| تاریخ انتشار: ۰۹:۴۹ ۱۴۰۵/۳/۳ | کد خبر: 200229 | منبع: |
پرینت
|
|
امید آن است که نسل جوان تاجیک، دستکم از ویرانههای دیروز و امروز چیزی آموخته باشد، اگر تاجیکان دشمنی خطرناکتر از هر قدرت بیرونی داشتهاند، آن دشمن، خائنانِ خودی بودهاند، همان رهبرنماهای بیدانش، کتابنخوانده، سطحی و معاملهگری که سالها بر سرنوشت یک ملت سوار شدند و جامعه تاجبگ نیز با تعصب، احساسات و لومپنپروری، آنان را بر دوش کشید.
فاجعه امروز ناگهانی نازل نشده است. این وضعیت، نتیجه مستقیم سالها فساد فکری، شخصیتپرستی، بیسوادی سیاسی و فرار از نقد خویش است. اگر با زبان قرآن سخن بگوییم، این همان هشدار سنگینی است که آمده است،
«إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ»؛
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد، مگر آنکه آنان خود را تغییر دهند.
ملتی که جهل و جاهلان را تحمل کند، فساد را توجیه نماید و خائنان را رهبر بسازد، سرانجام بهای آن را با سقوط، تحقیر و پراکندگی خواهد پرداخت.
در بیست سال گذشته، فاسدترین، بیمایهترین و بیکفایتترین چهرهها، به نام تاجیک نمایندگی کردند، کسانی که نه پروژه فکری داشتند، نه فهم دولتسازی، نه ظرفیت رهبری. سیاست را به تجارت تبدیل کردند و مقاومت را به ابزار معامله. اما حقیقت تلختر آن است که این افراد از آسمان نیامده بودند. این خودِ جامعه ای تاجیک بود که آنان را ساخت، تحمل کرد و تقدیس نمود.
تاجیکان پیش از متهمکردن دیگران، باید خود را بیرحمانه محاکمه کنند، باید بپذیرند که سالها اهل فکر را منزوی کردند و چاپلوسان و زورمندان را بالا بردند، بهجای نهادسازی به افراد آویختند، و بهجای خرد، اسیر احساسات محلی و چهرهپرستی شدند. ملتی که جرئت نقد خویش را نداشته باشد، محکوم است تاریخ شکستش را بارها تکرار می کند.
نجات، از خودستایی آغاز نمیشود، از اعتراف صادقانه به خطا آغاز میشود.
دکتر نجیب سلام