| کسانی که از اخلاق در سیاست دم میزنند یا روشنفکر غیر سیاسی هستند یا سیاست را نمیشناسند یا دروغ میگویند و حرفشان سیاسی است | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۹:۴۷ ۱۴۰۵/۴/۲ | کد خبر: 200413 | منبع: |
پرینت
|
|
(سیاست و مساله جمعه فاتح)
۱- گلبدین حکمتیار در دوران جهاد به دلیل داشتن امکانات بیشتر، در غور بسیار محبوب بود. به استثنای لعل و سرجنگل، تقریبا ۸۰ تا ۹۰ درصد مردم پیرو حزب اسلامی بودند. اما بعد از جنگهای کابل و افشا شدن قومگرایی حکمتیار و قومیشدن بییشتر سیاست، هر آب به جوی خود رفت و حکمتیار فعلا در غور چهار نفر پیرو ندارد.
کسانی که فعلا از تاجیکان و ازبیکان در صف نظام کنونیاند، اگر جنبهها و اهداف قومی و زبانی و افغانی نظام را درک کنند، راه خود را عوض میکنند. بنابراین، گلبدینی کردن وضعیت، یک استراتیژی درست و مفید و لازم است.
۲- سیاست، اخلاق ندارد. به قول معروف سیاست خواهر و مادر ندارد. کسانی که از اخلاق در سیاست دم میزنند یا روشنفکر غیر سیاسی هستند یا سیاست را نمیشناسند یا دروغ میگویند و حرفشان سیاسی است.
۳- در سیاست، سابقه و گذشتهی افراد یا خوبی و بدی آنها هیچ اهمیتی ندارد. چیزی که در سیاست مهم است منفعت و استفاده است. نظام کنونی مثلا حمید خراسانی یا جمعه فاتح یا صلاحالدین فاتح را دوست ندارد. ته قلبش از آنها نفرت هم دارد. اما از آنها استفاده میکند.
لذا اگر شما رهبر سیاسی و گروه سیاسی هستید، ادای معلم اخلاق در نیاورید، مگر اینکه این ادا در آوردن هم سیاسی و از روی منفعتسنجی باشد.
در نتیجه اگر برای شمای سیاستمدار، فرصت کار یا به تعبیر روشنتر فرصت استفاده میسر است، منطقا نباید دریغ کنید. حالا این شخص هرکسی باشد و هر گذشتهای داشته باشد، خارج از موضوع است. برای شما اهداف شما مهم است، نه مسایل فرعی دیگر.
۴- کسانی که قومگرایی و قومپرستی کنونی را درک میکنند و در صدد رجوع به اصل خود هستند، در گذشته هرچه بودهاند، از زاویه سیاسی، قابل حمایت هستند. طعنه زدن و کنایه گفتن به آنها، روند خروج و برگشت آنها را صدمه میزند. لذا چنین افرادی باید تشویق و حمایت شوند.
۵- من در اینجا قضیه را کاملا از زاویه سیاسی بررسی کردم. اگر شما روشنفکر و معلم اخلاق و آدم غیر سیاسی و مصلح اجتماعی هستید، طبعا برای شما گذشته افراد، مساله عدالت انتقالی و خوبی و بدی اشخاص اهمیت دارد نه سود سیاسی. بنابراین شما کار سیاسی نمیکنید یا سیاست را در چوکات اخلاق پیش میبرید. حساب شما کاملا از آنچه در بازار سیاست جریان دارد جداست.
۶- من خودم آدم غیر سیاسی هستم. به هیچ حزب و گروه سیاسی علاقه ندارم. استفادهجویی، منفعت طلبی، اخلاقستیزی و دو رویی را زشت و ناپسند و قبیح میدانم. به همین دلیل دوست ندارم هیچ وقت، سیاستمدار باشم. اما اگر شما اهل سیاست هستید و درگیر بازیهای قدرت هستید، ناچار هستید همرنگ جماعت باشید در غیر آن میبازید.
۷- شاید کسی بگوید، این حرفهایی که میزنی سیاسی است، پس چهگونه ادعای غیر سیاسی بودن داری؟
پاسخ این است که سیاسی با سیاستشناسی فرق دارد. من اینجا در مورد شناخت سیاست حرف میزنم و حرفم کاملا غیر سیاسی و پدیدارشناسانه و معرفتشناسانه است.
اگر من حرف سیاسی میزدم، واقعیت را به صراحت نمیگفتم. بازی در میآوردم. حرفی میزدم که مجلس پسندانه باشد.
بنابراین، حرف من در اینجا کاملا غیرسیاسی است.
پ ن:
نگویید که سیاست در جهان خوب است و فقط در افغانستان خراب است. سیاست در جهان چنان رسوا و کثیف است که روی افغانستان بوسیدنی است.
نبی ساقی
>>> آقای نبی پیاله بردار !
در بزم می کشان ساقی همه را به یک چشم می بیند، و برای همه یکسان می در پیمانه می ریزد !
با وجود ادثعای بیطرفی نتوانستید احساسات قومی، لسانی و سمتی ات را فراموش نمایی!
نه تنها غور تاجکتبار، طرفدار حکمتیار پشتون بود، بلکه پروان، کاپیسا با داشتن اکثریت تاجک، در حزب اسلامی بودند، تعداد زیاد اعضای شورای مرکزی حزب اسلامی، خاصتن بخش های مهم نظامی، مالی و.. توسط تاجکان اداره می شدند.یک خانم و داماد آقای حکمتیار تاجک (پنجشیری) استند، برعکس در سمت دلخواه شما، جمعیت اسلامی، این حالت به نظر نمیرسید.تطمیع و طرح مسائل قومی باعث دور شدن مجاهدین غور، پروان و کاپیسا شد!
حالا هم این مرض نفاق انگلیس در نهادند شما موجود و فعال است ليك كدام فايده به حال شما نخواهد كرد!