تیر سوسیالیسم در کمان امپریالیسم
جنگ افغانستان، تنها رویارویی جمهوری دموکراتیک و شوروی با مجاهدین نبود؛ بلکه به میدان رقابت‌های استخباراتی، معاملات پنهانی تسلیحاتی و منافع ژیوپولیتیک قدرت‌ها تبدیل شده بود 
تاریخ انتشار:   ۲۱:۴۹    ۱۴۰۵/۷/۲۱ کد خبر: 201076 منبع: پرینت

نقش چین، پولند و چکسلواکیا در جنگ پنهانی افغانستان؛
جنگ افغانستان در دهۀ هشتاد میلادی، تنها رویارویی نظامی جمهوری دموکراتیک افغانستان و اتحاد شوروی با گروه‌های مجاهدین نبود؛ بلکه به میدان گستردۀ رقابت‌های استخباراتی، معاملات پنهانی تسلیحاتی و منافع ژیوپولیتیک قدرت‌های جهانی تبدیل شده بود.
در این جنگ، عمدتاً آمریکا، عربستان سعودی و پاکستان شبکۀ عظیمی از حمایت مالی و نظامی را برای مجاهدین سازمان دادند. اما یکی از تناقض‌های تاریخی آن بود که چین سوسیالیستی و شبکه‌هایی در کشورهای عضو پیمان وارسا نیز در تأمین تسلیحات مورد استفادۀ این عملیات سهم داشتند.
گزارش‌های تحقیقی رسانه‌های آمریکایی و روایت شاهزاده ترکی الفیصل، رییس پیشین استخبارات عربستان سعودی، در کتاب «پروندۀ افغانستان»، ابعاد این مناسبات پنهانی را روشن می‌سازند. این واقعیت‌ها پرسش‌هایی جدی دربارۀ شکاف‌های سیاسی، فرسایش همبستگی ایدیولوژیک و غلبۀ منافع اقتصادی در بخش‌هایی از اردوگاه سوسیالیستی، پیش از فروپاشی رسمی آن را، مطرح می‌کنند.

نقش چین در جهاد افغانستان؛
چین، با وجود نظام سیاسی سوسیالیستی خود، در چارچوب رقابت شدید با اتحاد شوروی، به یکی از منابع عمدۀ تسلیحات مجاهدین افغانستان تبدیل شد.
بر بنیاد گزارش تحقیقی واشنگتن‌پست، سازمان استخبارات مرکزی آمریکا در سال‌های نخست جنگ، بخش بزرگی از تسلیحات مورد نیاز مجاهدین را مستقیماً از حکومت چین خریداری می‌کرد.
این تجهیزات شامل تفنگ‌های خودکار، راکت‌اندازها، ماین‌ها و سلاح‌های ضدهوایی بود که از طریق بندر کراچی به پاکستان انتقال می‌یافتند.
به گفتۀ یکی از مسوولان آمریکایی، درآمد چین از فروش تسلیحات به سازمان استخبارات مرکزی آمریکا در اواسط دهۀ هشتاد به حدود یک‌صد میلیون دالر در سال می‌رسید. افزون بر آن، چین حدود ده تا پانزده درصد تسلیحات و مهمات را نیز به‌صورت رایگان برای مجاهدین افغانستان فراهم می‌کرد.
شاهزاده ترکی الفیصل نیز در صفحۀ ۴۲ کتاب «پروندۀ افغانستان»، چین را یکی از تأمین‌کنندگان مؤثر تسلیحات مجاهدین معرفی می‌کند و از کیفیت مناسب تجهیزات، تحویل به‌موقع و همکاری منظم آن کشور با شبکۀ تسلیحاتی تحت مدیریت استخبارات پاکستان یاد می‌نماید.

پولند و چکسلواکیا؛ معاملات پنهانی تسلیحاتی در درون پیمان وارسا؛
نقش پولند و چکسلواکیا از جنبه‌های کمتر شناخته‌شدۀ جنگ افغانستان است.
شاهزاده ترکی الفیصل، رییس پیشین استخبارات عربستان سعودی، در صفحۀ ۴۲ کتاب «پروندۀ افغانستان» تصریح می‌کند که سازمان استخبارات مرکزی آمریکا بخشی از سلاح‌ها و تجهیزات مورد نیاز خود را مستقیماً از پولند و چکسلواکیا خریداری می‌کرد و حتی امکان تطمیع مالی برخی مقام‌های این کشورها وجود داشت.
این معاملات در چارچوب شبکۀ تأمین تسلیحات مجاهدین افغانستان صورت می‌گرفت. افزون بر آن، در روایت او از کمک مالی پولند به مجاهدین نیز یاد شده است؛ موضوعی که باید از درآمدهای حاصل از معاملات تسلیحاتی تفکیک گردد.
گزارش تحقیقی واشنگتن‌پست، مورخ ۱۴ فبروری ۱۹۹۴، نشان می‌دهد که سازمان سیا در معاملات محرمانه مرتبط با منابع پولندی، حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون دالر برای خرید تجهیزات نظامی ساخت شوروی پرداخت کرده بود که بخش قابل توجهی از این مبالغ، از طریق واسطه‌ها، به پولند می‌رسید.
در نخستین معاملات، بیش از هزار راکت ضدهوایی شانه‌پرتاب و پرتابگر، به ارزش حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیون دالر، از منابع پولندی خریداری و به مجاهدین افغانستان انتقال یافت.
این مناسبات نشان می‌دهد که در بخش‌هایی از شبکه‌های تسلیحاتی کشورهای عضو پیمان وارسا، منافع مالی و معاملات پنهانی با تعهدات اعلام‌شدۀ سیاسی و ایدیولوژیک در تضاد قرار گرفته بود.

آمریکا و عربستان سعودی؛ میلیاردها دالر برای تداوم جنگ؛
حمایت آمریکا و عربستان سعودی از مجاهدین افغانستان به یکی از بزرگ‌ترین عملیات محرمانۀ دوران جنگ سرد تبدیل شد.
اسناد از طبقه‌بندی خارج‌شدۀ ایالات متحده تأیید می‌کنند که حمایت مخفی آمریکا از مخالفان حکومت افغانستان در جولای ۱۹۷۹، یعنی نزدیک به شش ماه پیش از ورود نیروهای شوروی در دسامبر همان سال، آغاز شد. این حمایت‌ها که در ابتدا محدود بودند، در سال‌های بعد به برنامۀ گستردۀ تسلیحاتی تبدیل شدند و مجموع کمک‌های آمریکا به میلیاردها دالر رسید.
عربستان سعودی نیز با هماهنگی آمریکا، کمک‌های مالی گسترده‌ای را از طریق سازمان استخبارات پاکستان فراهم می‌کرد. در بخش مهمی از این برنامه، کمک‌های سعودی تقریباً با میزان کمک‌های آمریکایی برابری داشت.
با گسترش عملیات، بودجۀ سالانۀ آمریکا به صدها میلیون دالر افزایش یافت و مجموع کمک‌های آمریکا و عربستان سعودی به میلیاردها دالر رسید؛ کمک‌هایی که در تأمین و تداوم جنگ مجاهدین افغانستان نقش اساسی داشتند.

شاهزاده ترکی الفیصل، رییس پیشین استخبارات عربستان سعودی، در کتاب «پروندۀ افغانستان» چگونگی آغاز این همکاری را با جزییات شرح داده است.
او می‌نویسد که جنرال اختر عبدالرحمن، رییس استخبارات نظامی پاکستان، به ریاض سفر کرد و پیام جنرال ضیاالحق را دربارۀ ضرورت حمایت مالی و تسلیحاتی از مجاهدین به مقامات سعودی رساند.
به روایت ترکی الفیصل، چند روز پس از این ملاقات، احمد بدیب، از همکاران او، با دو میلیون دالر پول نقد در بکس‌های مسافرتی عازم اسلام‌آباد شد.
او همچنین شرح می‌دهد که همکاری مالی و تسلیحاتی با پاکستان به‌تدریج گسترش یافت و به یکی از ارکان اساسی حمایت از مجاهدین تبدیل شد.
این روایت از زبان شخصی بیان شده است که خود در مرکز تصمیم‌گیری استخباراتی عربستان قرار داشت و در سازمان‌دهی این عملیات نقش مستقیم ایفا می‌کرد.

پاکستان؛ انحصار توزیع و فساد در شبکۀ تسلیحاتی؛
پاکستان به مرکز اصلی انتقال پول، تسلیحات و آموزش مجاهدین افغانستان تبدیل شد. سازمان استخبارات نظامی پاکستان، با در اختیار داشتن شبکۀ توزیع کمک‌های خارجی، نقش تعیین‌کننده‌ای در انتخاب دریافت‌کنندگان این کمک‌ها ایفا می‌کرد.
گزارش‌های تحقیقی واشنگتن‌پست و روایت محمد یوسف، مسوول پیشین عملیات افغانستان در استخبارات پاکستان، از معاملات مشکوک تسلیحاتی، سودجویی واسطه‌ها و فساد در این شبکه پرده برمی‌دارند.
بدین‌ترتیب، جنگ افغانستان، افزون بر اهداف سیاسی و نظامی، به عرصه‌ای برای منافع اقتصادی و معاملات پنهانی نیز تبدیل شده بود.

راهبرد ضیاالحق؛ جنگی که باید در حرارت معین می‌جوشید.
در روایت‌های مربوط به سیاست جنرال ضیاالحق، رییس‌جمهور وقت پاکستان، این تعبیر مشهور آمده است که افغانستان باید مانند دیگ آب، در حرارت معینی به جوش آید.
مفهوم این سیاست آن بود که جنگ باید به اندازه‌ای شدت می‌یافت که نیروهای شوروی ونیرو های افغانستان را فرسوده سازد، اما نه آن‌قدر که به رویارویی مستقیم اتحاد شوروی و پاکستان بینجامد.
این نگرش، افغانستان را به میدان جنگی فرسایشی تبدیل می‌کرد که در آن، محاسبات راهبردی قدرت‌های خارجی بر سرنوشت مردم افغانستان سایه افکنده بود.

نقش اسراییل در جهاد افغانستان؛
یکی دیگر از ابعاد کمتر شناخته‌شدۀ جنگ افغانستان، نقش اسراییل در شبکۀ تأمین تسلیحات مجاهدین بود.
چارلی ویلسون، عضو پیشین کنگرۀ آمریکا و از چهره‌های اصلی سازمان‌دهی کمک‌های مخفی به مجاهدین، در مصاحبه با برنامۀ رادیویی «Fresh Air» در سال ۲۰۰۳، از نقش اسراییل در تأمین تسلیحات مجاهدین افغانستان پرده برداشت.
به گفتۀ ویلسون، اسراییل مقادیری از تفنگ‌های کلاشینکوف و راکت‌اندازهای آرپی‌جی را از فلسطینی‌ها و دیگر مخالفان خود به غنیمت گرفته بود. هنگامی که برخی مقامات آمریکایی نسبت به پذیرش سلاح‌های اسراییلی از سوی مجاهدین ابراز تردید کردند، ویلسون موضوع را با گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان، در میان گذاشت.
به روایت ویلسون، حکمتیار پاسخ داد: «ما از سلاح‌هایی استفاده می‌کنیم که از سربازان زخمی و کشته‌شدۀ شوروی به دست می‌آوریم؛ پس نمی‌دانم چرا نتوانیم از سلاحی استفاده کنیم که خداوند از اسراییل برای ما فراهم می‌سازد.»
هنگامی که تری گراس، مصاحبه‌کننده، از ویلسون پرسید آیا سلاح‌های غنیمتی اسراییل از فلسطینی‌ها واقعاً در اختیار مجاهدین افغان قرار گرفت، ویلسون صریحاً پاسخ مثبت داد.
این شهادت مستقیم یکی از مدارک مهم تاریخی دربارۀ انتقال تسلیحات غنیمتی اسراییل به مجاهدین افغانستان از طریق شبکۀ تأمین تسلیحات مورد حمایت آمریکا به شمار می‌رود.

گرباچف؛ آخرین میخ بر پیکر جمهوری دموکراتیک افغانستان؛
اگر مداخلات خارجی و جنگ فرسایشی، پایه‌های جمهوری دموکراتیک افغانستان را طی سالیان متمادی تضعیف کرده بود، تصمیم رهبری شوروی در سال ۱۹۹۱ یکی از ضربات تعیین‌کننده بر توان بقای آن وارد ساخت.
پس از خروج نیروهای شوروی در فبروری ۱۹۸۹، دولت افغانستان، برخلاف انتظار مخالفان خود، فوراً سقوط نکرد. نیروهای مسلح افغانستان با مقاومت چشمگیر به دفاع ادامه دادند و حکومت افغانستان همچنان از کمک‌های نظامی، نفت، مواد غذایی و تجهیزات شوروی برخوردار بود.
اما در ۱۳ سپتامبر ۱۹۹۱، در دوران رهبری میخاییل گرباچف، اتحاد شوروی و آمریکا توافق کردند که از اول جنوری ۱۹۹۲ کمک‌های تسلیحاتی خود را به طرف‌های جنگ افغانستان متوقف سازند.
این تصمیم در چارچوب سیاست‌های غرب گرایانه ای گرباچف و تحولات گسترده‌ای اتخاذ شد که به فروپاشی نظام‌های سوسیالیستی اروپای شرقی و سرانجام اتحاد شوروی انجامید؛
این توافق ظاهراً بر اصل قطع متقابل کمک‌های نظامی استوار بود؛ اما گزارش‌های بعدی از تداوم انتقال یا تأمین مالی تسلیحات به افغانستان، با وجود تعهدات اعلام‌شده، حکایت داشتند. در مقابل، پیامدهای قطع کمک‌های شوروی برای دولت افغانستان، که بخش بزرگی از تجهیزات، سوخت و تدارکات نظامی‌اش به آن کشور وابسته بود، بسیار سنگین تمام شد.
فروپاشی اتحاد شوروی در دسمبر ۱۹۹۱ و سیاست‌های حکومت جدید روسیه تحت رهبری بوریس یلتسن، بحران تأمین سوخت، مهمات و منابع مالی افغانستان را تشدید کرد.

در نتیجه، دولتی که پس از خروج نیروهای شوروی بیش از سه سال دوام آورده بود، در بهار ۱۹۹۲، در میان بحران تدارکاتی، اختلافات سیاسی و نظامی و تغییر آرایش نیروهای داخلی فروپاشید.
از این منظر، می‌توان تصمیم مهندسی شده ای سپتامبر ۱۹۹۱ را آخرین میخ سیاسی و تدارکاتی رهبری گرباچف بر ساختار آسیب‌دیدۀ جمهوری دموکراتیک افغانستان توصیف کرد؛ هرچند فروپاشی نهایی، حاصل مجموعه‌ای از عوامل داخلی و خارجی بود و پس از پایان زمامداری گرباچف اتفاق افتاد.

فرجام سخن؛
در گذر از این راه‌های خون و آتش، سرانجام جمهوری دموکراتیک افغانستان فروپاشید.
تراژدی بزرگ آن بود که بخشی از ابزارهای جنگ علیه جمهوری دموکراتیک افغانستان از درون همان اردوگاهی فراهم می‌شد که مدعی همبستگی ایدیولوژیک با آن بود؛ و در واپسین مرحله، تصمیم رهبری اتحاد شوروی نیز یکی از ستون‌های اساسی بقای آن را فرو ریخت.
این، یکی از تلخ‌ترین تناقض‌های تاریخ سیاسی افغانستان و جنگ سرد است.

با احترام
محمد عارف عرفان
لندن، اکتبر ۲۰۲۶

منابع و مآخذ:
[1] Prince Turki Al-Faisal Al Saud, with Michael Field. The Afghanistan File. Arabian Publishing, 2021, pp. 42–43.
[2] Benjamin Weiser. “Poland Helped U.S. Buy Soviet Weapons.” The Washington Post, February 14, 1994.
[3] Steve Coll. “Anatomy of a Victory: CIA’s Covert Afghan War.” The Washington Post, July 19, 1992.
[4] Steve Coll. “In CIA’s Covert Afghan War, Where to Draw the Line Was Key.” The Washington Post, July 20, 1992.
[5] Mohammad Yousaf and Mark Adkin. The Bear Trap: Afghanistan’s Untold Story. Leo Cooper, 1992.
[6] Don Oberdorfer. “U.S. Asks Afghans to Return Missiles.” The Washington Post, April 23, 1992.
[7] U.S. Department of State. Foreign Relations of the United States, 1977–1980, Volume XII, Afghanistan.
https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1977-80v12
[8] National Security Archive, George Washington University. Afghanistan: Lessons from the Last War, 2001.
[9] Charlie Wilson. Interview with Terry Gross. Fresh Air, National Public Radio (NPR), 2003.
https://freshairarchive.org/segments/charlie-wilson
[10] Amnesty International. Afghanistan, 1995, discussion of continued arms transfers following the September 1991 agreement.
[11] Doyle McManus. “U.S. and Soviets Will Halt Afghan Arms Aid by Jan. 1.” Los Angeles Times, September 14, 1991.


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
تیر سوسیالیسم
کمان امپریالیسم
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است