| مرز دیورند، همانند سایر مرزهای کشور، یک مرز رسمی و پذیرفته شده ای بین المللی است و ادعاهای پوچ و بی معنای یک مشت عناصر لجوج قوم گرا؛ هیچ گونه تغییری در واقعیت میدانی ایجاد نخواهد کرد | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۰:۲۸ ۱۴۰۵/۲/۲ | کد خبر: 179190 | منبع: |
پرینت
|
|
استاد محقق، یکی از چهرههای برجستهی جهادی و از معدود رهبرانی است که اندیشهی امت محور را با واقعیتهای اجتماعی امروز پیوند میزند؛ به درکی رسیده است که بسیاری از رهبران سنتی دیگر، هنوز سالها با آن فاصله دارند: امتگرایی به تنهایی، بدون توجه به مسایل هویتی؛ دیگر پاسخگوی نیازمندهای جامعهی امروز نیست.
او در موضوع مرز دیورند، برخلاف بسیاری از رهبران افغان، تصمیمی آگاهانه، راهبردی و همسو با افکار عامه ۷۵ درصد اقوام غیر افغان، اتخاذ کرده است؛ تصمیمی که نشان میدهد یک رهبر سیاسی، پیش از هر چیز دیگر، باید نمایندهی خواست و منافع مردمش باشد، نه اسیر تابوهای سیاسی و شعارهای فرسوده و تاریخ گذشته.
او در زمان و مکان مناسبی تیر سیاسی خود را رها کرده؛ تیری که مطابق تحولات منطقهای شلیک و به هدف اصابت کرده است.
تجربهی تاریخی نیز نشان میدهد که هر رییسجمهور افغانستان که مسالهی مرز بینالمللی دیورند را برای بهرهبرداری از احساسات پشتونهای دو سوی مرز، مطرح کرده، با واکنش گرم و سخت و در پایان سرنگونی دولتش از سوی پاکستان روبه رو شده است: از داوودخان و امین و ترکی گرفته تا نجیبالله و در نهایت اشرف غنی. حالا نیز به نظر میرسد تاریخ بار دیگر در حال تکرار شدن است و در چنین شرایطی، طرح مسالهی دیورند، حرفی دقیق، راهبردی و شلیک حساب شدهای بود که استاد محقق آن را به زیبایی کامل به هدف شلیک کرده است.
هفتاد و پنج سال است که با شعارهای قوم محور و بیمارگونهی «لر و بر»؛ سرنوشت ۷۵ درصد اقوام غیر افغان این سرزمین را به یک بحران دوام دار، حذف و رنج بی شمار گرفتار کرده اند. این روایت قوم گرایانه، با تکیه بر همین شعار، به ابزاری برای نادیده گرفتن هویتهای تاریخی و فرهنگی دیگر اقوام تبدیل شده است.
امروز زمان آن رسیده است که این چرخهی باطل و فرساینده پایان یابد و هر قوم و جامعهای حق دارد دربارهی سرنوشت، هویت و منافع خود و مردمش سخن بگوید و تصمیم بگیرد.
مرز دیورند، همانند سایر مرزهای کشور، یک مرز رسمی و پذیرفته شده ای بین المللی است و ادعاهای پوچ و بی معنای یک مشت عناصر لجوج قوم گرا؛ هیچ گونه تغییری در واقعیت میدانی ایجاد نخواهد کرد.
به این پیر خوشتیر، باید خسته نباشید گفت.
جلالی
>>> توافقنامه خط دیورند (امضا شده در ۱۲ نوامبر ۱۸۹۳ در کابل)
متن کامل:
توافقنامه میان اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان، دارنده نشان جیسی،اسآی، امیر افغانستان و متعلقات آن، از یک سو، و مورتیمر دیورند، دارنده نشانهای کیسیآیای. سیاسآی، وزیر امور خارجه حکومت هند، از سوی دیگر.
از آنجا که برخی مسائل در مورد مرز افغانستان در سمت هند مطرح شده است، و از آنجا که هم اعلیحضرت امیر و هم حکومت هند مایلاند این مسائل را از طریق تفاهم دوستانه حلوفصل کرده و حدود حوزههای نفوذ خود را تعیین نمایند، بهگونهای که در آینده هیچ اختلاف نظری میان دولتهای متحد در این زمینه باقی نماند، بدینوسیله توافق میشود:
(۱) مرز شرقی و جنوبی قلمرو اعلیحضرت، از واخان تا مرز ایران، مطابق خطی خواهد بود که در نقشه ضمیمه این توافقنامه نشان داده شده است.
(۲) حکومت هند در هیچ زمانی در سرزمینهای آنسوی این خط در سمت افغانستان مداخله نخواهد کرد، و اعلیحضرت امیر نیز در هیچ زمانی در سرزمینهای آنسوی این خط در سمت هند مداخله نخواهد کرد.
(۳) دولت بریتانیا بدینوسیله موافقت میکند که اسمار و دره بالادست آن تا چانک در اختیار اعلیحضرت امیر باقی بماند. در مقابل، اعلیحضرت موافقت میکند که در هیچ زمانی در سوات، باجور یا چترال، از جمله دره ارنوی یا باشگل، مداخله نکند. همچنین دولت بریتانیا موافقت میکند که منطقه برمل را، مطابق نقشه تفصیلی ارائهشده، به اعلیحضرت واگذار کند؛ در حالی که اعلیحضرت از ادعای خود نسبت به باقی مناطق وزیرستان و داور صرفنظر میکند. اعلیحضرت همچنین از ادعای خود نسبت به چاغه صرفنظر مینماید.
(۴) خط مرزی در آینده، هرجا که ممکن و مطلوب باشد، بهصورت دقیق توسط کمیسیونهای مشترک بریتانیایی و افغان تعیین و علامتگذاری خواهد شد؛ بهگونهای که این خط تا حد امکان دقیقاً با خط نشاندادهشده در نقشه ضمیمه منطبق باشد و در عین حال حقوق محلی روستاهای مجاور مرز نیز در نظر گرفته شود.
(۵) در مورد مسئله چمن، امیر اعتراض خود را نسبت به پادگان جدید بریتانیا پس میگیرد و حقوقی را که در آب سیرکای تیلرای خریداری کرده بود به دولت بریتانیا واگذار میکند. در این بخش از مرز، خط به این صورت ترسیم خواهد شد:
از خطالرأس رشتهکوه خواجهعمران در نزدیکی پها کوتل (که در قلمرو بریتانیا باقی میماند)، خط بهگونهای امتداد مییابد که مرغۀ چمن و چشمه شاروبو در افغانستان باقی بماند و از میانه قلعه جدید چمن و پاسگاه افغان موسوم به لشکر دند عبور کند. سپس خط از میانه ایستگاه راهآهن و تپهای به نام میانبلدک گذشته و با چرخش به سمت جنوب، دوباره به رشتهکوه خواجهعمران میپیوندد، بهطوری که پاسگاه گواشه در قلمرو بریتانیا باقی مانده و جاده شوروک در غرب و جنوب گواشه در افغانستان قرار گیرد. دولت بریتانیا در فاصله نیم مایلی از این جاده هیچگونه مداخلهای نخواهد داشت.
(۶) مواد فوق از سوی حکومت هند و اعلیحضرت امیر افغانستان بهعنوان حلوفصل کامل و رضایتبخش تمامی اختلافات اصلی مربوط به مرز تلقی میشود، و هر دو طرف متعهد میشوند که اختلافات جزئی - از جمله مواردی که بعداً توسط مأموران تعیین مرز بررسی خواهد شد - را با روحیهای دوستانه حل کنند تا در آینده تا حد امکان از هرگونه ابهام و سوءتفاهم میان دو دولت جلوگیری شود.
(۷) با توجه به اطمینان کامل از حسن نیت اعلیحضرت نسبت به دولت بریتانیا و با تمایل به دیدن افغانستانی مستقل و نیرومند، حکومت هند هیچگونه اعتراضی به خرید و واردات مهمات جنگی توسط اعلیحضرت نخواهد داشت و خود نیز در این زمینه به او کمک خواهد کرد. افزون بر این، برای نشان دادن قدردانی از روحیه دوستانهای که اعلیحضرت در این مذاکرات از خود نشان داده است، حکومت هند تعهد میکند که کمک مالی سالانه به اعلیحضرت را به میزان شش لک روپیه افزایش دهد و آن را به دوازده لک روپیه برساند.
امضا:
هـ. م. دیورند
عبدالرحمن خان
کابل، ۱۲ نوامبر ۱۸۹۳
>>> احمدسعیدی؛ شما خاک را فروخته اید، ما به رسمیت می شناسیم
از دو روز بدینسو، که استاد محمد محقق گفته است که من خط دیورند را به رسمیت می شناسم، بعد از گفتن این سخنان تعداد زیادی استاد محقق را دشنام میدهند و او را به وطنفروشی و خاکفروشی متهم میکنند.
اگر من بهجای استاد محقق میبودم، و مردم من را اینقدر چنین و چنان میگفتند چنین پاسخ میدادم:
دوستان گرامی! خاک فروشان و وطن فروشان اصلی افغانستان را قبلا فروخته اند برای فروختن چیزی دیگر باقی نمانده است، که یا کسی دیگری آن را بفروشد.
اگر باور ندارید، شاه شجاع در سال ۱۸۳۸ میلادی، در بدل سالانه ۳۰ لک روپیه هندی؛
امیر محمد یعقوب خان در سال ۱۸۷۹ میلادی، در بدل ۶۰۰ هزار کلدار هندی؛
و امیر عبدالرحمن خان امیر فولادین بعضی ها در سال ۱۸۹۳ میلادی، در بدل سالانه ۱۲ لک روپیه، بخشهایی از سرزمین افغانستان را به انگلیس ها فروختند.
بنابراین، دیگر چیزی برای فروختن باقی نمانده است؛ آنچه که بود، پیشتر فروخته شده است چرا من دشنام می دهید، چرا از آن بزرگواران وطن فروش یادی نمی کنید
>>> منابع موثق دیپلماتیک می گویند در سال ۲۰۱۷ پیش از آغاز سیم خاردار کشی یا حصار کشی در امتداد مرز میان افغانستان و پاکستان حنیف اتمر، مشاور شورای امنیت همراه با سفیر افغانستان در پاکستان عمر زاخیلوال و سرتاج عزیز مشاور امنیت ملی و سیاست خارجی حکومت نواز شریف بر اثر وساطت انگلیس ها بصورت مخفی به لندن سفر نموده، روی حصارکشی مرزی در لندن تفاهم کردند که نوعی به رسمیت شناسی مجدد صلاحیت پاکستان بر مرز دیورند بود و است. با آغاز روند حصارکشی از جانب پاکستان،حکومت وقت با فریب افکار عامه اعلامیه های در نکوهش حصار کشی دادند؛ اما واقعیت امر این بود که اتمر،زاخیلوال به خاطر اهداف سیاسی و انتخاباتی شان دست به این کار زدند و اشرف غنی پسان تر ها از تحرکات مشکوک اتمر و زاخیلوال خبر شده بود.اتمر و زاخیلوال در نظر داشتند با کارت حمایت آمریکا و پاکستان در انتخابات ۲۰۱۹ قدرت مند تر وارد شده غنی راکنار بزنند؛ اما آمریکا باورود به مذاکره با طالبان محاسبات سیاسی و آرمان های سیاسی اتمر را به هم زد که درواقع بازی اتمر خراب شد و روابط با غنی هم به تنش و کشیدهگی گراییده و اتمر ناگذیر به استعفا شد.این منبع معتبر در کابل حضور دارد و به دلیل حساسیت های امنیتی نامش گرفته نمی شود می گوید بارها شاهد معامله های آشکار و تفاهم های واقعی روی دیورند توسط اعضای پارلمان از ولایات مرزی و سیاست گران بوده، اما آنها در انظار عامه دیورندخواهی و بحث های هویتی دیورند محور را مطرحمی کنند که نه دلسوزی به جامعه پشتون بلکه پیشبرد تجارت پولی، سیاسی و انتخاباتی بوده است و اعضای خانواده های شان کارت شناسانی پاکستانی دارند .منابع تاریخی،آثار و خاطرات سیاسی وجود دارند که رهبران حاکم در افغانستان روی اهداف سیاسی و بدهو بستان های کم اهمیت حاضر به معامله سیاسی روی خط دیورند شده بودند.
>>> گپ که آقای محقق تازه گفته است آقای پدرام در سال ۲۰۱۷ گفته بود !
همان های که اکنون در آمریکا، کانادا، استرالیا و اروپا در فضای مجازی در برابر گفته های محقق خودترقانی میکنند در آن زمان در ریاست جمهوری، شورای امنیت ملی، ریاست امنیت ملی، وزارت دفاع و پارلمان افغانستان مصروف دزدی ، قاچاقبری و ثروت اندوزی بودند و در مقابل پاکستان زبان شان گنگ و لال بود و بسیاری های شان برای پاکستان جاسوسی میکردند و در همان وقت دروازه مرز تورخم را مشترکا افتتاح کردند و در همان وقت پاکستان مرز دیورند را سیم خاردار گرفت و هیچ کدام اینها رفته در مرز دیورند در مقابل پاکستان خودترقانی نکردند .
حسن علی عدالت
>>> نیلوفر ابراهیمی، عضو پیشین مجلس نمایندگان، میگوید خط دیورند از نظر تاریخی و حقوق بینالملل یک مرز رسمی میان افغانستان و پاکستان است و ادامه بحث درباره آن اتلاف وقت محسوب میشود.
او تأکید میکند که این موضوع باید از احساسات و رقابتهای قومی جدا شود، زیرا واقعیتهای حقوقی قابل انکار نیستند. به باور وی، مشکل اصلی امروز افغانستان نه دیورند، بلکه فرار از واقعیت و متهمسازی دیگران است.
ابراهیمی همچنین میافزاید تا زمانی که اختلافات قومی حل نشود و یک روایت مشترک از تاریخ شکل نگیرد، رسیدن به اجماع ملی و پیشرفت واقعی امکانپذیر نخواهد بود.
>>> کمال ناصر اصولی در اظهاراتی گفته است که پاسپورت محمد محقق باید لغو شود و عنوان شهروندی یا وابستگی او به افغانستان مورد بازنگری قرار گیرد.
او همچنان تأکید کرده است که نباید به محقق اجازه ورود به افغانستان داده شود.
>>> در مورد چند و چون و اما اگر های خط دیورند و معامله های پیدا و پنهان حاکمان پشتون تبار روی دیورند،کتاب ها و منابع زیادی نوشته شده که بسیاری هواداران خط دیورند یا زحمت مطالعه ی آن را نمی کشند و یا قصدا نمی خواهند بخوانند.یکی از آن کتاب های خاطرات،کتاب خاطرات سیاسی دذو الفقار على بوتو، رييس جمهور پيشين پاكستان است. در كتاب خاطراتش تحت عنوان If Iam Assassinated که در سلول هاى زندان نوشته، آورده كه در سال ١٩٧٦ در سفرم به كابل ومذاكره با سردار محمد داوود قرار شد در بدل رهايى سران ورهبران حزب ملى عوامى كه به اتهامى در زندان بودند، افغانستان خط ديورند رابه عنوان مرز رسمى به رسميت بشناسد. متعاقبا در سفر محمد داوود به پاکستان نيزمتن راهيئت دو طرف مذاكره وبراى تاييد به من آوردندكه پاکستان سران حزب عوامى رارها كرده وافغانستان اين مرز رابه عنوان مرز بين المللى به رسميت مى شناسد و اين عمل بالمثل مورد تاييد من وسردار داوود بود. قرار شد در سفر به افغانستان آنرابه امضا برسانيم كه بنابر تحولات حادث در پاکستان وكودتاى ضيا الحق اين سفر صورت نكرفت».پی دی اف انگلیسی کتاب به همان نام در گوگل است.گفته های بوتو حاکی از آن است که سردار داوود حاضر به این توافق سیاسی روی دیورند شده بود؛ اما در انظار عامه به پشتونستان خواهی بی حد و حصر و سخنان عوام فریبانه برای فریب پشتون ها می پرداخت.حاکمان بعدی تا حلقه ها و اطرافیان غنی روی خط دیورند و حصار کشی تفاهم کردند.واقعیت ها را نمیشود کتمان کرد در باب دیورند دروغ بافی های زیادی صورت گرفت، چنانچه در باب تاریخ، اقوام هویت ،شکل گیری کشور دروغ ها و کتاب های جعلی از سوی مورخان درباری نوشته شده بود؛اما خوش بختانه آثار و نوشته های واقعی در خاطرات سیاسی رهبران پاکستان وجود دارد که به فهم عینی واقعیت ها مخصوصا در باره چگونگی روابط و موضوع دیورند کمک می کند.
نوت:در مورد همین طالب که آورده شد و رهبر طالبان باور دارم ده سال پس از سقوط شان گپ های زیادی از سوی استخبارات کشورها مخصوصا انگلیس ،پاکستان و آمریکا بیرون خواهد شد یا کتاب های خاطراتی نوشته خواهد شد که چیزی به نام «هیبت الله»وجود خارجی نداشت. امیرالمومنین ساخته و پرداخته استخباراتی بود و یککود استخباراتی که به نام آن فرمان روایی شده و پروژه طالب پیش برده می شد.چنانچه در کتاب« کرنیل امام پاکستانی» واقعیت های زیادی از ملاعمر و طالبان دور اول را فاش کرده است.
>>> Sami Darayi
قاری عیسای محمدی، در برنامه دیدگاه با آقای مسعود ملک، ضمن اینکه استاد محقق را به چهار کتاب کافر کشید، اما از استاد ربانی، آمر مسعود و مارشال فهیم به نیکویی یاد کرد، چون که اونها خط دیورند را نپذیرفته بودند.
من که سخنان مارشال فهیم و نقش فهیم را شنیده و دیدهام و به حماقت سیاسی وی هیچ شکی هم ندارم، اما در پیوند به ربانی و مسعود، جز پراکندهگویی و تناقض گویی چیزی نشنیدهام.
مسعود و ربانی چه نظر داشتند؟
>>> ژست طلبکار
پشتونها اگر دیورند را قبول ندارند، دلیلش این است که میلیونها پشتون آنسوی دیورند هستند. میلیونها انسانی که در صورت ملحق شدن به پشتونهای افغانستان، یک اکثريت مطلق و غیر قابل مهار خواهند شد.
طالبان در دوران حکومت جمهوری، با پشتیبانی نیروی انساني و لجستیکی پشتونهای آنسوی دیورند، با هموطنان خود میجنگیدند و اکنون هم بر سر حمایت از همان ها، با اسلام آباد به مشکل خورده اند.
پاکستان علاقمند است مرجعیت مذهبی پشتونهای پاکستان را در قندهار نگاه دارد، به این امید که با کنترل صاحبان فتوا در قندهار، بتواند آنها را هم مهار کند، اما هرگز علاقمند نیست که لر و بر، داری جغرافیای سیاسی واحد باشند.
حذف خط مرزی دیورند، ظرفیتهای پشتونها و طالبان را قطعا افزایش میدهد، اما برای بقیه ساکنان افغانستان هیچ آورده ای نخواهد داشت.
همین حالا که دیورند، مرز رسمی دو کشور است، طالبان هزاران پشتوی آنسوی خط را وارد افغانستان کرده اند و از جمله در حاشيه کانال قوش تپه و زمین های حاصلخیز ولایات شمالی به آنها اسکان داده اند تا بافت جمعیتی را تغییر دهند.
حال اگر خط مرزی برداشته شود و جمعیت پشتونها یکباره میلیون ها نفر افزایش یاید، چه بلایی بر سر ساکنان بومی و اصلی افغانستان خواهد امد؟
به رسمیت شناختن خط دیورند که هیج، حتی ملحق شدن بخشی از مناطق پشتون نشین به پاکستان هم چیزی نیست که غیر پشتونها با آن، مخالف باشند.
این وضعیت، ثمرهی فزونخواهی و انحصار طلبی پشتونهاست . بنابراین آنها نباید ژست طلبکار داشته باشند.
سيد احمد موسوی مبلغ
>>> محقق من ما ها فکر کردم بعد نظر دادم بعضی ها خوشش نیامد حتی به من توهین کرده به من کفته نونی گدای میخوری گوز هوای میزنی
جاغوری
>>> عالیقدرجلالی صاحب!
خداوراستی بی نهایت مقبول نوشتی.اری پشتونهادوطرف خط واقعی دیورند(فرضی نی)اند،ولی تاجک ها،ازبک ها وترکمن هاهم نصف یک طرف ونصف طرف دیگردریای اموقراردارند.خیراین معظله را چطورحل کنیم؟به حلوا گفتن دهن شیرین نمیشود.اری پشتونهای اینطرف راازنظررفاه اجتماعی به اسمانها رسانیدید وحال وقت انست که غم پشتونهای انطرف مرزخورده شود.زنده بادعقلانیت ومرده باداحماقت.
عاقل
>>> دیدگاه من.
اری نظرات مختلف است.ولی ازنظرمن پاکستانی هامیتوانستندبگویند.اری شمادرست میگویید(لروبر) پشتونها نیم یکطرف ونیم طرف دیگر.بهتراست همه دریک مملکت ومربوط پاکستان باشد،شما که کفایت رهبری یک قریه کوچک وحتی یک فامیل را هم ندارید،حتی همین قدرعقل وشعورندارید که اطفال به مکتب ضرورت دارند.درصورت همه پرسی هم به یقین ساکنان جاهلستان شرقی وجنوبی پس ازنیم قرن جنگ احمقانه الحاق به پاکستان رانسبت به وضع موجودترجیح خواهندداد.
بشیربشارت
>>> Ghafar Nabizada
این شلیک هدفمند جناب محقق در جگر نواسه های عبدالرحمن غدار اصابت کرد که در صفحات مجازی مانند سابق بی فرهنگ ها باز به فحاشی پرداخته اند .
>>> Bahara Noor
درود بر اقای محقق حرف دل هفتاد و پنج فیصد مردم خراسان را گفته اند
مرز فروخته شده و بار بار تمدید شده را شناخته
>>> Mohammad Rahim Rahim
بعد از تعیین نام افغانستان با نقشه ، جغرافیای کوچک و شکل کنونی توسط رهبری دوقدرت بزرگ وقت انگلیسها و روسها تعیین و مزدور بیگانه تشنه چوکی و قدرت امیر عبدالرحمن خان را در راس قدرت قرار دادند . این جغرافیایی کوچک بنام افغانستان در سال ۱۸۸۳ ه ش ، رسمن تعهدات و قراردادهای بین آنها یعنی روسها ، انگلیسها و عبدالرحمن خان امضا و تاءیید شد که باز ماندگان صاحبان قدرت و نظام همانند اجداد شان متعهد به قراردادها و پیمانهای آنها بودند و بالای ملت مظلوم ما باظلم و استبداد غیر انسانی حکومت کردند 😭 .
بدبختانه خراسان بزرگ باهمه افتخارات تاریخی و فرهنگی اش تکه و پار چه وزخمی به یک جغرافیای کوچک و جنجالی در تحت سلطه مزدوران بیگانه قرار گرفت و ملت با افتخار خراسان بزرک با قسمت از خاک اش ازتن درد مند این خطه با افتخار باستانی به خدمت بیگانه ها قرار گرفت 😭 .
با تاءسف که دشمنان این خطه باستانی و باشهامت هنوز آرام ننشسته و چشم به ثروت و داشته های این کشور درد و رنجدیده دوخته و مردم مظلوم این وطن را هر آن مورد انواع ظلم و استبداد غیر انسانی قرار میدهند 😭 .
>>> Sayed Wahied
کاش آنهای که دنبال معاونیت پای لچ کرده اند و در بیست سال گذشته به خاطر معاونیت به هر ذلت و معامله ای ننگین تن دادند چنین شهامت داشته باشند.
>>> سیدعبدالغفار فقیری
دقیقآ جناب وطن مادرطول ده های گذشته الی اکنون روز خوشی ندارد ازهمین خاطر است درزمانیکه، عبدالرحمن غدار این معامله ننگین را امضاکرد اکثرآ نماینده های اقوام کشورکه در حکومت موجودبودند اونوقت کجابودند چرا مخالفت نکردند سالهاست که دراثرموضع گیری رهبران فراری وفاسد خاطردیورند ،کشورچتلستان ملت ما را به خاک وخون میکشاند گذشته ها گذشته هرگز به غصه خوردن گذشته برنگشته وقتیکه جامعه بین الملل این خط را به رسمیت شناخت دیگرقصه مفت است بگذارند که ملت نفس به راحت بکشند تاچه وقت جنجال دیورند
>>> Darwaaz Badakhshan
اینکه تا هنوزهم این وطن فروشان مزدور جاسوسان معلومالحال را نشناخته آید درعقل شما هم مشکل وجوددارد
>>> Ezedyar Farid
کاش تمام بزرگان تاجک، ازبک و هزاره همین جرآت ره به خود بدهند.
که این قوم بی انصاف بفهمد که برتری طلبی دیگر یک مهره سوخته است. استفاده اش دیگر کاربرد ندارد.
محقق صاحب حرفت بجا
>>> Dr-Haroon Sa
به نبض و دل پاکستان چیزی گفته البت باز پاکستان پشت پرده کدام چوکی چور و فساده برایش وعده داده ....، " شتر در خواب بیند پنبه دانه..".
>>> M Zekrya Mohammadi
معضله خط فرضی دیورند برای همیشه لاینحل باقی خواهد ماند این درحالیست که محقیق این موضیع گیری را ازسر برخورد امارت اسلامی گفته باشد چون دارای های اورا مصادره کردند
>>> دکتر نجیب سلام
به پاسخ آقای ملک ستیز در مورد بحث سرحد دیورند ؛
این سخن که گویا رسمیت یک مرز بینالمللی وابسته به تأیید نهادهایی مانند شورای امنیت سازمان ملل است، از بنیاد با اصول حقوق بینالملل ناسازگار است. در ساختار نظام جهانی، مرزها عمدتاً بر پایهٔ معاهدات رسمی میان دولتها، عرف پذیرفتهشدهٔ بینالمللی، و اصل تداوم و جانشینی دولتها تثبیت میشوند، نه از مسیر رأیگیری در شورای امنیت سازمان ملل. وظیفهٔ شورای امنیت حفظ صلح و امنیت جهانی است، نه تعیین یا تصویب مرزهای کشورها.
در مورد خط دیورند، این مرز بر اساس توافق رسمی میان دولت افغانستان و هند بریتانیایی در سال ۱۸۹۳ تعیین شد. پس از تشکیل کشور پاکستان در ۱۹۴۷، مطابق اصل پذیرفتهشدهٔ جانشینی دولتها، تمامی تعهدات و مرزهای بهجا مانده به دولت جدید منتقل شد. بر همین مبنا، جامعهٔ جهانی و سازمان ملل مرزهای پاکستان، از جمله خط دیورند، را بهعنوان مرز رسمی میشناسند، بیآنکه نیازی به تأیید جداگانه از سوی شورای امنیت وجود داشته باشد. این رویه، قاعدهای عمومی برای حفظ ثبات در نظام بینالملل است.
این ادعا که چون این مرز از «فیلتر» شورای امنیت نگذشته، رسمیت ندارد، نه پشتوانهٔ حقوقی دارد و نه با رویهٔ عملی جهان سازگار است. اگر چنین منطقی پذیرفته شود، اساس بسیاری از مرزهای موجود در جهان زیر سؤال میرود و نظم بینالمللی دچار آشوب میگردد.
در پایان، خطاب به شما، آقای ستیز، باید تاکید کنم، نباید ذهنیت مردم را با کجبحثیها مخدوش کرد و برای یک ادعای از پیشساخته، دلایل نامربوط آورد. بحث در چنین موضوعاتی نیازمند دقت حقوقی و صداقت فکری است، نه بازی با واژهها و تحریف واقعیتها.