| تاریخ انتشار: ۱۷:۱۵ ۱۴۰۵/۶/۱۴ | کد خبر: 200837 | منبع: |
پرینت
|
|
حامد کرزی، رییسجمهور پیشین افغانستان، در تازهترین گفتگو با روزنامه فایننشیال تایمز از محدودیت شدید آزادی رفتوآمد خود در کابل سخن گفته است؛ وضعیتی که در عمل، تصویری معنادار از رابطه او با گروهی ارایه میکند که زمانی آنها را «برادران ناراضی» میخواند.
افغانستان، کرزی گفته است که برای بیرون شدن از خانه باید طالبان را در جریان بگذارد و پس از اطلاع، نیروهای این گروه امنیت او را تأمین میکنند، او را «تا هر جایی که لازم باشد» میبرند و دوباره به خانه بازمیگردانند.
او در عین حال گفته است که رابطهاش با طالبان، در سطح کلی، «بسیار محترمانه» است؛ اما افزوده که مقامهای این گروه از اظهاراتش درباره آنان خشمگین میشوند و به همین دلیل محدودیتهایی بر او اعمال شده است.
کرزی میگوید طالبان از او میپرسند چرا درباره این گروه سخن مثبت نمیگوید. پاسخ او، دستکم در موضوع آموزش دختران، صریح است: تا زمانی که دختران اجازه رفتن به مکتب را نداشته باشند، از او سخن مثبتی درباره طالبان شنیده نخواهد شد. او همچنین گفته است که دو دخترش به دلیل ممنوعیت آموزش دختران، از مکتب محروم شدهاند و از این وضعیت ناراحتاند.
کرزی همچنین گفته است که پیشنهاد سفیر هند برای خروج از افغانستان را نپذیرفته و تأکید کرده که حتی در صورت فروپاشی، کشور را ترک نخواهد کرد. او از معدود مقامهای ارشد پیشین است که پس از سقوط نظام جمهوری در افغانستان باقی مانده است.
«کرزی و اختراع اصطلاح سیاسی برادران ناراضی»
کرزی در سالهای ریاستجمهوری خود در افغانستان، بهجای آنکه طالبان را صرفاً یک نیروی نظامی شورشی یا گروه تروریستی معرفی کند، بر این دیدگاه تأکید داشت که بخشی از طالبان افغانهایی هستند که به دلایل سیاسی، قومی یا ناشی از تحریک خارجی وارد جنگ شدهاند و باید با آنان مذاکره کرد و بههمین دلیل برای طالبان از اصطلاح «برادران ناراضی» استفاده کرد.
این رویکرد بارها با انتقاد شدید مخالفانش روبرو شد. گزارشهای آن دوره نشان میدهد که تعبیر «برادران ناراضی» به یکی از شناختهشدهترین نشانههای سیاست مصالحهجویانه کرزی در برابر طالبان تبدیل شده بود.
کرزی حتی در سالهای بعد نیز مواضعی اتخاذ کرد که مرز میان «طالبان» و «تروریسم» را از نظر سیاسی محل بحث قرار میداد. در سال ۲۰۱۷، پس از حمله مرگبار طالبان به یک پایگاه نظامی در بلخ، او اعلام کرد که دیگر طالبان را «برادران ناراضی» نمیخواند و هر گروهی را که به افغانستان آسیب میرساند، تروریستی میداند.
اما مساله اصلی فقط یک واژه نیست؛ مسئله پیام سیاسی این واژه است. وقتی یک رییسجمهور در اوج جنگ، گروهی را که با نیروهای امنیتی دولت میجنگد و غیرنظامیان را هدف قرار میدهد «برادر ناراضی» مینامد، منتقدان میتوانند استدلال کنند که این زبان، شدت و ماهیت منازعه را نرمتر از واقعیت میدان جنگ نمایش میدهد.
در این میان، سیاست کرزی درباره زندانیان طالبان نیز اهمیت ویژه دارد. در دسامبر ۲۰۱۳، حکومت کرزی از بررسی پروندههای زندانیان بگرام و آزادی شماری از آنان خبر داد؛ در آن زمان بیش از سه هزار زندانی در بگرام نگهداری میشدند و زندانیان عمدتاً به ظن فعالیتهای تروریستی در بند بودند.
کرزی همچنین در همان دوره برای آزادی کامل ملا عبدالغنی برادر، از رهبران ارشد طالبان، در گفتوگو با نخستوزیر پاکستان درخواست کرد.
از نگاه موافقان کرزی، این سیاست میتوانست راهی برای پایان جنگ باشد. منطق آن روشن بود، اگر جنگ تنها با زور حل نشود، بخشی از مخالفان باید از میدان جنگ به میز مذاکره آورده شوند.
اما از منظر انتقادی، پرسش دیگری مطرح میشود: اگر فردی که با دولت جنگیده، پس از آزادی دوباره به میدان جنگ برگردد، هزینه این سیاست را چه کسی میپردازد؟
پاسخ را خانوادههای سربازان، پولیس، کارمندان دولت، معلمان، دانشجویان و غیرنظامیانی میدهند که در سالهای جنگ کشته شدند.
بنابراین نقد اساسی به سیاست کرزی الزاماً این نیست که «مذاکره با طالبان اشتباه بود»، مذاکره با یک طرف جنگ، در بسیاری از منازعات، بخشی از راهحل است، نقد جدیتر این است که آیا مصالحه بدون تضمینهای کافی، بدون پاسخگویی و بدون سازوکار مؤثر برای جلوگیری از بازگشت جنگجویان به میدان نبرد، میتوانست صلح ایجاد کند؟ وضعیت امروز افغانستان نشان داد که پاسخ دستکم ساده و مثبت نب
«کرزی و تلاش سیاسی به نفع طالبان»
کرزی پس از پایان دوره ریاست جمهوری خود نیز از تلاشهای سیاسی به نفع طالبان دست برنداشت و تلاش کرد که با دور زدن حکومت پیشین به رهبری اشرف غنی، مسیرهای موازی ارتباط با طالبان را بگشاید.
یکی از مهمترین نمونهها، نشست مسکو در فبروری ۲۰۱۹ بود. در آن نشست، هیأتی از طالبان با شماری از سیاستمداران افغانستان، از جمله حامد کرزی، دیدار کرد. نمایندگان حکومت افغانستان در نشست حضور نداشتند.
حکومت اشرف غنی از کنار گذاشتهشدن خود از مذاکرات انتقاد داشت و تأکید میکرد که روند صلح بدون حضور حکومت افغانستان نمیتواند مشروعیت و ضمانت اجرایی کافی داشته باشد.
کرزی اما در تلاش برای تضعیف حکومت، استدلال میکرد که حکومت به اندازه کافی نماینده همه جریانهای افغانستان نیست و صلح باید میان طیف گستردهتری از افغانها شکل بگیرد.
حکومت اشرف غنی مشکلات جدی در زمینه مشروعیت، انحصار قدرت و اختلافات سیاسی داشت. اما تلاشهای کرزی بیشتر به از اینکه انتقاد از اشرف غنی و حکومتش باشد، منجر به تضعیف نظام جهموری و در نهایت سقوط آن در افغانستان شد.
در سایت شفقنا آمده است، کرزی اگر اکنون از آزادی محدودی برخوردار است و دخترانش نمیتواند مکتب برود، باید سر در گریبان کند وبه سیاستهای خود و زمانی که طالبان را «برادران ناراضی» میخواند، فکر کند.
اما اکنون زمان برای کرزی گذشته است و هیچ کاری از دست او بر نمیآید؛ نه طالبان به حرفش اهمیتی میدهد و نه دیگر آن وزنه سیاسی و قومی را دارد. و همهی آن محصول سیاست برادری با طالبان است و نهایت پاسخی که به رئیس جمهور پیشین افغانستان میتوان داد این است که «خود کرده را نه درد است و نه درمان».
کد (۹)