حکمتیار چرا پیروان خود را در غور از دست داد؟
 
تاریخ انتشار:   ۰۰:۰۸    ۱۴۰۴/۱۲/۱۵ کد خبر: 178986 منبع: پرینت

سیاست و قومیت؛
حکمتیار چرا پیروان خود را در غور از دست داد؟
۱- اولین بار به تمام عمرم، نقد قوم‌گرایی را از زبان آخوند صاحب ملا حسام الدین شینیه شنیدم که آن روزها در محضرش صرف بهایی و صرف میر می‌خواندم. او نزد دیگران در مورد قوم‌گرایی و قوم‌‌پرستی در دفاتر مجاهدین در پاکستان خاطره می‌گفت و قصه می‌کرد که متاسفانه قوم‌پرستی در میان احزاب خیلی رایج است.

۲- مردم غور در مناطق تاجیک-ایماق نشین در دوران جهاد شاید هشتاد در صد پیرو حزب اسلامی بودند. به شمول پدر من.
حکمتیار به حدی محبوب بود که حتا یک بار گاوچران قریه ما به خاطر اینکه کسی حکمتیار را چیزی گفته بود، گاوچرانی را رها کرد که دار و ندار من در دنیا حکمتیار است فلانی از او غیبت کرده است. مردم عذر بسیاری کردند تا دوباره حاضر شد به گاوچرانی برگردد.
عکس حکمتیار را ما کودکان می‌بوسیدیم و در خانه با احترام طرفش نگاه می‌کردیم.

۳- جنگ‌هایی کابل و پیوندهای قومی حکمتیار را در غور از محبوبیت انداخت. امروزه حکمتیار در غور ۴ نفر طرفدار هم ندارد. البته در کل افغانستان جز پسرش حبیب الرحمان حکمتیار، من طرفداری بر او نمی‌بینم. موقف امروزی او و پسرش البته موقف خیلی بدی نیست.

۴- چند تن از ملاهای غور در دور اول طالبان با طالبان بودند. بعد از تصرف غور این ملاها به رهبری مرحوم مولوی صدیق شنسبی، به خاطر ناراحتی از قوم‌گرایی طالبان، از آنها برگشتند و غور را به نفع دولت استاد ربانی سقوط دادند. هرچند طالبان چندی بعد دوباره غور را تصرف کردند، اما آن ملاها همیشه دولتی ماندند.

۵- کسانی که امروز هم در صفوف نظام فعلی افغانستان از غیر پشتون‌ها حضور دارند، در خلوت و میان خودشان از قوم‌گرایی نظام، شکایت دارند اما به دلایل مختلف بر زبان نمی‌آورند.
دیر یا زود این زخم‌ها سر باز می‌کند و تعدادی هم که هنوز آن را متوجه نشده اند متوجه می‌شوند.

چیزی که در یک کشور باعث رضایت مردم و تداوم حکومت می‌شود عدالت و برابری است. وقتی عدالت و برابری نباشد، بار کج به منزل نمی‌رسد و می‌افتد. فقط زمان به کار است تا همه آن را ببینند‌.

نبی ساقی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
حکمت‌یار
غور
نظرات بینندگان:

>>>   حرف حق را نوشتی ، آفرینت باد

>>>   بلی مثل دولت ربانی که قوم گرایی به اوج خود رسیده بود و حنا چوکی ریس جمهوری را در پله کونهای خود سریش الفی زده بود گاهی در غارهای قطعه ۳۱۵ گاهی در کانتنرهای تخار همرایی خود میبرد و پنچشری پنچرمین ازپنچرمینی به ستر جنرالی ارتقا کرد و حنا تشنابهای پارک شهرنو را اجاره گرفته و از هر نفر که قضایی حاجت می‌کرد ۱۵۰ افغانی میگرفت و اجاره دارش هم یک خانم پنجشیری بود و همین عدالت رباتی بود که چند سال در صلح و آرامش حکومت کرد و همه مردم از او راضی بود

>>>   جای بسیار تاسف است که هموطنان غوری ما از شخصی نهایت مظنون و خطرناک ضد وحدت ملی و ترقی پیرو ی کرده اند.
من هم از فعالیتهای سیاسی حکمتیار از امام صاحب که در ابتدا برای مدت کوتاه چپ گرا بود ،تا شهر کابل و پوهنتون کابل تا فرار او به پاکستان خبر دارم. شخصی که دین اسلام را وسیله برای انجام مقاصد شخصی و سیاسی خویش استفاده کرد .حکمتیار شخص ماجراجو ،تروریست است تا یک مسلمان مومن .شخصیتهای سیاسی در پروسه مبارزات سیاسی شان صرف کار متداوم سیاسی در بین مردم میکنند با مخالفین ایدیالوژیکی خود با قلم برخورد میکنند نه ترور .... چنانکه ما شاهد مبارزات و تظاهرات مسالمت آمیز چپی ها در افغانستان بودیم اما حکمتیار مثل حفیظ الله امین راه کوتاه رسیدن به قدرت را جستجو میکرد ،در سر راهش هر کی قرار میگرفت برداشته میشد ،
حکمتیار آن مسلمانی است که در دوران جنگ‌های تحمیلی بر افغانستان توسط امپریالیزم ، از تمام امکانات مالی ، معنوی ،نظامی کشور های کافر (( ناتو و اسراییل )) مستفید گردید تغذیه شد اما باز هم خود را مسلمان مینامید مثل اینکه امروز در خارج ،افغان‌ها از تمام امکانات مالی ،صحی حکومات غیر مسلمان استفاده میکنند و انرا چون شیر مادر حلال میدانند و در حین زمان در جستجوی گوشت حلال اند ...
خیر . بهتر میبود که آقای نبی ساقی از جفای که حکمتیار برای دین اسلام انجام داده است ،بیان کند ...شخصی که بیش‌ترین کمک های کفار را از طریق پاکستان دریافت میکرد و بیش‌ترین ضربات و تباهی را بر ساختار های نظامی ،اقتصادی تاسیسات تعلیمی افغانستان وارد کرده است ...
کسی که دین و دنیای خود را در پای ISI ریخت و شب وروز دست و پای ضیاالحق میبوسید...در شهر پشاور هر روشنفکر و هر شخصی را که احساس میکرد ، برایش می‌تواند جنجال بر انگیز شود به قتل میرساند ...
خاطرات تلخ تلفات ناشی از حملات راکتی شهر کابل توسط تنظیم های اسلامی بخصوص حزب اسلامی و جمعیت اسلامی ،تا هنوز در خاطرات کسانی که چنین جنایات بوده آند باقی است...
حکمتیار ثابت کرد که او از فرزند واقعی ضیاالحق هم برای جنرال پیشتر و وفادار تر است...او یکی از مشتریان محبوب و مورد اعتماد پاکستان بود و است ...اگر امروز زنده است بخاطر آن است که پاکستان او را برای پروژه های بعدی اش زیر بال خود گرفته است ورنه طالب او را هم چو رقیب سربه نیست میکرد...
فخر اهنگر

>>>   به آقای ساقی و خوانندګان سلام!
مشکل اقوام بعد از کودتای ثور سر ګرفت و رشد اجتماعی افغانستان را خدشه دار مرد. با تاسف باید یاد کرد، که فارسیزبانان هر شخصیت پشتون را به قومبګرا مسمی میکنند. در بین پرچمی ها و در بین جمعیتی ها پشتون های زیادی در سطح رهبری بودند، اما مشتاق زبان فارسی و ایفاری قدرت و پول بودن، که به نرخ روز مثل ماش میلولیدند! حکمتیار الحال ممکن عمر شان از ۸۰ زیاد باشد و در مسایل سیاسی نظر مشخص داشته باشند، اما اجتماع از وی فعلا متاثر نیستند، بخاطر اینکه تمام احزاب معلومالحال به خواست شرایط فعلی جوابګو نیستند. در ۵ سال طالبان توانستند ریشه های قدرت شان را در تمام افغانستان تقویه و تهدابګذاری کردند و در جنګ با پاکستان موفقانه مبارزه میکنند. در افغانستان یکتعداد کوشش میکنند اشخاص یک قوم مشخص را تحقیر، توهین و انګشتنما کنند، اما کار صحیح نیست. هر قوم یعنی پشتون، تاجک، هزاره، سادات، قزلباش، ایماق، اوزبیک، تورکمن، پشیی و دیګران حق زندګی بعنی تعلیم، تحصیل، کار، فامیل و روزګار روزمره با عزت و در امنیت دارد و نظر به استعداد و وفاداری به مملکت میتواند زعامت مملکت را داشته باشد و ملت را رهبری کند، اما افغانستان بی پشتو و پشتون ممکن نیست، زیرا ما تجربه حکومتداری تاجک، اوزبیک و هزاره را در سال های نود دیدیم و حکومتدار تحت اشغال را در زمان کارم، کرزی و اسرف غنی احساس کردیم. مردم به امنیت، زندګی صلحآمیز و ارزش های ملی دارند، که زبان پشتو، دین مقدس اسلام و تمامیت ارضی اساسات آنست.
وسلام

>>>   جای بسیار تاسف است که هموطنان غوری ما از شخصی نهایت مظنون و خطرناک ضد وحدت ملی و ترقی پیرو ی کرده اند.
من هم از فعالیتهای سیاسی حکمتیار از امام صاحب که در ابتدا برای مدت کوتاه چپ گرا بود ،تا شهر کابل و پوهنتون کابل تا فرار او به پاکستان خبر دارم. شخصی که دین اسلام را وسیله برای انجام مقاصد شخصی و سیاسی خویش استفاده کرد .حکمتیار شخص ماجراجو ،تروریست است تا یک مسلمان مومن .شخصیتهای سیاسی در پروسه مبارزات سیاسی شان صرف کار متداوم سیاسی در بین مردم میکنند با مخالفین ایدیالوژیکی خود با قلم برخورد میکنند نه ترور .... چنانکه ما شاهد مبارزات و تظاهرات مسالمت آمیز چپی ها در افغانستان بودیم اما حکمتیار مثل حفیظ الله امین راه کوتاه رسیدن به قدرت را جستجو میکرد ،در سر راهش هر کی قرار میگرفت برداشته میشد ،
حکمتیار آن مسلمانی است که در دوران جنگ‌های تحمیلی بر افغانستان توسط امپریالیزم ، از تمام امکانات مالی ، معنوی ،نظامی کشور های کافر (( ناتو و اسراییل )) مستفید گردید تغذیه شد اما باز هم خود را مسلمان مینامید مثل اینکه امروز در خارج ،افغان‌ها از تمام امکانات مالی ،صحی حکومات غیر مسلمان استفاده میکنند و انرا چون شیر مادر حلال میدانند و در حین زمان در جستجوی گوشت حلال اند ...
خیر . بهتر میبود که آقای نبی ساقی از جفای که حکمتیار برای دین اسلام انجام داده است ،بیان کند ...شخصی که بیش‌ترین کمک های کفار را از طریق پاکستان دریافت میکرد و بیش‌ترین ضربات و تباهی را بر ساختار های نظامی ،اقتصادی تاسیسات تعلیمی افغانستان وارد کرده است ...
کسی که دین و دنیای خود را در پای ISI ریخت و شب وروز دست و پای ضیاالحق میبوسید...در شهر پشاور هر روشنفکر و هر شخصی را که احساس میکرد ، برایش می‌تواند جنجال بر انگیز شود به قتل میرساند ...
خاطرات تلخ تلفات ناشی از حملات راکتی شهر کابل توسط تنظیم های اسلامی بخصوص حزب اسلامی و جمعیت اسلامی ،تا هنوز در خاطرات کسانی که چنین جنایات بوده آند باقی است...
حکمتیار ثابت کرد که او از فرزند واقعی ضیاالحق هم برای جنرال پیشتر و وفادار تر است...او یکی از مشتریان محبوب و مورد اعتماد پاکستان بود و است ...اگر امروز زنده است بخاطر آن است که پاکستان او را برای پروژه های بعدی اش زیر بال خود گرفته است ورنه طالب او را هم چو رقیب سربه نیست میکرد...
فخر اهنگر

>>>   سلام مجدد! آقای آهنګر یک بحث اهانت آمیز کرده اند و حکمتیار را تروریست خونده اند. جوان های افغانستان در بسیاری موارد معلومات ندارند. به آقای آهنګر باید یاد آور شد، که قتل های سیاسی را حزب پرچمی و بعدا خلقی ها به عهده داشتند. رهبر حزب مساوات مرحوم میوندوال را کی به قتل رساند؟ همفکر شما آقای ازهر به افتخار میګفت: ده همی ګوردیش که کت لغت زدم باز از جایش نخیست! این آقا هنوز زنده است و در جرمینی بودوباش دارند. بعد از انقلاب سرخپوشان به تاریخ ۱۱ ثور ۱۳۵۷ مشر قومی سید حکیم آغا از میدان و استاد عبدالرب که اول در لیسه حبیبیه و بعدا در شریاط استاد بودند به قتل رساندند، که به ترور دولتی اشاره میکند. یک سوال دیګر مطرح میشود که ببرک کارمل چرا آقای رهنورد پرچمی را اعدام کرد؟ در زمان کوتاه خلقی ها پرچمی نیستو نابود میشدند و کارملی ها بعد از تجاوز شوروی آمدند و تا که توانستند خلقی ها را کشتند و ترور کردند و باعث از همپاشی مملکت ګردیدند. آیا کودتاه مزدک، کاویانی، وکیل، عظیمی، دلاور و دارو دسته اش یک ترور دولتی نبود، که قدرت را با جمعیتی ها، جنبشی ها و حدتی ها تقسیم کردند و نجیب را سقوط دادند و زمینه جنګ های داخلی را شکل دادند! بعد از تجاوز روس ها در سمنګان جلیل پرشور والی بود و پشتون های منطقه را به نام باندیست امینی شوقی میکشت! همین آقا با آقای رهنورد در قتل یک اوزبیک ګروه کار دست داشتند و او را در کمیته حزبی ولایت بلخ به مشت و لګد به قتل رساندند و جسد ش را در دادند و در ساحه کمیته حزبی مخفی دفن کردند. رهنورد کشته شد، پرشور از آمریت زون شمال برطرف و در یکی از مدیریت های خاد در کابل مقرر شد که از دید مردم پناه شود و نور احمد نور به شوروی رفت که آتش کمی خموش شود! در ساحه پوهنتون و پولتخنیک محصلین از دست پرچمی ها روز آرام نداشتند و به هر شکل ترور ذهنی میشدند، لتو کوب میشدند و در چارچوب خاد قتل میشدند! پس جهاد فرض عین بود و ملت غیور افغانستان بخاطر آزادی ملت مبارزه کردند، همین چپی ها شرایط جنګ های قومی را به وجود آورده بودند، که ملت قربانی شد و جهاد بدنام!
در مورد حکمتیار صاحب باید عرض کرد، که یک شخصیت چند بعده دارند، در حدود ۱۲۰ کتاب به فارسی و پشتو نوشته اند و کتاب هایشان نشر شده. به نظر من نظریات شان به نسل آینده منتقل میشود و آنها قضاوت خود را خواهد داشتند. در جهاد مقابل روس ها و در مقابل امریکایی ها رول عمده را داشتند و موقف فعلی شان در مقابل طالبان هم اصولا صحیح است. در پاکستان میخواستند بکشنش به ایران پناه برد و ایران هم در اواخیر پلان دستګیری شان را داشتند که به امریکایی ها تسلیم دهند، اما حکمتیار به آغوش ملت پناه برد و در افغانستان مبارزه خودرا در مقابل امریکایی ها به پیش برد. بر سر حکمتیار یک جایزه ۱۰ میلیون دالری از طرف امریکایی ها ګذاشته شد، اما در آغوش ملت از ظلم امریکایی مصون ماند و امروز هم در بین مردم جای خاص خود را دارد. در اخیر باید یاد کرد که از تاریخ هیچ چیزی پنهان نمیماند! وسلام
لمر

>>>   من از اول میدانستم که اقای امامی ودیگران در غور در جهت مخالف منافع خویش روان اند
پشیمانی سودی ندارد تنها غوریان فریب نخورردند بلکه خیلی از هموطنان ما با چهره اصلی گلبدین اشنا نبودند
عزت در خور هرکسی نبوده وبهد از چند وقت اصلیت ناخلف ظاهر میشود

>>>   قوم گرائی ۵۰ سال است ما مردم افغانستان را به خاک وخون شانده است از الف تا یا کلش قوم گرا هستند وقتی به قدرت می رسند قوم گرائی را مانند خدا پرستش می کنند تنها استاد ربانی وگلبدین نیست از چوپان های کوه های سلیمان شروع تا تاج داران دره های بدخشان همه وهمه قوم گرا هستند.
آریا از جرمنی


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است