| مردم عام پشتون قابل احترام هستند و نفرت و دشمنی با قوم پشتون یا هر قوم دیگر نه عاقلانه است و نه اخلاقی. ما مخالف کار غلط هستیم | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۰:۰۳ ۱۴۰۵/۶/۱ | کد خبر: 200759 | منبع: |
پرینت
|
|
هم جنگ قومیاست، هم دولت قومی است هم راه حل قومی است.
۱-تا نام کشور افغانستان باشد، همه چیز قومی است. اسم دولت افغانستان، اسم پول، سرود ملی، اصطلاحات گویا ملی، زبان عسکری، رتبههای دانشگاهی و همه چیز. عمدهترین کارکرد دولت صدسالۀ زیر نام افغانستان تخریب زبان و غصب زمین اقوام دیگر بوده است. پروژه کاملا قومی.
۲- تقریبا تمام جنگهای کشوری به نام افغانستان ریشه قومی و زبانی داشته است. جنگ نادرخان علیه حبیبالله کلکانی، کشته شدن نادرخان، پروژههای هاشم خان و شاه محمود خان و محمدگلخان مومند، جنگ مجاهدین باهم در زمان جهاد، اختلافات حزب خلق در میان خودشان و با سازا وغیره، فروپاشی حکومت داکتر نجیبالله، جنگهای مجاهدین در کابل، شورش طالبان اول، مقاومت اول، کشمکش دوران جمهوریت، سقوط جمهوریت و کابینه کنونی، تمام اینها، مصداقهای روشن قومگرایی و معضل قومی در افغانستان بوده است.
تمام هم و غم محب و فضلی و غنی وغیره همین بود تا مذاکرات قطر به شکست مواجه شود مبادا اقوام دیگر به قدرت شریک شوند. فرار غنی، خودش انگیزه کاملا قومی داشت.
۳- اشتباه استاد ربانی و فرمانده مسعود در زمان قدرتشان این بود که خود را ملی میدانستند و دنبال افغانیت و اسلامیت بودند. مجاهدین در دوران جهاد ستمیها را به همین دلیل کشتند که اینها قومگرا هستند. اما در دوران مقاومت اول، مسعود کم کم پیبرد که عملیات به خاطر ادبیات است.
۴- در دوران جمهوریت اشتباه تمام ما این بود که خطر قومیت و خطر سیاست قومی را ندیدیم. این شکست جمهوریت بود که مشکل اصلی را به ما هویدا کرد. اگر در دوران جمهوریت ما خطر را درک میکردیم، روزگار امروز را نداشتیم. کاش در دوران انتخاباتهای بُرده، داکتر عبدالله کوتاه نمیآمد و هر قوم به راه خود میرفت. ملیگرایی داکتر عبدالله به ضرر ما تمام شد. من شخصا طرفدار کوتاه آمدن داکتر عبدالله بودم و آن را بخیر کشور میدانستم، اما حالا میفهمم که صد در صد اشتباه میکردم.
۵- هر قدر مردم از منازعه قومی زودتر و بیشتر آگاه شوند، بخیر مردم است. اگر مجاهدین تاجیک حرفهای طاهر بدخشی را میفهمیدند و ما حرفهای پدرام را میفهمیدیم، روزگار کنونی را نداشتیم. هرقدر جنبه قومی مشکل را منکر شویم، بحران به همان پیمانه طولانی میشود.
۶- مقاومت کنونی در ابتدا هرچه میتوانست در جلسات و دیدارهای خود قاری عیسا و شکریه بارکزی و امثالهم را بولد کرد. اما نتیجه چه شد؟ در نهایت قاری عیسا به سنگر قوم خود رفت و حالا جز فحش دادن به مقاومت با انگیزه قومی، هیچ کار دیگری ندارد.
۷- سیاستمداران سکولار و ایلیت دانشگاهی پشتون شاید تعدادشان مخالف طالبان باشند، اما همینها نیز به هیچ عنوان حاضر نیستند تحت رهبری یک تاجیک و ازبیک و هزاره کار کنند. همین استاد مزاری در تمام عمر خود مثلا چه بدی به پشتونها رسانده که این قدر او را درکنار دوستم و مسعود بد میبینند؟ مزاری عیبش این بود که هزاره بود و ادعای رهبری و تصمیمگیری داشت. هرکس ادعای رهبری کند و از قوم خودی نباشد، خاین و دزد و جنگسالار است. حبیبالله کلکانی باشد یا مارشال دوستم یا استاد مزاری یا استاد ربانی یا مصطفا کاظمی و یا حتا جمعه فاتح. تنها کسی که شه سلی است رمضان بشر دوست است و لطیف نظری.
۸- هیچ کشوری با قومگرایی موفق نمیشود. اگر میشد افغانستان موفق شده بود. ولی حالا که قومگرایی مروج و معمول هست چه کار باید کرد؟
اثبات این نکته که قومگرایی موجود است و غلط است گام اول است. قومگرایان هنوز فکر میکنند که قومگرایی راه حل است. باور دارند که یا برتری ما را بپذیرید یا شما را جارو میکنیم تا کولاب. با اینمنطق و با عذر و زاری و با وحدت ملی گفتن دهن شیرین نمیشود. باید اقوام دیگر با زور بفهمانند که قومگرایی باطل و غلط است. به زبان دیگر، کسی نمیفهمد.
۹- آیا طرح مشکل قومیت به نفع طالبان است و باعث تداوم آنها میشود؟ نه. چنین نیست.
در حقیقت قومگرایی موجود ریشه در ناآگاهی مردم دارد. اگر فصیحالدین و صلاحالدین فاتح و این و آن دیگر در شمال و غرب نسبت به قومگرایی آگاه شوند، فردایش شمال آزاد میشود. انکار قومگرایی به معنای بیخبر نگهداشته شدن کسانی است که بیخبر شاخه زیر پای خودشان را میبرند.
بنابراین آگاه شدن و شعور یافتن مردم، شرط اول تغییر وضعیت است. شاید کسانی که منافع شان در نفهمیدن است، نفهمند، ولی آهسته آهسته، حقیقت به همه آشکار میشود. بنابراین سکوت در برابر قومگرایی، به نفع حاکمان کنونی است چون صورت مساله را پاک میکند.
۱۰- کسانی هم که خیال باطل بستهاند که پشتونها میآیند و به نفع تاجیکان و هزارهها با طالب درگیر میشود تا احمد مسعود و محمد محقق و جنرال دوستم به قدرت برسد، خواب میبینند. هیچ کسی در کنار شما ایستاد نخواهد شد تا شما به قدرت برسید. همانقدر که خوشحال سعادت و دیوهپتنگ از شما نفرت دارد ملا ندیم و ملا متقی ندارد.
اگر شما به زور خودتان به قدرت برسید، آن وقت از هر قومی تعدادی چاپلوس و چوکی طلب گرد شما جمع میشوند. اگر خودتان چیزی نباشید، کس دیگر هرگز به شما یاری نخواهد کرد.
۱۱- مردم عام پشتون قابل احترام هستند و نفرت و دشمنی با قوم پشتون یا هر قوم دیگر نه عاقلانه است و نه اخلاقی. برای من یک پشتون و هزاره و تاجیک و یهود و عرب و پاکستانی هیچ فرقی ندارد. هر انسانی قابل احترام است. اگر کسی به مردم پشتون ظلم کند من مخالف او هستم. پدرم باشد یا قومم یا رفیقم.
اما بحث سیاست غلط جدا از بحث احترام به مردم است. اگر سیاست غلط و نادرستی در میان پشتونها حاکم باشد، آن سیاست باید نقد شود و باید تغییر کند.
قومگرایی پشتونی به این دلیل قابل مخالفت است که به همه صدمه میزند و به این سرزمین به عنوان یک کشور نیز صدمه میزند.
اگر تاجیکها نیز به قدرت باشند و چنین سیاستی داشته باشند ما مخالفشان هستیم.
ما مخالف کار غلط هستیم نه مخالف این یا آن قوم. هر گروه و شخص و قومی که سیاست غلط پیشگیرد، باید در برابرش ایستاد. هر کسی که باشد. دیدن موارد کمتر
استاد نبیساقی