اولیگارشها و سرنوشت افغانستان
افغانستان نباید قربانگاه دایمی رقابت دیگران باقی بماند؛ این سرزمین حق دارد از میدان بحران به پل تمدنها، تجارت و همکاری ملتها تبدیل شود 
تاریخ انتشار:   ۱۸:۴۴    ۱۴۰۵/۴/۲۹ کد خبر: 200572 منبع: پرینت

اولیگارشها؛ پل پنهان رقابت چابهار و گوادر و سرنوشت افغانستان؛
افغانستان؛ سرزمینی که چهار دهه هزینه رقابت دیگران را پرداخته است.
افغانستان در چهار راه تاریخ و جغرافیای اسیا قرار دارد؛ سرزمینی که میتوانست پل اتصال تمدنها، مسیر تجارت و مرکز همکاری ملتها باشد، اما بیش از چهار دهه است که به میدان برخورد منافع قدرتهای بزرگ و منطقه‌ای تبدیل شده است.
نسلی پس از نسل دیگر، مردم افغانستان بهای جنگ، مهاجرت، فقر و بی‌ثباتی را پرداخته‌اند؛ در حالیکه بسیاری از تصمیمهایی که سرنوشت این کشور را تغییر داده‌اند، تنها در داخل افغانستان گرفته نشده، بلکه در معادلات بزرگ ژیوپلیتیکی منطقه و جهان ریشه داشته است.

اما پرسش بزرگ تاریخ این است:
ایا بحران افغانستان تنها نتیجه رقابت قدرتها بوده است، یا در سایه این بحران طولانی، اقتصاد هایی نیز شکل گرفته‌ که از ادامه بی‌ثباتی سود میبرند؟
افغانستان؛ قلب رقابت کریدورها:
افغانستان تنها یک پرونده امنیتی نیست؛ این کشور قلب اتصال اسیای مرکزی، جنوب اسیا، ایران و چین است.
موقعیت جغرافیایی افغانستان میتواند انرا از قربانی رقابت قدرتها به پل همکاری، تجارت و توسعه در نظم جدید جهانی تبدیل کند.
اما همین موقعیت استراتژیک، افغانستان را به مرکز رقابت کریدورهای منطقه‌ای نیز تبدیل کرده است؛ رقابتی که در یک سوی ان کریدور چابهار و در سوی دیگر مسیرهای منتهی به بندر گوادر پاکستان قرار دارد.
اگر افغانستان به ثبات پایدار، امنیت و یک ساختار سیاسی فراگیر دست یابد، ظرفیتهای ترانزیتی و اقتصادی ان میتواند به شکل چشمگیری افزایش یابد. اما تداوم بی‌ثباتی ممکنست در عمل به حفظ مزیت برخی مسیرهای موجود مانند گوادر پاکستان و استمرار اقتصادهای غیرشفاف کمک کند.

اقتصاد بحران؛ سایه پنهان جنگ :
در این میان باید یک حقیقت تاریخی روشن شود:
مردم افغانستان صاحبان اقتصاد سیاه نیستند؛ انان بزرگترین قربانیان اقتصاد جنگ و بحران بوده‌ اند.
بحث این مقاله درباره شبکه‌ های بزرگتر اقتصادی، سرمایه‌ های غیرشفاف، شرکتهای صوری و ساختارهایی است که در سطح منطقه‌ای ممکن است از اقتصاد بحران بهره‌مند شوند.
تجربه جنگهای طولانی در جهان نشان داده است که در کنار میدان نبرد، گاهی اقتصادهایی نیز شکل می‌گیرند که از ناامنی، قاچاق، پولشویی، تجارتهای غیرشفاف و ضعف حاکمیت قانون تغذیه میکنند.

از همین منظر، این مقاله یک فرضیه را مطرح می‌کند:
ایا شبکه‌های اقتصاد بحران و پولهای غیرشفاف، در کنار عوامل سیاسی و امنیتی، میتوانند به یکی از عوامل استمرار بی‌ثباتی در افغانستان تبدیل شده باشند؟
فرضیه نقش اولیگارشها در رفتار منطقه‌ای :
ایران در دکترین اعلامی خود همواره بر پیوندهای تاریخی، فرهنگی و تمدنی با افغانستان تاکید کرده است.
روسیه نیز امنیت افغانستان را با امنیت اسیای مرکزی و مبارزه با جریانهای افراطی مرتبط میداند.
بر اساس این رویکردها، انتظار طبیعی اینست که تهران و مسکو از ایجاد یک افغانستان باثبات و حکومتی فراگیر حمایت فعال کنند.

اما پرسش مهم این است:
چرا با وجود ظرفیت سیاسی و دیپلماتیک ایران و روسیه، فشار مؤثر و قاطع برای شکلگیری یک ساختار سیاسی فراگیر در افغانستان به یک اولویت عملی تبدیل نشده است؟
یکی از فرضیه‌ های قابل بررسی اینست که در کنار عوامل امنیتی و ژیوپلیتیکی، باید نقش احتمالی منافع اقتصادی غیرشفاف و شبکه‌های اولیگارشی منطقه‌ای نیز مورد مطالعه قرار گیرد.

اگر بخشی از سرمایه‌ ها و منافع مرتبط با اقتصاد بحران، پول‌شویی و تجارتهای غیرشفاف در پیرامون ساختارهای اقتصادی منطقه شکل گرفته باشد، این پرسش مطرح میشود که ایا چنین منافع پنهانی میتواند بر محیط تصمیم‌ سازی سیاسی و سیاست خارجی برخی بازیگران اثرگذار باشد؟
بر اساس این فرضیه، شکاف میان دکترین اعلامی و عملکرد عملی برخی قدرتهای منطقه‌ای در قبال افغانستان، تنها از زاویه امنیتی قابل تحلیل نیست؛ بلکه باید از منظر اقتصاد سیاسی بحران نیز بررسی شود.
زیرا ثبات افغانستان، شفافیت اقتصادی و توسعه کریدور های قانونی، فضای فعالیت شبکه‌ های غیرشفاف را محدود می‌کند.

چابهار و گوادر؛ رقابت دو اینده برای منطقه:
رقابت چابهار و گوادر تنها رقابت دو بندر نیست؛ بلکه رقابت میان دو مسیر متفاوت برای اینده منطقه است.
یک مسیر، افغانستان باثبات، متصل و توسعه‌ یافته است که میتواند اسیای مرکزی را به ابهای ازاد و بازارهای جهانی پیوند دهد.
مسیر دیگر، ادامه چرخه بحران، نا امنی و اقتصادیست که در ان شبکه‌ های غیرشفاف فرصت بیشتری برای فعالیت پیدا می‌کنند.
از این منظر، اینده افغانستان تنها در میدان سیاست و امنیت تعیین نمی‌شود؛ بلکه در تقابل میان اقتصاد توسعه و اقتصاد بحران نیز رقم خواهد خورد.

افغانستان؛ قربانی دیروز یا بازیگر فردا؟
ملت افغانستان بیش از چهار دهه است که هزینه رقابت دیگران را پرداخته است.
اما تاریخ ملتها تنها تاریخ پیروزی قدرتها نیست؛ تاریخ رنج انسانهایی نیز هست که در میان منافع دیگران قربانی شده‌اند.
اگر افغانستان امروز فرصت ثبات، امنیت و توسعه پیدا کند، میتواند از میدان جنگ به پل همکاری ملتها تبدیل شود؛ از اقتصاد بحران به اقتصاد توسعه عبور کند و جایگاه تاریخی خود را در نظم جدید جهانی بازتعریف نماید.
اما اگر منافع پنهان، اقتصاد سیاه و شبکه‌ های غیرشفاف بر سرنوشت این کشور سایه بیفکند، این تنها یک شکست سیاسی نخواهد بود؛ بلکه یک بی‌عدالتی تاریخی در برابر ملتی خواهد بود که دهه‌ ها بهای انرا پرداخته است.

تاریخ روزی خواهد پرسید:
چرا سرنوشت یک ملت میان رقابت قدرتها، جنگهای نیابتی و اقتصاد های بحران گرفتار شد؟
افغانستان نباید قربانگاه دایمی رقابت دیگران باقی بماند؛ این سرزمین حق دارد از میدان بحران به پل تمدنها، تجارت و همکاری ملتها تبدیل شود.

سید باقرشاه (احمدی)


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
اولیگارشها
سرنوشت افغانستان
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است