| شورای خانه بدوشان ترکیه نشین، خواستار «گفتگوی معنادار» شده اند؛ این بازتاب رویکردی معامله محور و کوتاه بینانه است | ||||
| تاریخ انتشار: ۰۰:۲۶ ۱۴۰۵/۱/۲۹ | کد خبر: 179169 | منبع: |
پرینت
|
|
خانه بدوشانی که حافظه تاریخی خود را از دست داده اند؛
شورای خانه بدوشان ترکیه نشین، در تازه ترین اعلامیه خود خواستار «گفتگوی معنادار» شده اند؛ مفهومی که در روایت این جریان، نه به معنای حل و فصل ریشهای بحران؛ بلکه به معنای دستیابی به سهمی حداقلی از ساختار قدرت است. چنین مطالبهگری، بیش از آنکه نشانی از مسوولیت پذیری سیاسی یا نگاه راهبردی باشد، بازتاب رویکردی معامله محور و کوتاه بینانه است.
برای تازه سازی حافظه تاریخی این دوستان؛ یاد آوری یکی از رخدادهای مهم دهه هفتاد خورشیدی بیجا نخواهد بود.
در سال ۱۹۹۵ در نخستین دوره ای حاکمیت طالبان، زمانی که این گروه تازه کندهار را تصرف کرده بود، یک هواپیمای ملکی آریانا که از هرات به مقصد کابل در پرواز بود، توسط طالبان ربوده و در کندهار فرود آورده شد. مسافر اصلی این هواپیما سید عبدالله نوری، رهبر نهضت اسلامی تاجیکستان و از مخالفان دولت وقت تاجیکستان بود. او را نزد ملاعمر بردند.
ملاعمر از نوری خواست تا از طالبان حمایت کند و وعده داد که پس از تسلط طالبان بر افغانستان، نوبت «تحول» در تاجیکستان خواهد رسید و او به عنوان رییس دولت اسلامی مورد حمایت طالبان قرار خواهد گرفت.
اما سید عبدالله نوری در پاسخ، او را به صلح و گفتگو با دولت استاد ربانی فراخواند و یادآور شد که استاد ربانی نیز مجاهد و مسلمان است و ادامه جنگ تنها به ریختن خون مسلمانان میانجامد.
ملاعمر در واکنش، کلاشینکف خود را از زیر میز بیرون آورد و روی میز گذاشته و گفته بود: در افغانستان «گفتگو» بیمعنا است؛ تنها «قدرت سلاح» است که صلح را تعیین میکند. هرکسی به غیر از این باور داشته باشد، از جمع ما نیست.
پس از آزادی، سید عبدالله نوری به مزار شریف رفته و موضوع را با استاد ربانی در میان گذاشت بود. استاد ربانی نیز در پاسخ گفته بود: اگر برادران به گفتوگو باور ندارند، میل سلاح ما که کاه پرنیست؛ بسمالله! تا آخرین تیر میجنگیم.
و چنین هم شد.
حالا دوستانی که تصور می کنند بدون برخورداری از قدرت گرم و بازدارندگی میتوانند از مسیر گفتگو به صلح پایدار برسند، یا تاریخ این سرزمین را نخوانده اند یا حافظه سیاسی خود را از دست داده اند.
جنگ، بیتردید واژهای نفرین شده است و هیچ انسان نجیبی به خشونت تمایل ندارد. اما در منطق روابط قدرت، جنگ «زبان دیگر سیاست» است.
تا زمانی که یک بازیگر سیاسی فاقد قدرت بازدارندگی باشد، در معادلات منطقهای و بینالمللی جدی گرفته نمیشود. هیچ جریان سیاسی در هیچ دورهای از تاریخ با رویکردی مبتنی بر التماس به کمال نرسیده است و هیچ صلحی با التماس برقرار نشده است و نخواهد شد.
التماس تفکر!
جلالی