| گرچه توجیه ابتدایی جنگ، امنیت اسراییل عنوان میشد، اما پس از بستن تنگهٔ هرمز توسط ایران، این منازعه بهسرعت به مسالهٔ انرژی تبدیل شد... | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۳:۳۸ ۱۴۰۵/۱/۲۰ | کد خبر: 179131 | منبع: |
پرینت
|
|
با انتشار خبر برقراری آتشبس ۱۴روزه در منازعهٔ خاورمیانه، مردم در سراسر جهان بیگمان نفسی به آسودگی کشیدهاند. با این حال، احتیاط در چنین وضعیتی ضرور است. توقفهای جنگی همواره شکنندهاند؛ دستیابی به یک راهحل پایدار تقریباً یقیناً بیش از دو هفتهٔ کنونی زمان خواهد برد؛ و مذاکرات پیشِ رو زیر سایهٔ بیاعتمادی عمیق قرار خواهد داشت. گذشته از این، ایالات متحده در حالی که روند دیپلماسی هنوز جریان داشت، طی یک سال گذشته دو بار دستور بمباران ایران را صادر کرد. پاکستان، که در حال حاضر میانجی اصلی بهشمار میرود، حتی دولت اسراییل را به رسمیت نمیشناسد.
با این همه، روایتسازیها از همین اکنون آغاز شده است. هر یک از ایالات متحده، اسراییل و ایران مدعی نوعی پیروزی در پنج هفتهٔ اخیر منازعهاند. اما برای رییس جمهور امریکا، دونالد ترامپ، واقعیتها چندان امیدوارکننده نیست. حتی اگر وضعیت موجود دوام یابد، او رهبر عالی ۸۶ ساله را با فردی جایگزین کرده که سه دهه جوانتر است. نظام جمهوری اسلامی نهتنها پابرجا مانده، بلکه جسورتر، انتقامجوتر، نظامیتر و سختگیرتر شده است. تهران هنوز توانایی پرتاب طیارههای بیسرنشین تهاجمی در سراسر منطقه را دارد و بهزودی ظرفیت شلیک راکتهای بالستیک خود را بازسازی خواهد کرد. نگرانکنندهتر آنکه رهبری جدید ایران به امتیازی دست یافته که پیش از جنگ -و حتی در پنج دههٔ تنش با ایالات متحده- هرگز در اختیار نداشت: کنترول عملی تنگهٔ هرمز، مهمترین گلوگاه انرژی جهان و شاهراه انتقال کود کیمیاوی و هلیوم، که در تولید نیمههادیها نقش حیاتی دارد. اکنون که ایران دریافته است میتواند انرژی را بهعنوان سلاح جنگی به کار گیرد، دیگر نیازی به دنبالکردن سلاح هستهای ندارد-هرچند هنوز ۴۴۰ کیلوگرام یورانیوم با غنای بلند در اختیار دارد.
چرا ترامپ جنگی را دستور داد که اقتصاد جهانی را نسبت به آغاز سال، در وضعیت شکنندهتری قرار داده است؟ یکی از پاسخها را میتوان در سابقهٔ طولانی او در گوشدادن به رهبران دیگر کشورها، بهجای نهادهای استخباراتی خودش، جستجو کرد. احتمالاً دلیل آن این است که بازیگران بیرونی همان چیزی را به او میگویند که دوست دارد بشنود. یا شاید، بهگونهای وارونه از لطیفهٔ قدیمی گروچو مارکس، ترامپ از پذیرش ارزیابی هر کسی که حاضر است برایش کار کند، سر باز میزند. برخلاف جنگ عراق در آغاز این قرن -که ترامپ بهدرستی آن را بینتیجه دانسته است- کارشناسان دقیقاً پیشبینی کرده بودند که در صورت حملهٔ کاخ سفید به ایران چه رخ خواهد داد. اما ترامپ متخصصان داخلی را کنار گذاشت و خود را با افرادی احاطه کرد که در برابرش ایستادگی نمیکردند. دوام آتشبس کنونی نیز وابسته به آن است که آیا او اهمیت گوشدادن به کارشناسان را درک میکند یا همچنان به احساسات شخصیاش تکیه خواهد کرد.
یکی از رویدادهای دورهٔ نخست ریاستجمهوری ترامپ، بهگونهای پیشاپیش نشان داد که این جنگ چگونه از مسیر درست منحرف خواهد شد. در جولای ۲۰۱۸، پس از دو ساعت گفتوگوی پشت درهای بسته با ولادیمیر پوتین، رییسجمهور روسیه، در هلسینکی فنلند، ترامپ در برابر رسانههای جهانی ظاهر شد. در پاسخ به پرسشها دربارهٔ دخالت روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ امریکا، او گفت: «رییسجمهور پوتین میگوید کار روسیه نیست.» و افزود: «دلیلی نمیبینم که چرا چنین باشد.» این سخنان در حالی بیان شد که پوتین با چهرهای بیاحساس نظارهگر بود.
این عملکرد شگفتانگیز، در آستانهٔ جنگ با ایران نیز تکرار شد. در فبروری، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسراییل، به کاخ سفید سفر کرد و -به گزارش نیویارک تایمز-ارزیابی خوشبینانهای چهارمرحلهای از حمله به ایران به ترامپ ارایه داد: نخست، کشتهشدن رهبر عالی؛ دوم، فلجشدن توانایی موشکی ایران از طریق حملات هوایی؛ سوم، وقوع قیام مردمی؛ و چهارم، رویکارآمدن یک رهبر سکولار و تغییر نظام.
به نوشتهٔ تایمز، جان رتکلیف، رییس سازمان سیا، این سناریو را «مضحک» خواند. مارکو روبیو، وزیر خارجهٔ امریکا، آن را «بیاساس» دانست. و جنرال دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش، هشدار داد که اسراییلیها بیش از حد خوشبیناند و طرحهایشان همیشه بهخوبی تدوین نشده است.
ترامپ ظاهراً دریافت که بخشهای سوم و چهارم این طرح غیرواقعبینانه است، اما همچنان به دو بخش نخست علاقه نشان داد. با این حال، حتی بخش دوم- حملات هوایی به تأسیسات موشکی -نیز عمدتاً ناکام مانده است. بیش از ۳۰ دقیقه پس از اعلام آتشبس، مهمات خوشهای ایران بر فراز تلآویو منفجر میشد و نشان میداد که ایران همچنان قادر است همسایگان خود را تهدید کند.
گرچه توجیه ابتدایی جنگ، امنیت اسراییل عنوان میشد، اما پس از بستن تنگهٔ هرمز توسط ایران، این منازعه بهسرعت به مسالهٔ انرژی تبدیل شد؛ تنگهای که یکپنجم نفت و گاز جهان روزانه از آن عبور میکند. اینجا نیز کارشناسان غافلگیر نشدند. تولسی گبرد، رییس اطلاعات ملی امریکا، پیشتر گفته بود که ایران احتمالاً در صورت حمله، از این تنگه بهعنوان اهرم فشار استفاده خواهد کرد. اما ترامپ اندکی پیش از آن گفته بود: «چه کسی فکر میکرد چنین چیزی رخ دهد؟» و افزود: «هیچکس فکر نمیکرد کشورهای خلیج هدف قرار گیرند.» جز همان کارشناسانی که او نادیده گرفت. شبیهسازیهای جنگی بارها نشان داده بود که ایران احتمالاً به صادرکنندگان بزرگ انرژی مانند قطر، عربستان سعودی و امارات متحدهٔ عربی حمله خواهد کرد. کارشناسان همواره این واقعیتها را میدانستند اما ترامپ گوش نمیداد.
یکی از راههای فهم این ناکامی، توجه به زمینههایی است که از پیش شکل گرفته بود. در آغاز دورهٔ دوم، وفاداری برای تیم امنیت ملی ترامپ مهمتر از هر چیز دیگر بود. هرگونه انتقاد -even کوچک- سبب کنار گذاشتهشدن افراد میشد، حتی اگر تجربهٔ ارزشمند داشتند. بیش از ۱۳۰۰ کارمند وزارت خارجه برکنار شدند و شورای امنیت ملی تضعیف گردید. ترامپ بهجای دیپلماتهای حرفهای، بیشتر به دوستان و اعضای خانواده تکیه کرد.
علاوه بر این، فضای اطاعتپذیری در میان مقامات تقویت شد. انتقاد نکوهش میشد و تملق تشویق. در چنین محیطی، چاپلوسی به ابزار پیشبرد اهداف بدل شد.
عامل دیگر، موفقیتهای قبلی بود که شاید اعتمادبهنفس بیش از حد ایجاد کرد. جنگ ۱۲روزهٔ سال گذشته علیه ایران -با وجود غیرقانونی بودن- بهعنوان موفقیت معرفی شد. همچنین عملیات دستگیری رییسجمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو، این تصور را تقویت کرد که ترامپ شکستناپذیر است. او حتی گفته بود: «به حقوق بینالملل نیاز ندارم… تنها چیزی که میتواند مرا متوقف کند، اخلاق و ذهن خودم است.»
در صورت وخامت اوضاع، ترامپ همواره به رسانهها پناه میبرد. او در مدیریت فضای رسانهای مهارت دارد و بارها توانست بازارها را قانع کند که جنگ رو به پایان است. اما با طولانیشدن جنگ و فشار ایران بر اقتصاد جهانی، این اثرگذاری نیز کاهش یافت. در همین حال، ایران با استفاده از شبکههای اجتماعی و تصاویر طنزآمیز تولیدشده با هوش مصنوعی، در عرصهٔ تبلیغاتی برتری یافت.
در نهایت، تخصص اهمیت دارد. ممکن است کارشناسان اشتباه کنند، اما حضور و شنیدهشدن آنان ضروری است. اگر ترامپ این درس را نیاموخته باشد، بهاحتمال زیاد ایران و دیگر رقبای امریکا همچنان بر او برتری خواهند یافت.
سمیر بیات
نویسنده: راوی اگروال، سردبیر نشریه فارن پالیسی
منبع: فارن پالیسی
۹ اپریل ۲۰۲۶ مطابق ۲۰ حمل ۱۴۰۵
لینک مطلب: https://foreignpolicy.com/.../iran-war-ceasefire-trump.../