| تاریخ انتشار: ۱۴:۵۵ ۱۴۰۵/۳/۱۹ | کد خبر: 200318 | منبع: |
پرینت
|
|
از مدتی به این سو ذهن من درگیر موضوع مقایسه واکنش مردم ما به حرکتهای دادخواخواهانه با واکنش سایر جوامع شده است. در مورد حرکت امروز زنان هرات نیز از همین دریچه میبینم. از صبح تا حالا کماکان به این موضوع فکر میکنم که پوشش رسانهای حرکت زنان هرات چگونه بوده است. در اینجا منظورم از پوشش رسانهای، نحوه پوشش رسانهای، رسانههای رسمی و سنتی(تلویزیونها، روزنامهها و خبرگزاریها) نیست. بلکه بیشتر نگاهم به متنهای منتشر شده در شبکههای اجتماعی معطوف است.
رسانههای اجتماعی در واقع «مردم» است. باید دید که مردم به یک حرکت مردمی چه نگاهی دارند. رسانههای رسمی و سنتی افغانستان متاسفانه حرف زیادی به گفتن ندارند. عدم دسترسی به منابع در داخل، از یک طرف؛ و نبود یک دیدگاه روشن دموکراتیک و البته دادخواهانه در میان ارباب و مدیران بسیاری از رسانهها، باعث شده که پوشش خبری همچو حرکتهایی در رسانههای رسمی، به طرز ناامیدکنندهای بیرمق، عادی و انفعالی باشد.
اما نخبگان فکری و فرهنگی جامعه ما که در شبکههای اجتماعی فعال هستند، چه نگاهی به حرکت دادخواهانه زنان هرات دارند؟ اینها این حرکت را چگونه روایت، تفسیر و تعبیر میکنند؟ این سوال شامل خودم به عنوان یک فعال رسانهای نیز میشود. یعنی منظورم از پرسیدن این نیست که خود را در جایگاه ناظر بیطرف قرار دهم و در مورد حرفهای دیگران داوری کنم. من خودم نیز از خود میپرسم که در باره حرکت زنان هرات چه بنویسم. میخواهم مطمین شوم که موضعگیری من متناسب باشد و به ویژه یک موضع تکراری و صرفاً محکومیتآمیز و یا ستایشآمیز نباشد. معتقدم که موضعگیریها باید ماهیت بسیجگرایانه، فراخواهانه و مبتنی بر آیندهنگری هدفمندانه باشد.
وقتی متنهای نوشته شده دیگران را مرور کردم(تا جایی که قادر به این کار بودم) متنها بیشتر حاوی پیامهایی در محکومیت رفتار طالبان، ستایش از همت زنان و مردان معترض و یا هم حاوی توصیههایی برای دوری از اعتراض و خیزش بود. اینکه گویا این حرکتها فاید ندارد و نباید مردم را ترغیب به آن کرد.
من فکر میکنم که یک موضعگیری بایسته این باید باشد که چگونه میتوان پیام خیزش و قیام و حرکت را همگانی کرد، چگونه میتوان موانع فراگیر شدن حرکت را هدف قرار گرفت و چگونه میتوان طوری موضعگیری کرد که به حاکمان تفهیم شود که مردم با یک صدا علیه شرارت آنان میایستند. البته موضعگیری ما باید که محکومیت حاکمان و ستایش دادخواهان هراتی را در خود داشته باشد. یعنی پیام ما حالت فرارونده از مکررات قبلی را داشته باشد، ضمن آنکه مکررات قبلی را نیز در بطن داشته باشد. هدف این است که پیام ما موقوف به امور گذشته و مواضع کلیشهای قبلی نماند.
نباید شک کرد که تکرار مواضع مشابه قبلی، در جسارت رژیم حاکم در سرکوب مطالبات برحق مردم نقش دارد. حاکمانی را که دست دراز در سرکوب مردم دارند، به یک روش و رویه از قبل تعیین شده مردم را سرکوب میکنند. خاصیت چنین رژیمهایی و حتا کارکرد اصلی آنان این است که ابرازهای سرکوب را مهیا کنند و گسترش دهند. آنان بیش از آن که نگران خود حرکتهای اعتراضی باشند، نگران این هستند که نخبگان و رهبران فکری جامعه این حرکت را چگونه روایت و تفسیر میکنند. بزنگاه اصلی همینجا است. متوجه این نکته باید بود. این است که مسوولیت ما سنگین میشود. نباید قیامهای مردمی را زیر آوار واکنشهای تکراری و ملالآور کرد.
نورالله ولیزاده