| دست های پنهان و اشکار میخواهند تاریخ کشور را میدان منازعه ملی و جغرافیای کشور را میدان جنگ نیابتی منطقه بسازند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۳:۳۷ ۱۴۰۵/۷/۹ | کد خبر: 200992 | منبع: |
پرینت
|
|
افغانستان ، جنگ داخلی یا در آستانه میدان جنگ نیابتی؟
هموطنان گرامی!
خطر افغانستان فقط ادامه جنگ نیست، خطر بزرگتر آنست که جنگی بدون روایت ملی، در کشوری با انحصار قدرت و اپوزیسیون پراکنده، به میدان رقابت قدرتهای منطقهای تبدیل شود.
امروز جبهههای مسلح ضدطالبان فعالاند، بهویژه در بدخشان و برخی مناطق شمال و شرق.
اما گزارشهای موجود نشان میدهد این جبههها هنوز فاقد یک طرح سیاسی و روایت ملی مشترک هستند.
دقیقا اینجا نقطه خطر است:
انحصار قدرت از یک سو ، پراکندگی اپوزیسیون از سوی دیگر.
وقتی حکومت راه مشارکت سیاسی را محدود کند و مخالفان نیز نتوانند یک دکترین ملی برای (افغانستان پس از جنگ) ارایه کنند، خلا ایجاد میشود و خلا سیاسی، همیشه میتواند محل ورود بازیگران بیرونی باشد.
در همین چارچوب، گزارشهایی ــکه هنوز تایید مستقل نشدهاندــ درباره حضور احتمالی نیروهای امریکایی در مناطق دشوار از ارتفاعات پامیر و انتقال حدود ۱۵۰۰ تن از نیروهای ویژه پیشین افغانستان از مسیر قبرس به چترال مطرح شده است.
اینها واقعیت اثباتشده نیستند، اما میتوانند در سطح سناریو اهمیت داشته باشند.
اگر روزی بخشی از این گزارشها تایید شود، پرسش اصلی دیگر فقط این نخواهد بود که (چه کسی با طالبان میجنگد؟) بلکه این خواهد بود که جغرافیای جنگ افغانستان در حال اتصال به کدام معادله امنیتی منطقه است؟
پیمان دفاعی مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان نیز یک متغیر جدید امنیتی است.
این پیمان رسما دفاعی اعلام شده و طرفهای ان گفتهاند علیه کشور مشخصی نیست ، بنابراین نمیتوان انرا سند یک ایتلاف ضدایرانی یا ضدچینی و ضدروسی دانست.
اما در سطح سناریو، همزمانی ترتیبات جدید امنیتی منطقه با تحولات احتمالی در بدخشان و چترال، ارزش بررسی دارد.
نه به معنای اثبات یک نقشه واحد.
بلکه به معنای تشخیص یک خطر ژیوپولیتیک:
اگر جنگ افغانستان روایت ملی نداشته باشد، دیگران میتوانند برای ان روایت بسازند.
اگر قدرت سیاسی انحصاری بماند، شکاف داخلی عمیقتر میشود.
اگر اپوزیسیون فاقد انسجام سازمانی و دکترین مشترک باشد، امکان بهرهبرداری بیرونی افزایش مییابد.
در چنین وضعیتی، افغانستان ممکن است از جنگ داخلی به سمت جنگ نیابتی منطقهای لغزش کند. جنگی که در ان افغانها میجنگند، اما اهداف انرا دیگران تعریف میکنند.
مساله اصلی دیگر فقط طالبان یا مخالفان طالبان نیست.
مساله این است:
ایا افغانستان صاحب روایت ملی، دکترین ملی و تصمیم ملی خواهد شد؛ یا بار دیگر جغرافیای انرا دیگران به میدان رقابت خود تبدیل خواهند کرد؟
افغانستان نباید میدان جنگ شرق و غرب، شمال و جنوب، یا رقابت قدرتهای منطقهای شود.
جنگ اگر ناگزیر است، نباید بیروایت باشد و سیاست اگر آیندهنگر است، باید افغانستان را از میدان بازی دیگران بیرون بکشد.
اما در این وسط مردم کجای این بازی ها است؟
متاسفانه در چنین اوضاع ملتهب، تریبون های مختلف افکار عمومی جامعه را درگیر منازعات تاریخی به هدف تشدید عصبیت های قومی الوده سازی میکنند در حال که جغرافیای کشور را در استانه میدان جنگ نیابتی کشور های منطقه قرار داده اند.
مردم باید هوشیار باشند فکر کنیم که با تاریخ و جغرافیای افغانستان چه میکنیم؟
دست های پنهان و اشکار میخواهند تاریخ کشور را میدان منازعه ملی و جغرافیای کشور را میدان جنگ نیابتی منطقه بسازند.
سید باقرشاه (احمدی)