| تاریخ انتشار: ۱۸:۱۴ ۱۴۰۵/۵/۱۶ | کد خبر: 200675 | منبع: |
پرینت
|
|
در جامعهی ما تعمیمگرایی وارد مرحلهٔ خطرناکی شده است. تعمیم گرایی یعنی نسبت دادن رفتارِ بد یک فردِ به پایِ همهی قوم، تبار، حتی محل تولد اش.
تعمیمگرایی یعنی گناهِ یک نفر را به حسابِ تمام قوم و قبیلهاش گذاشتن؛ یعنی اگر یک فرد خطا کرد، همهی همتبارانش را در آن خطا شریک دانستن.
در جامعهی بدوی ما که هنوز پیوندهای خونی و قبیلهای، به ویژه در میان مردم پشتون، بسیار پررنگ و تعیینکننده است، این خطای شناختی به آسانی پذیرفته میشود و حتی طبیعی جلوه میکند؛ چون هویت فرد عمدتن در هویت جمع حل شده و مرز میان «من» و «ما» وجود ندارد.
این روزها میبینیم که دعوای میان چندنفر پنجشیری و بدخشی، به تمام مردم آن دو ولایت تعمیم داده میشود و در محافل و رسانهها دست به دست میگردد. دوستی اخیرن در فیسبوک نوشته است که شاهد بوده که در زمان جمهوریت، «پنجشیری بودن» یک امتیاز بود، غافل از اینکه جز چند تن محدود که در قدرت بودند و با کرزی و غنی دهن جوال گرفته بودند، اکثریت مردم عام پنجشیر حتا خانواده هایی که در دوره های جهاد و مقاومت عزیزان شان را از دست داده بودند، چون دیگر مردم این سرزمین در فقر و محرومیت به سر میبردند، حالا هم در وضیعت بدتر از قبل اند که در حاکمیت طالبان حتا پنجشیری بودن جرم تلقی میشود. با این حال تعمیم گرایان ما این وضیعت را با چه منطقی توجیه می کنند؟
این دقیقا نشان میدهد که تعمیمگرایی چگونه به ابزاری برای تبعیض، سرکوب، و بازتولید کینه و دشمنی تبدیل میشود.
به باورم سه عامل عمده این بیماری را در جامعهی ما تغذیه میکند:
- نخبگانی که به جای روشنگری، کلیشههای قومی را تکرار میکنند؛
- جنگ و بحرانهای پیدرپی که ذهن های خسته را به پناه بردن به برچسبهای سادهانگارانه وامیدارد؛
- و سیاستبازانی که از تفاوتهای قومی و زبانی برای کسب قدرت و ثروت بهره میبرند. حاصل این سه عامل چرخهای معیوبی را میسازد که در آن هر اشتباه یک فرد، تمام قوم او را به گناه مینشاند که جز نفرت و تفرقه، چیزی به بار نمیآورد. انصاف و عدالت قربانی این چرخه میشوند و زمینه برای خشونتهای قومی گسترده هموار میگردد.
شاید رهایی از این چرخه، با تغییری کوچک اما بنیادین آغاز شود. تغییر در نوع پرسش. بهجای اینکه بپرسیم «پشتونها چرا چنیناند؟» یا «تاجیکها چرا چناناند؟»، یا «پنجشیری ها چنین کردند» و «بدخشی ها چنان کردند» باید بپرسیم «این شخص، و آن شخص یا این گروه سیاسی یا مذهبی در این شرایط خاص، چرا چنین کرد؟»
هر قوم و قبیلهای انسانهای نیک و بد دارد و سزاوار نیست که کردار خوب یا بد یک فرد یا یک گروه به پای تمام همتبارانشان بنویسیم. برای این تغییر نگاه، به دو چیز نیاز داریم: آموزش تفکر نقادانه، و صبری که امروز در جامعهی ما به شدت کمیاب شده است. اما همین صبر و حوصله، شاید بتواند جامعه درد دیده و منکوب شدهٔ ما را از این گرداب خطرناک برهاند.
رزاق رحیمی