است. او سه پسر و سه دختر از خود به یادگار گذاشت که هر یک مسیرهای علمی و حرفهای متفاوتی را دنبال کردهاند.
زمزمه مرادی رحمانی، دختر ارشد او، پژوهشگر و متخصص در حوزه فیزیک است. او دوره کارشناسی را در رشته فیزیک در دانشکده ساینس دانشگاه کابل، دوره کارشناسی ارشد را در رشته فیزیک در دانشگاه عثمانیه هند و دوره دکتری را در رشته فیزیک جامدات در دانشگاه کرالا در هند به پایان رسانده است. او همچنین دوره فوقدکتری خود را با تمرکز بر فیزیک جامدات در دانشگاه ساکلی پاریس در فرانسه سپری کرده است.
زمزمه رحمانی پیش از این بهعنوان استاد در لیسه نسوان فاطمه زهرا در شهر پلخمری فعالیت داشت و در کنار فعالیتهای دانشگاهی، در زمینه پژوهشهای تخصصی فیزیک نیز فعال است. مقالات علمی او در ژورنالهای بینالمللی منتشر شده و او عضو فعال انجمن بینالمللی فیزیکدانان زن در آسیا است.
میثاق احمد مرادی، پسر بزرگ خانواده، دوره کارشناسی خود را در رشته انجنیری در دانشگاه پولیتکنیک کابل و دوره کارشناسی ارشد را در رشته محیط زیست در دانشگاه تکنالوژیکی گجرات هند به پایان رسانده است. او پیش از این بهعنوان استاد در رشته انجنیری در دانشگاه بغلان فعالیت داشت و در حال حاضر در ترکیه، در مقطع دکتری رشته انجنیری با تمرکز محیط زیست در دانشگاه آکدینیز، به تحصیل و پژوهش مشغول است.
بارق احمد مرادی، دیگر فرزند داکتر مرادی، دانشآموخته رشته فارمسی است. او بیش از بیست سال در کنار پدرش به ارائه خدمات صحی به مردم ولسوالی نهرین پرداخته و همچنان این مسیر خدمترسانی را با تعهد و دلسوزی ادامه میدهد.
شایق احمد مرادی، پس از کسب مدرک پزشکی و تخصص در بخش داخله، راه پدر فقیدش، مرحوم دکتر مرادی، را در عرصه خدمت به مردم ادامه میدهد. او با وجودی که بسیار جوان است، به پشتوانه دانش، ذکاوت، استعداد و توانایی حرفهای خود، در مدت کوتاهی اعتماد چندینساله بیماران پدرش را جلب کرده و در نهرین، پلخمری و بغلان بهعنوان یکی از پزشکان شناختهشده مطرح شده است.
فرزندان دیگر داکتر مرادی، سمیرا مرادی و مروه مرادی، دوره لیسه را با درجه عالی به پایان رسانده بودند؛ اما به دلیل محدودیتهای موجود، همانند بسیاری از دختران افغانستان، از ادامه تحصیلات عالی بازماندند.
بدین ترتیب، بخشی از میراث علمی و اجتماعی داکتر مرادی در قالب دانش، تخصص و خدمت فرزندانش نیز ادامه یافته است.
داکتر محمد صادق مرادی پس از بیش از چهار دهه فعالیت در عرصه طبابت، در پی عارضهای که احتمال حمله قلبی برای آن مطرح شده بود، در تاریخ ۳۰ میزان ۱۴۰۴ هجری خورشیدی، برابر با ۲۲ اکتوبر ۲۰۲۵ میلادی، در سن ۶۶ سالگی درگذشت.
درگذشت او با واکنش جامعه پزشکی، دانشگاهیان، شاگردان، بیماران و مردم بغلان همراه شد. بازتاب این رویداد نشان داد که جایگاه او در میان مردم تنها به عنوان و موقعیت حرفهایاش وابسته نبود، بلکه حاصل سالها خدمت، رفتار انسانی و حضور در کنار مردم در شرایط دشوار بود.
امروز، در نخستین سالگرد درگذشت او، جای خالی این پزشک در میان مردم جلگه، نهرین و بغلان همچنان احساس میشود؛ اما خاطره پزشکی که در دشوارترین روزها در کنار بیماران ماند و تا واپسین روزهای زندگی به درمان آنان ادامه داد، همچنان زنده است.
زندگی داکتر محمد صادق مرادی نمونهای از پیوند دانش پزشکی، اخلاق حرفهای و خدمت اجتماعی بود. او طبابت را تنها بهعنوان یک حرفه دنبال نکرد، بلکه آن را مسؤولیتی انسانی و عهدی در برابر مردم میدانست. سالهای طولانی فعالیت او در شفاخانهها و مراکز صحی کشور، آموزش نسل جوان، حمایت از دانشآموزان و دانشجویان و ادامه درمان بیماران در شرایط دشوار، بخشی از این میراث را تشکیل میدهد.
میراث او اکنون نهتنها در خاطره بیمارانی که درمان کرد و مردمی که سالها در کنار آنان بود، بلکه در دانش و فعالیت فرزندان و شاگردانی که از تجربه و اخلاق حرفهای او آموختند، ادامه دارد.
داکتر محمد صادق مرادی از جمله پزشکانی بود که نام و جایگاهش بیش از آنکه بر عنوان و مقام استوار باشد، بر دانش، تعهد، انسانیت و خدمت صادقانه بنا شده بود. او رفت، اما روایت بیش از چهار دهه خدمت او همچنان در حافظه مردم و در زندگی کسانی که از دانش و تجربهاش بهره بردند، ادامه دارد.
یادش گرامی و نامش جاودان باد.
دکتر رحمانی
استاد دانشگاه پاریس، فرانسه
>>> سعدیا مردم نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
رحمت خدا بر او باد
شیرزاد