| مگر ۲۲ کشور عربی پس از استقلال و مرزبندیهای جدید نابود شدند؟ یا پنج کشور آسیای مرکزی که بر مبنای هویتهای قومی تجزیه و شکل گرفتند، قیامت بر پا شد | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۹:۰۷ ۱۴۰۵/۲/۱۹ | کد خبر: 200122 | منبع: |
پرینت
|
|
همین که در ظاهر هم وطن باشیم؛ اما در باطن نسبت به یکدیگر احساس دشمنی و بیگانگی داشته باشیم، خود تجزیه است؛
همین که زبان و هویت فارسی من، سالهاست مورد انکار، تضعیف و حذف قرار گرفته است، خود تجزیه است؛
همین که سرزمین اقوام غیرحاکم؛ همچون قلمرویی بیگانه تلقی شوند و با سیاستهای تحمیلی جمعیتی و هویتی به ناقلان واگذار شوند، خود تجزیه است؛
همین که هفتاد درصد اقوام کشور به صورت مطلق از معادلات قدرت و تصمیمگیری کنار گذاشته شده اند، خود تجزیه است؛
همین که در ظاهر سخن از وحدت و همبستگی ملی گفته شود؛ اما در عمل بومیان این سرزمین مهاجر خوانده می شوند، خود تجزیه است؛
همین که در یک جغرافیا زندگی کنیم؛ اما از نظر منزلت اجتماعی و سیاسی، گروهی خود را شهروند درجه یک و دیگران را درجه دو بدانند و تقسيم کنند، خود تجزیه است؛
همین که قدرت سیاسی ملک موروثی یک قوم پنداشته شود و دیگران صرفا تابع و مأمور تلقی شوند، خود تجزیه است؛
همین که از نام کشور گرفته تا واحد پول، ساختارهای نظامی و نمادهای رسمی، همه بهصورت یک جانبه و تحمیلی رنگ و هویت قومی پیدا کنند، خود تجزیه است؛
همین که در شادی شمالی ها، جنوبی ها غمگین و در غمگینی شان، شادی می کنند، خود تجزیه است.
تجزیه لزوماً دیگر کدام شاخ و دم ندارد؛ واقعیت میدانی این است که ما، سال هاست از هم تجزیه ایم.
نکته دوم این که: در چنین وضعیتی، تجزیه را حتی سودمندتر و مفیدتر از ادامه وضعیت کنونی می دانیم.
مگر ۲۲ کشور عربی پس از استقلال و مرزبندیهای جدید نابود شدند؟
یا پنج کشور آسیای مرکزی که بر مبنای هویتهای قومی تجزیه و شکل گرفتند، قیامت بر پا شد؛ برعکس، توانستند به ثبات و رفاه اجتماعی بهتر و بیشتری دست یابند.
لذا، تجزیه برای اقوام غیر افغان نه تنها به زیان نیست که به مراتب سودمندتر و مفیدتر خواهد بود.
نکته پایانی این که: حاکمان افغان یک مسئله را متوجه باشند؛ اگر تعصب قومی و انحصارگرایی همچنان ادامه یابد؛ حتی نظام فدرالی که یک گزینه میانه تر است، نیز ممکن است دیگر پاسخگوی مطالبات اقوام غیر افغان نباشد و در نهایت، گزینه تجزیه به صورت جدی مطرح و به یک مطالبه عمومی و اجتماعی تبدیل خواهد شد؛ کما این که همین حالا در نزد بازیگران منطقهای به عنوان یک گزینه ای مطلوب روی میز مطرح است.
خسروان خود دانند.
جلالی
>>> عزیز دل!
شما تاجکان جز پف و پتاق کار دیگری بلد نیستین!
بیا داخل و منحیث یک ازبیک کنارت می ایستم.
>>> جزاک الله خیرا
اریائی تبار
>>> حاجی صاحب جلالی،
میلیون ها آدم، به شمول من و شما- فقد مهرهٔ پیاده ی شطرنج اند.
نه تو مانی و نه من!
برای یک عدهٔ «روشنفکر»—تغییرِ نام افغانستان راه حل است، برای عده دیگری از شبه روشنفکر- تجزیهٔ کشور حلال مشکل است و برای جمعی سیاستمدارِ تازه مهاجرِ سردرگٌم - تنها فدرالیزم دوای دردِ بی درمان شان است.
اگر کشور از هم پاشید، که خدا نکند- نه تنها ایدهٔ تغییرِ نام، تجزیه و یا فدرالیزم—دودِ هوا میشود، بلکه همه چیز از هم متلاشی خواهدشد.
بازیگران منطقه بخشی را پشتونستان خواهدساخت و بقیه را همسایگانِ متجربِ فرصت طلب - بلع خواهند کرد.
>>> راست گفتی واقعاَچنین است تا کی ما مردم یکی دیگر را فریب می دهیم به دروغ شکل ورقم ازدواج اجباری با یکدیگر هستیم وبس هیچ ملت واقعی نیستیم مطلق.
آریا از جرمنی
مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است