| تاریخ انتشار: ۰۰:۴۱ ۱۴۰۵/۱/۲۹ | کد خبر: 179170 | منبع: |
پرینت
|
|
در چهل روزِ تجاوز آشکار و بیپردهٔ اسراییل و آمریکا به ایران، بخشی از ما افغانستانیها برای اعلام همدلی و حمایت از ملت ایران، چیزی نوشتیم، سخنی گفتیم یا پُستی منتشر کردیم. اما در مقابل، شماری از سلطنتطلبانِ خارجنشینِ ایرانی، با نادیدهگرفتن این همبستگی انسانی، از همان ابتدا به مهاجران افغانستانیِ مقیم ایران برچسب «مزدور» و «نیابتی» زدند و با لحنی طلبکارانه پرسیدند: «چرا باید در مسایل ایران دخالت کنید و در کنار مردم این کشور بایستید؟»
پاسخ روشن است:
در چهار سال گذشته، ایران با مجموعهای از بحرانهای داخلی و تنشهای منطقهای مواجه بوده است؛ از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» گرفته تا تنش با همسایگان و تحولات پیچیده در منطقه. با اینهمه، مردم افغانستان—بهویژه در فضای مجازی—آگاهانه از ورود به این مباحث پرهیز کردند. نه در پی مداخله بودند و نه در صفبندیهای سیاسی ایران جای گرفتند. این سکوت، نه از بیخبری، بلکه نشانهٔ درک مرزهای مداخله و احترام به حاکمیت دیگران بود.
اما تجاوز نظامی خارجی به ایران، مسالهای کاملاً متفاوت است. در اینجا سخن از انتخاب میان حق و باطل است و نمیتوان در برابر آن بیطرف ماند.
وقتی آمریکا و اسراییل به خاک ایران حمله میکنند، دیگر بحث بر سر گرایش سیاسی یا نوع حکومت نیست؛ مساله، ایستادن در برابر تجاوز است. هر افغانستانی که این حمله را محکوم کرده، نه مزدور است و نه نیابتی؛ بلکه در سمت درست تاریخ ایستاده است، در کنار اصلِ مخالفت با اشغال، تجاوز و زورگویی.
واقعیت مهمتر این است که هرگونه فروپاشی یا تغییر نظام سیاسی در ایران با تکیه بر نیروی خارجی، فقط یک بحران داخلی نخواهد بود؛ بلکه زلزلهای ژیوپلیتیکی در منطقه ایجاد خواهد کرد. پیامدهای چنین سناریویی برای مردم ایران میتواند بهمراتب ویرانگرتر از سقوط جمهوریت در افغانستان باشد: گسترش بیثباتی، خطر تجزیه، موجهای جدید مهاجرت، ناامنی فراگیر و باز شدن پای بازیگران خارجی به کل منطقه.
بنابراین، حمایت محدود و انسانی برخی افغانستانیها از مردم ایران، نه از سر وابستگی، بلکه تصمیمی آگاهانه، مبتنی بر منافع ملی و نگرانیهای واقعی منطقهای است.
در این میان، پهلویخواهان که بار دیگر با حمایت از تجاوز آمریکا و اسراییل به وطن شان، در سمت نادرست تاریخ ایستادند، تلاش دارند این رسوایی سیاسی را با فرافکنی بپوشانند و آن را به گردن مهاجران افغانستانی بیندازند. اما حقیقت این است که حمایت از حمله به کشور خود، لکهای نیست که با تبلیغات و هیاهو پاک شود؛ این یک شکست اخلاقی و سیاسی است که در حافظهٔ جمعی باقی خواهد ماند.
جمال عبدالناصر حبیبی