جامعه شناسی انتقادی اسلامی
سرمایه داری انسان را به موجودی تک جنسیتی بدل کرده است، موجودی که نه مرد است که در او بتوان شجاعت و سخاوت و عزت و جوانمردی جست و نه زن است که نجیب باشد و باوقار و عاطفی و با ناز و دور از دسترس و ابتذال... 
تاریخ انتشار:   ۲۱:۲۶    ۱۴۰۵/۳/۲۱ کد خبر: 200328 منبع: پرینت

تنها تمدن واقعی جهان ، تمدن غرب مدرن است اندیشه ای قادر به ور انداختن تمدن غرب نیست ، فقط می توان از آن انتقاد کرد تا عیوبش کمتر شود.‌ انتقاد از تمدن غرب از دو بعد است یکی بعد مارکسیستی و یکی بعد اسلامی ، انتقاد از بعد مارکسیستی زیاد شده بنابراین ما در ادامه از بعد اسلامی به نقد تمدن غرب می پردازیم.

مبحث اصلی:
ابتدا باید توجه داشت که در «تعریف و بکارگیری اصطلاح نظریه یا نظریه در جامعه شناسی، مانند دیگر مفاهیم و اصطلاحات اساسی… توافق کامل وجود ندارد ، بلکه هر جامعه شناس به طرح دوباره مفاهیم اساسی در جامعه شناسی پرداخته و از آن تعبیر و تفسیر جدیدی ارائه کرده است» (آزاد ارمکی ، ۱۳۷۵ : ۱۳) بنابراین ما نیز در این مقاله تنها از منظری خاص به جامعه شناسی می پردازیم و می کوشیم تبیین دقیقی از جامعه شناسی ابراهیمی ارایه دهیم.
دکتر توسلی در کتاب نظریه های جامعه شناسی ، در فصلی که به طبقه بندی نظریه ها و مکاتب جامعه شناسی می پردازد ، این نظریات و مکاتب را به سه دسته تقسیم می کند:
الف) طبقه بندی بر حسب کشورها { مثل جامعه شناسی فرانسوی ، جامعه شناسی آمریکایی و… }.
ب) نامگذاری بر اساس رشته علمی پیوسته به جامعه شناسی { مکتب روانشناسی تارد ، مکتب مکانیسم و بیولوژی پارتو و… }.
ج) طبقه بندی بر اساس گرایشهای علمی و شقوق فرعی آن {که خود به سه دسته تقسیم می گردد } : اول نظریه های اثباتی ؛ دوم جامعه شناسی تفسیری ؛ نظریه های فلسفی و انتقادی » ( توسلی ، ۷۴ : ۴۰ ) اگر بخواهیم جایگاه جامعه شناسی ابراهیمی را بر اساس این تقسیم بندی تعیین کنیم ، آن را باید در گروه نظریه های فلسفی و انتقادی قرار دهیم.

بنابراین جامعه شناسی ابراهیمی ، را نباید با مکاتب پوزیویستی یا تفهمی و تفسیری مقایسه کرد زیرا هدف جامعه شناسی ابراهیمی به هیچ وجه ارائه نظریه ای همچون کارکردگرایی یا ساخت گرایی و یا کنش متقابل نمادین نیست. بلکه هدف این مکتب گشودن یک منظر جدید به جامعه و تلاش برای نقد و اصلاح آن می باشد ؛ در واقع بهتر است این مکتب را با مکتب فرانکفورت و فمنیسم و جامعه شناسی مسیحی مقایسه کرد.
(البته منظور از این مقایسه نوع رویکرد است نه نوع مطالب ارائه شده زیرا در نوع مطالب همه این مکاتب با هم تفاوتها دارند) به عبارت دیگر جامعه شناسی ابراهیمی یک مکتب انتقادی و اصلاحی است که با یک پیش فرض خاص خود ، وارد می شود و بر مبنای آن پیش فرض به نقد جامعه مدرن و روندهای جاری در آن می پردازد.
در واقع در جامعه شناسی ابراهیمی سعی بر آن است که با مبنا قرار دادن و پیش فرض گرفتن اندیشه های مشترکِ ادیان ابراهیمی ، یعنی اسلام و مسیحیت و یهود ، به نقد جامعه و حرکت به سوی اصلاح وضع موجود جامعه بپردازد.

مهم ترین اندیشه هایی که مبنا و محور و موضع جامعه شناسی ابراهیمی در نقد جامعه مدرن است عبارتند از:
1) ضرورت برقراری عدالت و به ویژه عدالت اقتصادی ، که زیر بنای عدالت در باقی عرصه هاست ، در جامعه.
2) ضرورت توجه جدی به نهاد خانواده و تلاش برای قرار گرفتن خانواده در محور همه حرکت های اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی جامعه.
3) ضرورت وجود روحیه اعتدال در مصرف و پرهیز از مصرفبارگی : مصرفبارگی فقط شامل مصرف کالا نیست بلکه مصرف هر چیز یا کس دیگری حتی انسانها را نیز شامل می شود. مصرف دیگری یا دیگری گساری یعنی دیگران تنها برای تو ابزاری اند برای وصول به هدف و تنها طریقیت دارند نه موضوعیت و در واقع دیگران در حکم دستمال اند که هر وقت حاجتت روا شد دورشان می اندازی این اوج مصرفبارگی و دیگری گساری است.
4)ضرورت ترویج و نهادینه ساختن ” پرستش علی وار و عبادت احرار ” در میان جامعه و جوانان. عبادت احرار و علی وار یعنی عبادتی بدون هیچ چشمداشتی چه در دنیا و چه در عقبی از هیچ کسی چه بنده خدا و چه خود خدا. این چنین پرستشی است که درمان درد بی معنایی و نیهیلیست و پوچ انگاری بشر مدرن است.
5) مخالفت با سرمایه سالاری و بورژوازی و زر سروری چرا که زرسروران اغلب مظهر و سالار ایجاد نمایان در اقلیم برون ذات و بی اعتنایی به اقلیم درون ذات هستند.
6)مخالفت با اندیشه های فمنیستی و اصالت زن و زن پرستی در جامعه ؛ چرا که از موجبات گسترش ظاهر پرستی و یکی از علل فروپاشی خانواده و شیوع ولنگاری و بی بند و باری همین تفکرات زن پرستانه است.
7)مخالفت با سیطره تکنولوژی و ابزار بر زندگی انسان.

(این سه مورد آخر را اگر بخواهیم خلاصه کنیم می شود: مخالفت با سیطره زر و زن و ابزار).
در واقع جامعه شناسی ابراهیمی از این لحاظ با نظرات ماکس شلر ، پایه گزار جامعه شناسی مسیحی ، هم نواست که « انسان فاقد غریزه ، گرفتار بند عادات است و سرمایه داری معاصر نیز با استفاده از همین بند عادات انسان را از ارزشهای اصلی جدا نموده و در منجلاب بی اخلاقی فرو برده است. در این میان مردم عادی ، که اکثرهم لایشعرون ، قدرت بازنگری ، به معنای هوسرلی آن را از دست داده اند . پس این روشنفکران و جامعه شناسان هستند که می توانند به مرحله بازنگری رسیده و با کشف خودنیتی تاریخی خود ، راه رهایی از استثمار فرهنگی و اقتصادی جامعه را یافته و موجب هشیاری و تحرک مردم شوند». (تنهایی ، ۱۳۷۵ : ۱۸۹)
می توان گفت جامعه شناسی ابراهیمی که مکتبی انتقادی و اصلاحی است در طریقه نقد و انتقاد خود بر جامعه مدرن سرمایه داری به جامعه شناسی مسیحی و مکتب فرانکفورت نزدیک می شود. ولی این تفاوت اساسی را دارد که مشکل جامعه شناسی ابراهیمی و نقد آن تنها علیه نظام سرمایه داری نیست بلکه علیه تک اقلیم بودن مردم است.

توضیح یک مساله:
در اینجا این مساله را مطرح می کنیم که برای شناخت جامعه ابتدا باید انسان و مردم را شناخت. به باور ما مردم دو اسم دارد: یکی اسم جلالی که اسم اصلی است و یکی اسم جمالی که اسم تبعی است و با اسم جلالی در اقلیم برون ذات ایجاد نمایی می کند و با اسم جمالی اقلیم درون ذات ، ایجاد نمایی می کند.
البته نکته مهم این است که مردمی باید در هر دو اقلیم ایجاد نمایی کند تا لنگ و تک چشم نباشد و جامعه نیز برای اینکه جامعه ای لنگ و تک چشم نباشد باید امکان ایجاد نمایی در هر دو اقلیم را برای مردم فراهم آورد.
به هر حال رساترین و کامل ترین مردم و نیز رساترین و کامل ترین جامعه ، آن است كه ژرف ترین و بی کران ترین و بی سابقه ترین ایجاد نمایی ها را در هر دو اقلیم ، البته به طور هم عرض و هم ارز ، محقق سازد و چنین مردمی و چنین جامعه ای مظهر اسم اعظم خدا گشته است و جامعه شناسی ابراهیمی به دنبال ایجاد چنین جامعه آرمانی است.

ادامه مبحث اصلی:
پس باید دانست که جامعه شناسی ابراهیمی به دنبال ایجاد جامعه و مردمی است که در هر دو اقلیم ایجاد نمایی می کنند و از این رو نه دل خوشی از جامعه سنتی و متدین دارد (چرا که در جامعه سنتی بیشتر به دنبال ایجاد نمایی در اقلیم درون ذات بودند) و نه روی خوشی به جامعه مدرن نشان می دهد (چرا که جامعه مدرن بیشتر به دنبال ایجاد نمایی در اقلیم برون ذات است). البته این را هم اضافه کنیم جامعه شناسی ابراهیمی جامعه مدرن را کم خطاتر و کم اشتباه تر از جامعه سنتی می داند و جامعه مدرن را بر جامعه سنتی ارجح می داند. البته ما در این مقاله به دلیل اینکه دیگر جامعه سنتی وجود ندارد یا بسیار کمرنگ شده است ، بیشتر انتقادات خود را خطاب به جامعه مدرن معطوف می داریم.
البته به این نکته باید توجه داشت که جامعه شناسی ابراهیمی برای وصول به جامعه ایده آل به هیچ وجه به دنبال انقلاب و خشونت و اجبار و اکراه نیست .(لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ: آیه 256 سوره بقره . وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ : آیه 45 سوره ق. لَسْتَ‌ عَلَيْهِمْ‌ بِمُسَيْطِرٍ: آیه 22 سوره غاشیه). بلکه معتقد است آنچه وظیفه اوست آگاهی بخشی به مردم به طور اعم و به جوانان به طور اخص است تا آهسته آهسته آنها بر معایب وضع موجود آگاهی یابند و خود با میل و رغبت و رضای خود به سوی جامعه مطلوب رهسپار شوند در واقع جامعه شناسی ابراهیمی به هیچ وجه وضع موجود را به رسمیت نمی شناسد و خواهان اصلاح و بهسازی و سامان دهی اجتماع ، البته از طریق آگاهی بخشی و متنبه سازی است و از همین رو جامعه شناسی ابراهیمی به هیچ وجه وظیفه جامعه شناسی را صرف شناخت جامعه نمی داند بلکه همچون اریک فروم معتقد به « تلاش در بازسازی نظام اجتماعی معاصر با تکیه بر انسانی تر نمودن حوزه عمل اجتماعی » است (آزاد ارمکی ، ۱۳۸۱ : ۱۲۷) البته جامعه شناسی ابراهیمی انسانی بودن را به معنای انسانی می داند که به دنبال ایجاد نمایی در هر دو اقلیم برون ذات و درون ذات است.

به این نکته باید اذعان داشت که جامعه شناسی ابراهیمی اگر چه از نظریات مختلف استفاده می کند اما آنچه محور و اصل اساسی آن است انتقاد از وضع موجود بر مبنای ارزش های الهی و ابراهیمی است. برای مثال یکی از مواردی که جامعه شناسی دینی بدان باور دارد و از ابتکارات این مکتب است اعتقاد به این مطلب است که در جامعه مدرن بر اثر انقلاب صنعتی و تکنولوژیک از یک سو و همچنین گسترش تفکرات فمنیستی و اصالت زن که به تحقیر مقام مادری و کارهای خانه داری می پردازد و زنان را از کد بانو به کار بانو تبدیل کرده است و مادری و سیادت خانه را تحقیر ولی هرزه گردی و ولگردی در بازار و مصرفزدگی را تکریم کرده و قیمت بالا و گرانی پرده اتاق را بر ارزش پرده بکارت ارجح دانسته و زنان را به عروسکی تبدیل کرد که صرفا ظاهری زیبا و دلربا دارند و تنها به درد بازی می خورند و نه زندگی که نیاز به باطنی زیبا و ایثارگر و انسانی دارد و… (و اینها همه از نشانه های تک اقلیمی شدن و ارجح شدن اقلیم برون ذات ، انسان و جامعه مدرن است) تفکرات و دستاوردهای فمنیستها و زن پرستها علاوه بر مسایل بالا ، این است که قایل به یکسانی شخصیتی و روحیه ای زن و مرد میباشند و همین ادعای غیر علمی و نیز سست شدن روابط اخلاقی و دینی و ارتباط و اختلاط گسترده زن و مرد در محیط های مختلف ، به ویژه در محیط کار و درس ، و تاثیرپذیری خودآگاه و ناخودآگاه آنها از یکدیگر موجب شد که هویت مردانه مردان و هویت زنانه زنان دستخوش تغییر و دگرگونی شود به طوری که دیگر سخن گفتن از دو جنسیت زن و مرد اشتباه است (البته جنسیت با جنس تفاوت دارد منظور از جنسیت بیشتر روحیات است و منظور از جنس جسمیات) بلکه باید از جنسیت واحد سخن گفت جنسی که نه زن است و نه مرد و در عین حال هم زن است و هم مرد.

از شواهد این مدعا نیز نزدیک شده سیمای ظاهری زن و مرد به یکدیگر و نیز گسترش شدید میل افراد به زندگی مجردی و نیز همجنس گرایی می باشد ؛ بنابراین مکتب جامعه شناسی ابراهیمی معتقد است که مدرنیته علاوه بر آن بلایی که بر سر بسیاری از امور زندگی انسان ، به ویژه انسان شرقی ، آورد؛ مثلا: لباس های محلی آنها را به دست خودشان از تنشان درآورد و کت و شلوار و کروات بر تن آنان پوشاند و نیز آن بلایی که بر سر زبان های محلی و بومی درآورد به طوری که تاکنون آن طور که برخی آمار نشان می دهند حدود ۲۰۰۰ زبان نابود شده است و این طور که پیش می رود با توجه به گسترش اینترنت ، ماهواره و از همه مهمتر پروژه غربی سازی که اسم فریبنده جهانی سازی را بر پیشانی اش گذاشته ، احتمال دارد تا چند دهه دیگر حتی زبان های بزرگی مثل فارسی نیز در معرض اضمحلال و نابودی قرار می گیرند و زبان انگلیسی زبان تمامی مردم جهان می شود – متاسفانه کار جهانی سازی و یکدست سازی بشر به جایی رسیده که به قول یکی از اندیشمندان: به هر کجای جهان که بروی گویا در شهرهای غربی مسافرت کردی و به هر کسی که مواجه شوی گویی با یک غربی مواجه شدی . علاوه بر همه این کارها نظام سرمایه داری مدرن بلایی دیگر هم بر سر بشر آورد و آن هم نابودکردن هویت مرد بودگی مردان و زن بودگی زنان است که اساس تشکیل و استمرار خانواده می باشد ، بوده است و از این رهگذر خانواده نیز نابود شده است.

به هر روی باید اذعان کرد ، سرمایه داری انسان را علاوه بر تبدیل به موجود تک اقلیمی به موجودی تک جنسیتی نیز بدل کرده است ، موجودی که نه مرد است که در او بتوان شجاعت و سخاوت و عزت و جوانمردی جست و نه زن است که نجیب باشد و باوقار و عاطفی و با ناز و دور از دسترس و ابتذال ؛ و در عین حال هم مرد است و هم زن ؛ موجودی که معلوم نیست چیست ملغمه ایست از صفات رذیله هر دو جنس و البته برخی صفات حسنه آنها ، انسانی که دچار نفاق جنسیتی شده است و چون مارماهی نه این تمام است و نه آن تمام. به هر روی شاید بهتر باشد که این موجود عجیب الخلقه و جدید الولاده را همان ” انسان تک جنسیتی ” بنامیم که از نخستین عواقب تولد نه چندان فرخنده اش فرو ریزی بنیاد اخلاق و نجابت و خانه و خانواده و مردانگی و زنانگی و از دست دادن آرامش ، با وجود گسترش آسایش ، و نیز رشد شدید پدیده نامیمون همجنس گرایی است و عواقب دیگرش نیز احتمالا در پی خواهد آمد.. همچنین متاسفانه مکتب فمنیست یا زن پرستی موجب رویگردانی زن و مرد از ازدواج و تشکیل خانواده و تشدید بی کس و کاری و بی همه چیزگی انسان مدرن شده که از جمله عوارض آن رشد زندگی مجردانه و نیز ازدواج با خود ” سولوگامی ” شده است. (متاسفانه زنان ازدواج با مردان را موجب تن دادن به سیطره مردان می دانند چرا که معتقدند اساسا روابط زناشویی بر استیلای مرد مبتنی است و مردان نیز وقتی سهل و آسان در محیط کار و درس به زنان متنوع دسترسی دارند دیگر تمایلی به ازدواج و قناعت یه یک زن واحد ندارند).

نظر بالا یکی از نظرات انتقادی مکتب جامعه شناسی ابراهیمی است مکتبی که همانطور که بیان شد نباید آن را با نظریاتی همچون ساخت گرایی و یا کارکردگرایی مقایسه کرد بلکه از نظر نوع رویکرد باید با مکتب فرانکفورت و فمنیسم که صرفا به نقد وضع موجود جامعه می پردازند مقایسه نمود.
یکی دیگر از اندیشه های مطرح در جامعه شناسی مبارزه با مصرف بارگی که درد عام البلوای جامعه جدید است و نیز داشتن انتقادات به تکنولوژی است که امروز پسر بزرگتر از پدر شده است و انسان در چنگال ابزاری که خودش ساخته ، سخت فشرده می شود و هر شکلی که آن ابزار اقتضا کند به خود می گیرد و تکنولوژی در حکم دوال پایی شده که بر دوش انسان مدرن سوار شده و هر چه که دستور دهد باید انسان اطاعت کند وگرنه راه تنفس او را خواهد فشرد.

در واقع تکنولوژی که قرار بود در خدمت انسان باشد امروز انسان را به خدمت خود درآورده است .البته جامعه شناسی ابراهیمی به هیچ وجه خواهان حذف مصرف و تکنولوژی نیست ، زیرا بر محاسن و هنرهای آن معترف و مذعن است ، بلکه خواهان تعدیل اثرات منفی و عیب های این دو می باشد. انتقادات جدی جامعه شناسی ابراهیمی به جامعه مدرن تاحدی است که دوران مدرن از نظر این مکتب ، همانطور که گفته شد ، عرصه استیلای زر و زن و ابزار است و باید تا جاییکه می توان از استیلای آنها کاست و این سه اقنوم اهریمنی را تا حد ممکن مهار کرد و برای برقراری نظام پیشرفته و اخلاقی و ابراهیمی کوشید.
به نظر می رسد تنها راه مهار و یا بهتر بگوییم کاهش عوارض تکنولوژی و کاستن از سیطره ابزار ، پرستش علی وار و یا عبادت احرار است که عبادتی است بدون هیچ چشمداشت مزد و منتی چه در دنیا و چه در آخرت از هیچ کسی ، حتی از خود خدا ؛ این چنین عبادت بی چشمداشتی است که می تواند انسان را دمی به خود بیاورد و از مشغولیت تکنولوژی که منهدم کننده شاکله انسانی اش هست ، دمی رهایی بخشد.

یکی دیگر از ویژگی های مکتب جامعه شناسی ابراهیمی نگاه خاص او به انسان مدرن است زیرا از منظر این مکتب انسان مدرن که بیش از هر چیز به دنبال ایجاد نمایی در اقلیم برون ذات است تمایلی گریز ناپذیر به فساد و افساد در زمین دارد. بنابر همین ویژگی است که بی بند و باری اخلاقی و سقط جنین و مصرفبارگی ، خواه مصرف کالا یا مصرف جنسی است ، به عنوان ویژگی انسان مدرن درآمده است . در نظر انسان مدرن همه چیز و همه کس یک بار مصرف است (اصلا برای انسان مدرن کس وجود ندارد که ارزش داشته باشد ؛ بلکه علاوه بر خود چیزها ، همه کس ها نیز چیز می شوند که قیمت دارند و نه ارزش و البته خود این فرد نیز توسط دیگر چیزها به چیز تبدیل می شود که صرفا قیمت دارد و قابل خرید و فروش است و کس نمی ماند که ارزش داشته باشد و ورای هر قیمت گذاری و معامله گری باشد.) به هر روی انسان مدرن دنبال مصرف چیزها و به دیگر سخن دیگری گساری است. این دیگری خواه همسر یا دوست یا همکار و همکلاسی باشد و خواه وسایل زندگی و مواد خوراکی و اتومبیل و…

همچنین جامعه شناسی ابراهیمی رویکرد انتقادی نسبت به ورزش های حرفه ای که مورد حمایت رسانه های بورژوازی نیز هستند ، دارد . در واقع این مکتب ورزش ها و بازی هایی چون : فوتبال ، بسکتبال ، والیبال و کلا تمام ورزش هایی که در آنها توپ و تور وجود دارد، را ناشی از تلاش آدمیان برای ارضای خواسته اهریمنی ضمیر ناخودآگاه آدمی (در اینجا از تفکرات فروید بهره مند می شود) تلقی می کند. در این منظر جامعه شناسی ابراهیمی با استفاده از نظریات نشانه شناسانه برخی محققان داخلی ، به نشانه شناسی ورزش های توپ و تور دار می پردازد و توپ را نماد نرینگی می داند که با تلاش و همکاری و همه کاری مردان سعی بر آنست که آن را وارد پرده و تور دروازه نمایند ؛ که این تور و پرده و دروازه می تواند نماد مادینگی و بکارت و عصمت زن باشد. (این نظر برگرفته از برخی اندیشمندان ایرانی است).

در واقع علت اصلی استقبال از این ورزش ها ، به ویژه ورزش های توپ و تور دار و به خصوص فوتبال ، توسط شهروندان و به ویژه مردان جامعه مدرن این است که ایشان چون هدف و معنایی ماورای زندگی تکراری و کسالت بار هر روزه در زندگانی ندارند راه و چاره و هدف و دلخوشی ای جز سرگرمی به شهوت جنسی و فساد و تباهی ندارند ( باید بدانیم که نیاز به شهوت جنسی طبیعی است ولی آز و حرص و دلگی نسبت به شهوت جنسی شاید غیر اخلاقی باشد که همین آز جنسی و دلگی شهوانی بزرگترین دیوی است که بشر با اینکه حریف بسیار چیزها شده ولی در برابر قدرت و سطوت آن سپر انداخته است ) به هر روی انسان مدرن می کوشد به وسیله تماشا و حظ بصری که از ورزش های توپ و تور دار ، میبرد آز جنسی و دلگی شهوانی خود را ارضا کند و البته می کوشد بی معنایی زندگی خود را نیز با لذت بردن تسکین بخشد در واقع این ورزش ها به قول برخی اندیشمندان افیونی برای تسکین و نه درمان ، درد بی معنایی زندگی انسان مدرن است.

از دیگر انتقادات جامعه شناسی ابراهیمی بر جامعه مدرن ، مساله فروپاشی خانواده است. در جامعه شناسی ابراهیمی مطرح می شود که در دنیای جدید به علت تاکید بیش از حد بر فرد و فردگرایی لیبرالیستی از سویی و تاکید بر جامعه و جامعه گرایی سوسیالیستی از سویی دیگر موجب تضعیف و تحقیر خانواده و تنزل جایگاه آن شده است. جامعه شناسی ابراهیمی در کنار این دو نظر ، نظر سوم یعنی خانواده گرایی را مطرح می کند و معتقد است که باید تمام نظام های سه گانه یک جامعه ، یعنی نظام سیاسی ، نظام اقتصادی ، نظام فرهنگی ، مبتنی بر حفظ و حراست و اصالت و محوریت خانواده شکل بگیرد. از این منظر گرچه فرد و جامعه نیز مهم اند ولی اصالت و اصلیت تنها به خانواده تعلق دارد.
همچنین جامعه شناسی ابراهیمی از تخصصی شدن بیش از حد همه کارها و امور در جامعه مدرن انتقاد می کند و معتقد است که گرچه تخصصی شدن کارها ، تا حدی ، موجب پیشرفت و تسریع امور می شود اما افراط در تخصصی کردن امور نتیجه ای جز ایجاد انسان تک بعدی و انسانی که تبدیل به آچار گوشتی شده ندارد لذا معتقد است که باید در برابر تخصصی شدن بیشتر کارها و امور ، و حتی علوم ، ایستاد و سعی کرد با ایجاد رشته های میان رشته ای به این تفکیک شدید رشته ها خاتمه داد و همچنین انسان را ضمن متخصص کردن در یک رشته و شغل ، نسبت به امور دیگر به ویژه مسایلی که به نوعی به پرورش ایمانی و اخلاقی خود و یا خانواده اش مربوط می شود ، آگاه ساخت.

از دیگر انتقادات جامعه شناسی ابراهیمی به جامعه مدرن به سیستم اداری و نظام بوروکراسی حاکم بر آنها است. جامعه شناسی ابراهیمی نظام ادارای جوامع مدرن را مانند اسید Acid می داند که تمام حیثیت و شخصیت کارکنانش ، در درجه اول ، و مراجعانش ، در درجه دوم ، را در خود مستحیل می کند و ذوب می کند و نابود می کند . در واقع نظام خشن و غیر انسانی بوروکراسی اداری کارمند و مراجع هر دو را به ” شرف فروشی برای سود و ثروت خری ” وا می دارد و شاکله شخصیت کارمند و مشتری در بوروکراسی له و هضم می شود. شاید بتوان گفت بوروکراسی کارمندان و مشتریان را به عدد صفر و یک ، فرو کاسته است . در واقع پیش تر کارمند یک بود و مشتری صفر و به تازگی کارمند صفر شده است و مشتری یک. به هر روی جامعه شناسی ابراهیمی معتقد است که باید راهکاری برای تعدیل این نظم و نظام اسیدی اداری یافت.
از دیگر نظرات جامعه شناسی ابراهیمی در خصوص جامعه مدرن و زندگی مدرن است. جامعه شناسی ابراهیمی معتقد است زندگی مدرن به زندگی سگی تبدیل شده است و افراد جامعه مدرن به کلب هایی تبدیل شدند که از بام تا شام در حال سگیدن و دیگری گساریدن هستند. انسان مدرن شبیه به یک مغازه بنجل فروشی شده که ویترین بسیار زیبا و فریبنده و درونی بسیار زشت و زننده و غیر قابل تحمل دارد و یکی از اسباب فروپاشی خانواده ها همین غیر قابل تحمل شدن انسانها می باشد.

همچنین از نظر جامعه شناسی ابراهیمی آنچه جامعه را تشکیل می دهد و به حرکت وامی دارد طبقات اجتماعی است اما آنچه موجب ایجاد یک طبقه می شود در درجه اول اشتراک افراد در داشتن یک تفسیر از هستی و یک تلقی مشترک از عالم و آدم است. به عبارت دیگر از منظر جامعه شناسی ابراهیمی افراد جامعه خصوصا جامعه ایرانی و چه بسا جوامع اسلامی دو دسته و یا دو طبقه اند:
1)دسته یسار که مظهر اسم جمالی اند و بیشتر متمایل به ایجاد نمایی در اقلیم درون ذات هستند.
2)دسته راست که مظهر اسم جلالی اند و بیشتر به دنبال ایجاد نمایی در اقلیم برون ذات هستند. البته این دو دسته و یا دو طبقه مانند طبقات مارکس عرضی نیستند بلکه دسته ها و طبقاتی عمودی اند.
باید دانست که تضاد و نزاع و رقابت نفسگیر بین این دو تفسیر از هستی و نگرش به عالم و آدم و این دو نوع ایجاد نمایی و بهتر بگوییم این دو اسم است که سبب حرکت جامعه می گردد. البته جنگ و درگیری با دیگری که بین طالبان ایجاد نمایی در اقلیم برون ذات و طالبان ایجاد نمایی در اقلیم درون ذات ، رخ می دهد نه تنها موجب حرکت و دگرگونی جامعه می شود بلکه موجب حرکت تاریخ بشر از ابتدا تاکنون نیز بوده است.

نتیجه و سخن پایانی:
در پایان باید بیان کنیم که آنچه ما در این مقاله کوتاه سودای طرحش را داشتیم بحثی مقدماتی راجع به جامعه شناسی انتقادی ابراهیمی بود که البته بحث مبسوط تر آن محتاج به مجالی بیشتر و مشارکت دیگران است.
آنچه بیان شد به طور مختصر این بود که جامعه شناسی ابراهیمی را باید به عنوان مکتبی انتقادی که به نقد و تحلیل جامعه مدرن می پردازد تلقی کرد ، از این لحاظ شبیه به مکتب فرانکفورت است ، البته این تفاوت اصلی را نیز با مکتب فرانکفورت دارد که نه بر اساس مبانی مارکسیستی بلکه بر اساس مبنای ارزش های مشترک تمام ادیان ابراهیمی ، که ممکن است اشتراکاتی هم در مسایلی با مارکسیستها داشته باشد ، به نقد و تحلیل جامعه مدرن می پردازد.

البته دیدگاه انتقادی و اصلاحی مکتب جامعه شناسی ابراهیمی به معنای تایید همه جانبه جامعه متدین و سنتی نیست و حتی از نظر جامعه شناسی ابراهیمی ، جامعه مدرن بر جامعه سنتی برتری و رجحان دارد. (چرا که جامعه مدرن به دنبال ایجاد نمایی در اقلیم برون ذات است که تبعا می شود مظهر اسم جلالی که اسم اصلی است ؛ حال آنکه جامعه سنتی به دنبال ایجاد نمایی در اقلیم درون ذات است که لاجرم می شود مظهر اسم جمالی که اسم تبعی است . و بنابراین بدیهی است که جامعه مدرن که مظهر اسم جلالی است برتر و افضل و پیش تر از جامعه سنتی که مظهر اسم جمالی است ، می باشد). اما به هر روی باید از همین جامعه مدرن نیز بی رحمانه انتقاد لفظی و قلمی ، صرفا انتقاد لفظی و قلمی برای آگاهی و تنبه جامعه ، کرد و تا می توان جامعه را در جهت اصلاح آن تشویق کرد. در واقع جامعه شناسی انتقادی – اصلاحی ابراهیمی دوست دارد جامعه ای بسازد که هم مانند جامعه مدرن در اقلیم برون ذات ایجاد نمایی کند و هم مانند جامعه سنتی در اقلیم درون ذات ایجاد نمایی کند ، جامعه ای که هم مدرن باشد و هم متدین و هم متدین باشد و هم مدرن این جامعه مطلوب خواهد بود . ان شاء الله.

رضا مهریزی
کارشناس ارشد ایرانشناسی

منابع و مآخذ:
۱- آزاد ارمکی ، تقی ( ۱۳۸۶ ) نظریه های جامعه شناسی . تهران : انتشارات سروش
۲- آزاد ارمکی ، تقی (۱۳۷۵ ) نظریه در جامعه شناسی . تهران : انتشارات علمی و فرهنگی
۳- توسلی ، غلام عباس ( ۱۳۷۴ ) نظریه های جامعه شناسی . تهران : انتشارات سمت
۴- تنهایی ، حسین ابوالحسن (۱۳۷۵ ) نظریه های جامعه شناسی ۲ . تهران : انتشارات پیام نور


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
جامعه شناسی
انتقادی اسلامی
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است